مسعود میرکاظمی وزیر سابق بازرگانی

مسعود میرکاظمی وزیر سابق بازرگانی و نفت با بیان ناگفته‌های خود از دولت‌های نهم و دهم، گفت: می‌خواستند به زور معاونانم را تغییر دهند.

به گزارش جهان، مسعود میرکاظمی، وزیر 51 ساله‌‌ای که اگرچه ورودش به کابینه محمود احمدی‌نژاد بی‌حاشیه و به آرامی صورت گرفت، اما خروج پر حاشیه‌ای بود. به گفته خودش، یک روز صبح وارد دفتر کارش شد و نامه‌ای را با امضای معاون اول رئیس‌جمهور دریافت کرد که در آن نوشته شده بود که "وزارت نفت در نیرو ادغام شد." بعد از آن، موضوع را از محمدرضا رحیمی پیگیری کرد و در جواب این جمله را شنید که شما در پست خود مشغول به کار باشید، اما نامه‌ها را "نامجو" -وزیر نیرو- امضا می‌کند. این طور بود که از ادامه کار با دولت دهم بازماند. کار کردن او البته با محمود احمدی‌نژاد حواشی بسیاری هم داشت که از اصرار وی بر برکناری مدیران نفتی علیرغم میل میرکاظمی تا اختلاف‌نظرها در رابطه با شیوه هزینه‌کرد درآمدهای نفتی کشیده شد.

5 بخش مهم از اظهارات وزیر سابق بازرگانی و نفت
برخی از نمایندگان مجمعی دو لیست جلوی من می‌گذاشتند و می‌گفتند که اگر امضا کنید، ما همه مجمع به شما رای می‌دهیم که بنده نپذیرفتم.
اواخر دولت نهم احساس می‌‎کردم که به دلیل اختلاف سلایق یا درخواست‌هایی که برای برخی افراد و مدیران بود، قادر به ادامه کار نیستم، چراکه معتقد بودم یک وزیر باید مدیرانش را خود انتخاب کند و برای همین پاسخگو است.
در جریان اختلاس 3000 میلیارد تومان، نامه‌ای بنا به پیشنهاد فردی سرشناس، به وزارت بازرگانی ارسال شده بود که گروه آریا (اختلاس گر بزرگ) را به عنوان مباشر تامین کالا معرفی کرده بود که البته ریالی هم به آنها پرداخت نشد و خوشبختانه به سرعت جلوی کار گرفته شد
به معاون اول رئیس جمهور گفتم که با این نامه ( ادغام نفت در نیرو)، آقای نامجو (وزیر نیرو) باید نامه‌ها را امضا کند. او جمله‌ای را به کار برد که شاید دلیل رفتن من از وزارت نفت بود؛ وی گفت "شما باشید ولی امضا نکنید"، من هم تشکر کردم و همانجا به دانشگاه رفتم.
برخی اوقات پول نفت را برای سرمایه‌گذاری در اختیار وزارت نفت نمی‌گذاشتند و بنده مجبور بودم که برای چانه‌زنی در بودجه به مجلس بروم، علیرغم اینکه ریاست جمهوری گفته بود چینین کاری نکنید؛ به هر حال بنده مجبور بودم که مقابل دولت قرار گیرم.
 

 
میرکاظمی در این گفتگو از حواشی کار خود با دولت نهم و دهم، پرده برداشت. گفتگوی مشروح همشهری اقتصاد با وزیر سابق بازرگانی و نفت را در ادامه می‌خوانید.

• آقای دکتر چطور وارد اقتصاد و سیاست و کابینه و دولت آقای احمدی‌نژاد شدید؟

- در تهران دوران ابتدایی و دبیرستان را گذرانده‌ام و بلافاصله دانشگاه علم و صنعت رشته مهندسی صنایع پذیرفته شدم. فوق لیسانس را نیز در همانجا گذراندم و در همان رشته و دکترا نیز هم در بورسیه اعزام به خارج قبول شدم و هم در تربیت مدرس که البته ترجیح دادم تربیت مدرس را انتخاب کنم، ضمن اینکه در سال 67 نیز تدریس را با کارشناسی ارشد مهندسی صنایع در دانشگاه علم و صنعت آغاز کردم. در ادامه به تدریج دروس مهندسی صنایع را در مقاطع تحصیلات تکمیلی تدریس کرده، چند انجمن علمی تشکیل دادم که انجمن لجستیک، انجمن مهندسی تعمیرات از جمله آن است و در عین حال، چند مرکز تحقیقاتی از جمله "مرکز مطالعات و بررسی سیستم‌ها و افزایش بهره‌وری"، "مرکز مطالعات بنیادی" و "مرکز مطالعات لجستیک" نیز راه‌‎اندازی کردم. در مسیر اجرا نیز از ابتدای انقلاب فرهنگی در دانشگاه علم و صنعت فعال بودم و در تعطیلی دانشگاه که در زمان دفاع مقدس بود، بر حسب تکلیف وارد سپاه شدم و بعد از مدت کوتاهی، مسئول یکی از مناطق هفت‌گانه سپاه تهران شدم، بعد از آن نیز در حوزه‌های دانشگاهها ادامه کار دادم. در آخرین مسئولیت‌ها هم به عنوان وزیر بازرگانی و وزیر نفت مشغول به کار بودم.

• سابقه آشنایی شما با رئیس‌جمهور از همان دانشگاه علم و صنعت شروع شد؟

- بله. در زمانی که انقلاب فرهنگی در علم و صنعت شروع شد، با او و جمعی از دوستان کار را دنبال می‌کردیم.

• قبل از آن روزی که خبر کاندیدا شدن وی را برای دولت نهم شنیدید، می‌دانستید که وی می‌خواهد کاندید شوند یا برای شما غیرمنتظره بود؟

- بعد از اینکه احمدی‌نژاد برای استانداری اردبیل انتخاب شد، بنده نیز در تهران مسئولیت‌هایی داشتم که منجر به این شد که ارتباط زیادی با او نداشته باشم؛ ولی زمانی که به شهرداری تهران آمد، باز هم ارتباط زیادی با وی نداشتم تا زمانی که وی، بنده را دعوت به همکاری کرد. آن زمان بود که مجدد این ارتباط برقرار شد.

• به دکتر احمدی‌نژاد رای دادید؟

- بله هم در سال 84 و هم در سال 88 به او رای دادم.
 
• چطور دعوت به کار شدید؟ تماس از جانب خود وی بود؟
- بله. در ایامی که او افراد پیشنهادی برای وزرا را مطالعه می‌کرد، من به همراه خانواده در حج بودم. بعد از اینکه بازگشتم، دوستان اعلام کردند که آقای دکتر احمدی‌نژاد شما را به دفترش دعوت کرده است. در واقع از جانب کمیته‌هایی که افراد را برای احراز پست وزارت بررسی کرده بودند، نام بنده نیز بود. بعد که پرسیدم که چطور یاد ما افتادید، متوجه شدم که از مراکز مختلفی نام بنده مطرح شده بود که از جمله آن بسیج اساتید، انجمن‌های علمی مختلف و سپاه کاندیدا شده بودم. حتی برای وزارتخانه‌های دیگر به جز بازرگانی نیز بنده مطرح شده بودم؛ اما بنده بی‌اطلاع بودم. وقتی برگشتم نزدیک به نهایی شدن این اسامی بود که از بنده نیز دعوت شد تا در بخش بازرگانی کشور به دلیل دارا بودن مدرک در رشته مهندسی صنایع که به زنجیره‌های تامین مرتبط است، مشغول به کار شوم. مهمتر از این، در زمان دفاع مقدس من سابقه کار در لجستیک سپاه را داشتم.
 
• از همان ابتدا برای پست وزارت بازرگانی پیشنهاد شده بودید؟

- بله. البته در فهرست‌هایی که به کمیته بررسی افراد ارایه شده بود، نام بنده برای وزارتخانه‌های دیگر نیز مطرح شده بود. طبق آنچه که از دوستان مسئول در آن کمیته اطلاع پیدا کردم، برای وزارت صنایع نیز پیشنهاد شده بودم. بعد از آن نیز حتی زمانیکه با دکتر احمدی نژاد صحبت کردیم، من گفتم که در دانشگاه شاهد مشغول به کار هستم و علاقمندم در کارهای علمی و تحقیقاتی باشم و رغبتی به پذیرش این مسئولیت‌ها ندارم، حتی چندین نام هم پیشنهاد دادم که از آنها به جای بنده استفاده شود، ولی کمیته بررسی کرده بود، جمع بندی کرده بود که من حتما بروم که توفیقی شد که در خدمت مردم در این مقطع 4 سال باشیم.

• و آن میثاق‌نامه را هم امضا کردید؟
- میثاق نامه چیز بدی نبود. بحث آنها این بود که ارزشها را محفوظ بدارید و کار اقتصادی نکنید. این موضوع بدی نبود.
 
• ولی در اذهان عمومی این طور شکل گرفت که رئیس‌جمهور قصد دارد در انتخاب معاونان وزارتخانه‌ها و روند کاری آنها دخالت داشته باشد.

- خیر. این طور نبود که حتی چند نفر را پیشنهاد دادند، شاید در اذهان عمومی این بود که وقتی فردی مسئولیتی را می‌پذیرد، باید شروط آن را نیز بپذیرد، ولی حداقل در مورد بنده این موضوع صادق نبود. هیچ شرطی مطرح نبود. در ایران کار اجرایی سختی کار مطرح نیست بلکه حواشی خسته‌کننده می‌شود و افرادی که در دانشگاه کار می‌کنند، رغبتی به ورود به کارهای اجرایی ندارند و بیشتر راغب هستند که در کارهای علمی و تحقیقاتی بمانند، به خاطر این حواشی نه به خاطر اینکه کار سخت است، چراکه اگر کار را خدمت برای مردم بدانیم، لذت بخش است ولی از حاشیه‌ها و مسائلی که هر روز در جامعه است، خسته‌کننده برای افراد می‌شود.
 
گاهی برخی مسئولیت‌ها را به برخی افراد پیشنهاد می‌دادم، باید چند بار جلسه می‌گذاشتم تا او قبول کند؛ چراکه افرادی که بخواهند سالم کار کنند و برای خود برنامه داشته باشند، به راحتی زیر بار مسئولیت این چنینی و حواشی آن نمی‌روند. ممکن است فردی اهداف دیگری داشته باشد که تمام شروط را هم بپذیرد، اما حداقل بنده این موضوع را تجربه نکردم، نه آقای دکتر شروطی برای بنده گذاشته بود و نه من شروطی را برای وی تعیین کرده بودم. در این زمینه واقعیت این بود و باید به مردم درست اطلاعات داد.
 
• باتوجه به اینکه کار کردن با آقای احمدی‌نژاد خیلی نفس‌گیر و پر انرژی بود، در زمان مسئولیت خود از ادامه این همکاری خسته و منصرف نشدید. سفرهای استانی و جلسات تا نیمه‌های شب، بسیار انرژی‌بر بود. حتی شنیده می‌شد که برخی وزرای کابینه با افت فشار خون و مسائل سلامت مواجه می‎‌شدند؟

- سابقه کاری من این طور بوده است و من پرکار بوده ام. افرادی هم که با بنده کار می‌کردند، عموما بر این باور بودند که من آنها را از نفس می‌اندازم و دائم پرکار هستم. معمولا صبحت تا آخر شب مشغول بوده‌ام، شخصا برای بنده کار با وی سخت نبوده است. نه کاهش فشار پیدا کردم و ممکن بود که در برخی مقاطع زمانی، خواب کمی داشتیم، ولی به دلیل اینکه کار انجام می‌شد، خسته نمی‌شدیم. اگر هم خستگی بود، از حواشی بود. حواشی کار که تنها بحث دولت نیست و به همه جوانب کار برمی‌گردد.
 
• هیچ وقت تصمیم نگرفتید به خاطر حواشی، دولت را ترک کنید؟
- مشکلی نداشتیم. در طول دولت تعداد سئوالاتی که از وزرا می‌شد، بسیار زیاد بود و خیلی از این سئوالات، سئوالات منطقی نبود. درخواست چیز دیگری بود، سوال بر مبنای دیگری شکل می‌گرفت. همانطور که وزرا هم می‌گویند. اگر فردی هم بخواهد بر روی اصول خود پافشاری کند، دائم باید پاسخ بدهد و ما نیز این کار را می‌کردیم ولی واقعا نه در دوره نفت و بازرگانی و نه حتی در رای اعتماد، کوچکترین عقب نشینی از اصول نداشتم و کمترین رای را حتی در دولت دهم آوردم و می‌توانستم رای بالاتری هم بیاورم. برخی از نمایندگان مجمعی دو لیست جلوی من می‌گذاشتند و می‌گفتند که اگر امضا کنید، ما همه مجمع به شما رای می‌دهیم که بنده نپذیرفتم. اگر قرار است بروم نفت، می‌روم که این مشکلات را اصلاح کنم، در غیر این صورت ضروری ندارد، اگر شما مرا شایسته می‌دانید رای دهید، و می‌دانستم که رای هم به بنده نمی‌دادند؛ چون من لیست را امضا نمی‌کردم.
 
• پس روزهای پرچالشی را با مجلس داشتید، چراکه عام نمایندگان درخواست‌هایی داشتند که ممکن بود عملیاتی نباشد یا زیرساخت این اجازه را ندهد که فلان طرح و پروژه‌، احداث شود.

- بحث رای اعتماد چند مطلب بود، برخی ازآقایان می‌دانستند که بنده اهل معامله نیستم. آنها می‌دانستند که بنده پای معامله نمی‌رفتم؛ برخی‌ها این درخواست را داشتند که آن چیزی که منافع ملی را در بر نداشت ولی برای شهر حوزه انتخابیه آنها مناسب بود، را اجرا کنیم، این منافع بخشی را پشتیبانی می‌کرد، در حالیک ه در شرایط محدودیت منابع مالی، نباید منابع را به جای منافع ملی به منافع بخشی اختصاص دهیم. برخی این را بهانه می‌کردند که رشته مهندسی صنایع به حوزه وزارت نفت نزدیک نیست که آنها با این رشته آشنا نبودند، در حالی که این رشته، یک رشته مدیریتی و تولیدی است و اتفاقا در صنعت نفت به افرادی نیاز است که این دانش را داشته باشد. یعنی اینکه دانش نفت داشته باشد، بحثی نیست ولی باید دانش مدیریت کلان هم داشته باشد.
 
مدیریت صنایع دید خوب سیستمی به افراد می‌دهد و آن زمانی که بنده فارغ التحصیل شدم، افراد کمی بودند که سه مقطع را مهندسی صنایع خوانده باشند. معمولا افراد یک یا دو مقطع تحصیلی خود را در رشته‌های متفاوت گذرانده بودند. بنده خیلی خوب می‌توانستم مسائل تولید و ارتقای کیفیت را دنبال کنم و در سازمانهای اقتصادی نیز همین متد را به کار بردم و نگاه سیستمی و تحلیل گرایانه به کار داشتم.
 
برخی نمایندگان این رشته را نمی‌شناختند و می‌گفتند که مهندسی صنایع رشته مرتبطی با نفت نیست، برخی نیز خصومت شخصی داشتند و هنوز بنده وارد حوزه وزارت نفت نشده بودم، شروع به مصاحبه کردن بر علیه اینجانب می‌کردند. اینها بحث شخصی بود و جریان رای اعتماد را نیز می‌دانید و بعد وارد نفت شدم. بنده علاقه‌ای به درگیر شدن به مسائل دیگری مثل حوزه وزارت نفت نداشتم و علاقمند به بازگشت به دانشگاه بودم که مجدد آقای دکتر احمدی‌نژاد دو سه هفته قبل از اینکه اسامی وزرا برای وزارت نفت اعلام شود، جلساتی با بنده داشت و صحبت کرد که بپذیرم که به وزارت نفت بروم. آقای شیخ‌الاسلام که مسئول دفتر رئیس‌جمهور بودند، برنامه می‌دادند که کاندیداهای وزارتخانه‌ها آن را پر کنند، بنده آن فرم را بدون اینکه تکمیل کنم، بازگردانده و عذرخواهی کردم و گفتم که برنامه دارم به دانشگاه برگردم. اتفاقاتی افتاد و خود رئیس‌جمهور گله‌مند بودند و بنده به دلیل اینکه وی از من ناراحت نشود، این مسئولیت را پذیرفتم که به وی کمک دهم.
 
برخی‌ها فکر می‌کنند که آقای رئیس‌جمهور ده تا شرط برای ارایه یک مسئولیت به فردی می‌گذارند که واقعا این طور نیست، حداقل بنده جلساتی که با وی داشتم، این طور نبود و حتی جلساتی برگزار می‌شد که بنده را قانع کنند که این مسئولیت را بپذیرم. این عین واقعیت است که می‌گویم تا مردم نسبت به این مسائل روشن شوند. اینکه بنده هم مسئولیت نمی‌پذیرفتم نیز دلایلی داشت، اواخر دولت نهم احساس می‌‎کردم که به دلیل اختلاف سلایق یا درخواست‌هایی که برای برخی افراد و مدیران بود، قادر به ادامه کار نیستم، چراکه معتقد بودم که یک وزیر باید مدیرانش را خود انتخاب کند و برای همین پاسخگو است، اگر قرار است که فرد دیگری به جای وزیر، مدیرانش را انتخاب کند، بنابراین پاسخگویی معنا ندارد.
 
• این فشارها از سمت مجلس بود یا گروه خاصی در دولت؟
- در مجلس نیز برخی افراد علاقه مند بودند که نفرات آنها در انتصاب استانها حضور داشته باشند، ولی بنده نمی‌پذیرفتند و گروهی منصوب شده‌ بودند که کاملا افراد را برای احراز پست در وزارتخانه بررسی می‌کرده و بنده نیز شخصا با آنها مصاحبه می‌کردم، شاید برای یک پست، چندین نفر مورد مصاحبه قرار می‌گرفت ولی بنده توجهی به حواشی نداشتم، خیلی افراد شاید بودند که یک نفر را معرفی می‌کردند.
 
یکسری سوالات در مجلس به دلیل معرفی کردن برخی افراد است که دوست دارند برخی افراد در فلان استان یا شهرستان، به عنوان مدیر مورد انتخاب واقع شوند، حتی ممکن بود که در میان آنها افراد مناسبی هم باشند. بالاخره این حق یک وزیر و مسئول است که خود انتخاب کرده و بعد پاسخگو باشد.  واقعا نمایندگانی داشته ایم که اگر همکاران ما در انتصابات استانی با وی مشورت می‎‌کردند، به صراحت اعلام می‌کرد که در این کار دخالتی نخواهند داشت. این طور نمایندگانی نیز بودند که نه تنها وارد نمی‌شدند، بلکه برای مسئولان استانی مشورت هم نمی‌دادند و معتقد بودند که این حق یک وزیر است که خود انتخاب کند.
 
• جریان انحرافی، در وزارتخانه شما در زمان تصدی بر وزارت بازرگانی یا وزارت نفت، ورود پیدا نکردند؟

- خیر. در زمان بازرگانی بنده، تمامی معاونانم را خود انتخاب کردم. در اواخر دولت نهم، آقای رئیس‌جمهور نظرشان این بود که برخی از آنها باید تغییر کنند، فرد خاصی را نیز پیشنهاد نداده بودند، من واقعیت هرچه بررسی می‌کردم متوجه می‌شدم که این افراد کار خود را خوب بلد هستند و شایستگی در انجام امور دارند، بنده نیز از عملکرد آنها راضی بودم، مشکلات سیاسی و مالی نداشتند، تعجب می‌کردم و یکی از اختلاف نظرهایی که داشتیم بر سر این موضوع بود، چراکه بنده قانع نمی‌شدم که فردی را بی‌دلیل از کار خود برکنار کنم. ایشان هم اطلاعاتی اگر داشتند در اختیار بنده قرار نمی‎دادند و بنده نیز اصرار داشتم که باید قانع شوم، مدیری که خوب است اگر تغییرش دهم، شاید بی عدالتی و بی‌انصافی باشد، چراکه باید از مدیر خود حمایت کنم. اگر غیر از این عمل شود، ادامه کار در سیستم مقدور نیست، چراکه وقتی مدیری که به شایستگی مشغول به کار است، تغییر یابد، نمی‌توان سازمان را اداره کرد. صلاح نمی‌دانستم این کار انجام شود و البته بعد از آن به ایشان نیز گفتم که بهتر است در بقیه موارد به شما کمک کنم و مسئولیت نپذیرم تا احساس نشود که می‌خواهم از بار مسئولیت شانه خالی کنم، البته وقتی مسئولیتی در کار نباشد، فرد راحت‌تر می‌تواند زندگی کند. کار کردن خسته‌کننده نیست، برخی حواشی است که مدیران ما را در کشور مستهلک می‌کند و باید برای آن فکری کرد، این استهلاک در کار نیست، خستگی فیزیکی در کار نیست، ولی وقتی مسائل جنبی، از حاشیه به متن آید، علاقمند به کار نخواهی بود.
 
• در دوره وزارت بازرگانی، کاری که بیشتر شما را اذیت کرد، چه بود؟

- در دوران بازرگانی مشکلی که از ابتدای کار وجود داشت، هجمه سنگینی بر روی گرانی بود، هنوز ما وارد نشده بودیم که شکر بهم ریخت، البته مدیریت شد ولی چند مطلب مثل خشکسالی و گرانی جهانی مواد غذایی و به تبع آن کمبود در بازار و نیز سرمازدگی سال 86 از جمله مواردی بود که منجر به نابسامانی‌هایی شد که از ما انرژی می‌گرفت. افزایش قیمت به 152 دلار نیز سبب افزایش قیمت مواد غذایی به 400 درصد شد، مشکلات زیادی در کشور ایجاد کرد.
 
ما می‌دانیم که در آن ایام، بیشتر وقت خود را در حال مدیریت ایام بودیم، ولی برنامه‌های اساسی مثل محوریت توسعه صادرات در کشور، تحت هیچ شرایطی اجازه وارد شدن خدشه به آن را ندادیم. در زمان مدیریت 4 ساله بنده بر وزارت بازرگانی نیز میزان صادرات غیرنفتی به اندازه 16 سال قبل از آن رسید. این رشد هنوز هم ادامه دارد، و بایستی برای نیاز به ارز کشور، بخش قابل توجهی و همه آن را از صادرات غیرنفتی به دست آوریم به این مفهوم که نیازی به صادرات نفت نباشد و اگر صادرات نفت باشد، صرف سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نو باشد.
 
موضوع ایران کد و تجارت الکترونیک نیز از جمله نیازهای حوزه تجارت کشور بود، اما تنظیم بازار با هماهنگی اصناف پیش رفت و کارها به اتاق بازرگانی و شورای اصناف واگذار شد تا دولت به ماموریت‌های خود بپردازد. در کنار این، حواشی نیز وجود داشت. موضوع گندم بحران جدی برای ما بود، اخبار آن را نیز نمی‌توانستیم منتشر کنیم، چراکه به محض انتشار آن، حتما یک کیسه آرد هم دیگر در درب نانوایی‌ها یافت نمی‌شد. اینها موضوعاتی است که در مقاطعی وزرا و مسئولان را درگیر می‌کند، بعدها می‌توان آنها را منتشر کرد تا همگان بدانند که چه گذشته است.
 
• تصور می‌کنم شما خیلی زود این سختی‌ها را فراموش کردید، چراکه باز مسئولیت وزارت نفت را پذیرفتید. در حالی نفت نیز وزارتخانه سیاسی و حیاتی است و به طور قطع، باید سپر آهنین به تن می‌کردید.

- بخشی از مشکلات بسته به شرایط موجود، بوجود آمده بود که از جمله بهم ریختگی قیمت مواد غذایی در دنیا، مشکلات گندم، افزایش نقدینگی که آثار تورمی آن در بازار باید از سوی وزارت بازرگانی پاسخ داده می‌شد، است. کارهای اساسی نیز انجام شد. اینکه یک جاهایی که برای رفع برخی مشکلات به برخی حوزه‌ها متوسل می‌شدیم، مسائل پیچیده‌تر می‌شد که کار را سخت می‎کرد، این تصور بوجود می‌آمد که برخی به دنبال چه چیز در اقتصاد ایران هستند.
 
آیا این افراد منافع ملی را در نظر می‌گرفتند یا می‌خواهند همواره با تک تازی، خود را مطرح کنند؟ به اعتقاد بنده، افرادی با درجه و رتبه علمی، هیچگاه خود را درگیر این موضوع نمی‌کنند و فردی که سبک‌ است، با جریانات این طرف و آن طرف می‌رود. این مدیران را مستهلک می‌کند. در دولت نهم همه تلاش می‌کردند که کار انجام شود، برخی جاها نه تنها مورد حمایت واقع نمی‌شدند، بلکه سرعت آنها را نیز کم می‌کردند.
 
• بحثی که چند وقتی است در اقتصاد سیاسی مطرح می‌شود، موضوع "تجارت نفوذ" است که نمونه آن نیز با فساد بزرگ 3000 میلیارد تومانی مشاهده شد، کانال‌های زیرزمینی شکل گرفت و وزارت بازرگانی در دولت دهم نیز از این اختلاس و گروه آریا بی‌بهره نماند و آنها به عنوان مباشر وارد شدند. آیا در زمان مسئولیت خود در حوزه وزارت نفت و بازرگانی اجازه دادید که این شبکه‌ها شکل گیرند؟
- در جریان اختلاس 3000 میلیارد تومان، نامه‌ای بنا به پیشنهاد فردی سرشناس، به وزارت بازرگانی ارسال شده بود که گروه آریا را به عنوان مباشر تامین کالا معرفی کرده بود که البته ریالی هم به آنها پرداخت نشد و خوشبختانه به سرعت جلوی کار گرفته شد.
 
• ولی مشخص می‌شود که این پتانسیل در بخش تجارت داخلی و خارجی کشور وجود دارد که کانال‌های زیرزمینی شکل گیرد؟

- در حوزه تجارت، در دولت نهم اولین اقدامی که بنده در روزهای اول تصدی بر وزارت بازرگانی داشتم، که البته به مصوبه دولت تبدیل شد و حتی در برنامه چهارم توسعه نیز پیاده سازی شد، این بود که به هیچ وجه برای واردات کشور، نیاز به مجوز نباشد، وقتی مجوز برداشته شود و صرفا رعایت استانداردها و تعرفه باشد، رانتی وجود ندارد که فردی بخواهد از آن استفاده کند.

در 4 سالی که بنده وزیر بودم، هیچ امتیاز ویژه‌ای وجود نداشته و زمینه آن از بین رفته بود. برخی از کارها مثل تنظیم بازار به اصناف واگذار شد و دولت خود را کنار کشید، بنابراین بیشتر تلاش شد که به کارهای زیربنایی و ستادی بپردازیم. در حوزه تجارت فردی نمی‌تواند اعلام کند که از رانتی برخوردار است، چراکه مجوزی دست وزارت بازرگانی نیست که بر مبنای آن رانت ایجاد شود. اخیرا با توجه به اصلاحیه قانون ماده 16 بهره وری کشاورزی این نگرانی وجود دارد، هرچقدر بتوانیم مجوز را در تجارت حذف کنیم، کسی نمی‌تواند از رانتی استفاده کند. همین که به برخی این مجوز داده شود و به برخی دیگر داده نشود، خود فضای رانت‌آلودی را ایجاد می‌کند. این در دوران بنده نبود و اصلا اجازه داده نمی‌شد که برای واردات کالا مجوز صادر کنند. این که انجام می‎شود، متاسفانه قانون شده است و باید اصلاح شود، اگر بخواهیم از بخش کشاورزی حمایت کنیم، حتما باید نوع حمایت را از این شیوه تغییر دهیم. اینکه واردات را مجوزی کنیم، در کنار آن باید مطمئن بود که حاشیه رانتی هم بوجود خواهد آمد. در حوزه تجارت به یک کلام، مجوزهای دیگر را حذف کنیم، راهی برای سوءاستفاده باقی نخواهد ماند.
 
• بنابراین هیچ درخواستی نیز برای اینکه امضای طلایی به کسی داده شود، مطرح نشد؟
- امتیاز طلایی در کار نبود، وقتی امتیاز در اختیار همه است و باید ضوابط و شرایط تنها رعایت شود، نیازی به امضا نیست. در آن دوره مجوزی برای کسی صادر نشد، چراکه نیاز به مجوز نبود و تجارت کاملا روند آزاد خود را طی کرد. اخیرا این قانون وضع شد و متاسفانه رانتی هم شکل گرفت. بهتر است این اتفاق نمی‌افتاد و نوع حمایت را تغییر می‌دادیم.
 
• هم اکنون از ادامه فرایند پروژه‌هایی که در دوره شما کلید خورد و در دوره معاون شما که به عنوان وزیر انتخاب شد، ادامه یافت، راضی هستید؟

- آقای دکتر غضنفری هم رشته ما است و مهندسی صنایع خوانده است، او این مسیر را دنبال می‌کند و به نتیجه نیز خواهد رساند. این جریانات طوری نیست که در مقطعی شروع و متوقف شود، بلکه این فرآیند ادامه یابد تا جایی که تجارت به روند آرامی برسد.
 
• شما در معرفی آقای دکتر غضنفری به عنوان وزیر به رئیس‌جمهور دخالت داشتید؟
- آقای دکتر احمدی‌نژاد از بنده نظرخواهی کرد و بنده نیز گفتم که اگر شما، وی را برای سپردن ماموریت‌های تجارت خارجی انتخاب کرده‌اید، گزینه مناسبی است. بستگی به این دارد که شما از حوزه بازرگانی در دولت دهم، چه ماموریتی را انتظار دارید. اگر ماموریت‌های توسعه صادرات و امور بین‌الملل را دنبال می‌کنید، آقای دکتر غضنفری گزینه مناسبی است. اگر می‌خواهید که بازرگانی را به حوزه بازار بکشانید، از سایر افراد استفاده کنید که بنده به دکتر احمدی‌نژاد، آقای مهندس مفتح را پیشنهاد دادم که ایشان راغب بودند که بخش بازرگانی در حوزه بین‌الملل فعال باشد، که به این دلیل آقای دکتر غضنفری انتخاب شدند، البته کاندیداهای دیگری هم بودند که از میان آنها او انتخاب شد.
 
• در کوچ به وزارت نفت، خیلی از مدیران خود را همراه بردید.

- البته بنده کوچ نکردم. دو سه نفر از افرادی که در دفتر وزارتی مشغول به کار بودند را همراه کردم. در حوزه وزارت نفت، عمدتا از نیروهای جوان تحصیلکرده و با شهرت خوب انتخاب کردم. شاید دو سه نفر در حوزه نفت با بنده همراه شدند و بنده فردی را با خود نبردم. عمدتا تلاش کردیم که همه مدیران را از زیرمجموعه‎‌های مختلف نفت انتخاب کنم، اما روالی را بر هم زدم، چراکه این طور مرسوم شده بود که عده‌ای خاص همواره مدیر باشند، تغییراتی ایجاد کرده و تلاش کردم جامعه مدیریتی آنجا را گسترده‌تر کنم.
 
• حوزه وزارت نفت را چطور می‌دیدید؟ آیا با توجه به مسائل بین‌المللی کار کردن در این حوزه راحت بود؟

- برای بنده کار کردن در حوزه نفت، راحت‌تر از حوزه بازرگانی بود و اگر به حوزه بازرگانی رفتم، به دلیل سابقه تجربی بود که در انجمن لجستیک و زنجیره تامین در سازمان اقتصادی و بازرگانی اتکا بود و مهمتر از آن کاری که در لجستیک سپاه در دوران دفاع مقدس داشتم، منجر شد که مسئولیت را بپذیرم. هم اکنون بخش بازرگانی کشور در زنجیره‌های ارزش و شبکه‌ها در حال نمود یافتن است. کار سختی نبود و خیلی سریع، مسائل نفت را فرا گرفتم. بنده حتی به عنوان نماینده دولت در دفاع از واردات گندم و بنزین مامور شدم و بنابراین ناآشنا به این امور نبودم. بنابراین کار در حوزه تولیدی سخت نبود و برنامه‌های اساسی نیز در حوزه میدان‌های مشترک، برنامه‌‎ریزی برای تولید صیانتی و جذب منابع شروع کردم.
 
خط قرمز ما در برنامه پنجم 25 تا 30 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری سالانه در صنعت نفت است؛ 25 میلیارد آن البته باید در بخش بالادستی سرمایه‌گذاری شود، ضمن اینکه نباید توسعه پارس جنوبی را نیز نادیده گرفت. در این حوزه از جهت کار کردن سخت نبود، ولی به لحاظ حواشی کار خسته‌کننده بود، چراکه پای حوزه نفت در میان است و درخواستهایی که در مورد آن مطرح می‌شود.
 
بنده به فردی مقاوم معروف بودم، در رای اعتماد نفت بسیار خوشحال بودم، چراکه وقتی به وزارت نفت وارد شدم، به هیچ فردی بدهی نداشتم، بنابراین راحت تصمیم می‌گرفتم و هر موضوعی که کارشناسی بود، عمل می‎‌کردم و اگر کارشناسی نبود، زیر بار نمی‌‎رفتم و رد می‌کردم. باید بر روی اصول محکم بود تا بتوان کشور را اداره کرد. سختی‌های نفت زمانی بود که منابع نفتی در تنگنا قرار می‌گرفت، از یک سو تحریم در خارج از مرزها اعمال می‌شد و از سوی دیگر، تحریم داخلی اعمال می‎‌شد.
 
برخی اوقات پول نفت را برای سرمایه‌گذاری در اختیار وزارت نفت نمی‌گذاشتند و بنده نیز مجبور بودم که برای چانه‌زنی در بودجه به مجلس بروم، علیرغم اینکه دولت پیشنهاد داده بود، البته دولت که نه معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی پیشنهاد می‌شد و بنده مجبور بودم که مقابل دولت قرار گیرم، گاهی نمایندگان مجلس می‌گفتند که شما با دولت دعواهای خود را به سرانجام رسانید و سپس به کمیسیون بیایید. این مشکلات وجود داشت؛ میدان‌های نفتی ما قدمتی بالای 50 سال دارند و کاهش طبیعی در این میدان‌ها به دلیل کاهش فشار به چشم می‌خورد که باید این نرخ را کاهش دهیم. این کار نیز احتیاج به سرمایه‌گذاری دارد. اروپا و آمریکا نفت را تحریم کرده بودند و به شدت به شرکتهای بین‌المللی فشار وارد می‌آوردند که با ایران قطع همکاری کنند.
 
بنابراین اینکه عده‌‎ای پول نفت را جای دیگری هزینه کنند، شرایط سختی بود. مجبور شدم که تیم‌هایی را برای جذب منابع مشغول به کار کنم که دهها روش را به کار بردند تا بتوانیم منابعی را برای نفت بیاوریم و سال 89، بیش از 24 میلیارد دلار جذب صنعت نفت کشور شد در حالی که در کل برنامه سوم، 33 میلیارد دلار جذب منابع صورت گرفته است. جذب این منابع انرژی بالایی برد و برنامه‌ریزی گسترده‌ای صورت گرفت و انضباط مالی ایجاد شد، تا اگر اعلام شد که پروژه‌ای در اولویت قرار دارد، منابع مالی آن تامین شده باشد.
 
• خروج شما از وزارت نفت به چه دلیل بود؛ شما درخواست دادید یا رئیس‌جمهور؟

- ورود بنده با اصرار زیاد رئیس‌جمهور همراه شد و ایشان تاکید داشت که بنده برای نفت انتخاب شده‌ام، در حالی که تاکید من این بود که به دانشگاه برگردم. کار کردن سخت نیست، اگر بخواهیم اصولی و علمی کار کرده و باج به کسی ندهیم، با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شویم. ماههای اول بحث اختلافات بالا گرفت، وی تاکید داشت که برخی از مدیران باید بروند. روحیه بنده نیز این نبود، با ایشان نیز صحبت کردم و گفتم که وزیری نیستم که مدیرانم را دیگران انتخاب کنند. خودم انتخاب می‌کنم و پاسخگو هستم، از قضا رئیس‌جمهور نیز از افرادی که محکم جلوی وی بایستند، خوشش می‌آید، دیگران ناراحت می‌شدند که آن دیگران را نیز همه می‌دانند که کجا هستند و چکار می‌کنند. همان اوایل مسائل بوجود آمد و به این رسید که الحمدالله ادغام توفیقی شد که به دانشگاه برگردم.
 
• آیا هنوز با رئیس‌جمهور علیرغم این اختلافات ارتباط دارید؟
 
- دوستی ما با دکتر احمدی‌نژاد از سال 57 بود. ما با هم دوست هستیم ولی اختلاف نظر وجود دارد. اختلاف سلیقه دلیل بر این نیست که با هم سلام و علیک هم نداشته باشیم. البته بعد از خروج از کابینه ارتباط خاصی با هم نداشتیم ولی از سال 57 با هم رفاقت داشتیم و سلام و علیک ما نیز برقرار هست؛ اگرچه ممکن است که همکاران خوبی برای هم نباشیم. این دلیل نمی‌شود که همه چیز را بر هم بریزیم. بنده واقعا خوشحال شدم و سجده شکر کردم وقتی نامه آمد و مسئولیت را از بنده سلب کردند.
 
• آن نامه به دفتر شما ارسال شد؟

- بله

• حامل چه پیامی بود؟
 
- نفت در نیرو ادغام شد، این عنوان نامه بود. کارشناسان قبلی که در دولت کار کرده بودند، این زمزمه را داشتند که بخشی از حوزه‌های وزارت نیرو به دلیل اجرای اصل 44 باید از بدنه این وزارتخانه جدا شود. بخشی از کار نیز به شهرداری‌ها و مردم واگذار خواهد شد و بخشی نیز شبکه انتقال می‌ماند که باید به وزارت نفت منتقل می‌شد. بعد از اینکه این نامه را دیدم، با معاون اول رئیس‌‎جمهور تماس گرفتم. از ایشان سوال کردم که آیا این نامه را شما امضا کرده‌اید، ایشان نیز یا متوجه نشده بود که چه چیز را امضا کرده است یا متوجه شده بود، بالاخره با احتیاط جواب داد که قرار بود که نیرو در نفت ادغام شود. در حالی که گفتم شما این نامه را امضا کرده‌اید. به هرحال بنده نیز تشکر کردم و گفتم که به سر کار خود در دانشگاه باز می‌گردم. او می‌خواست که موضوع را تلطیف کند، ولی بار از دوش ما برداشته شد، مصداق این ضرب‌المثل که اگر این چاه آب نداشت، برای ما نان داشت.
 
• همان روزها مطرح می‌شد که به دفتر کار خود نرفته‌اید، عده‌ای هم گفتند که رفته‌اید. بالاخره بعد از این که خبر را شنیدید، به دفتر کار خود رفتید یا خیر؟

- نه نرفتم؛ چراکه به معاون اول گفتم که با این نامه، آقای نامجو باید نامه‌ها را امضا کند. او جمله‌ای را به کار برد که شاید دلیل رفتن من از وزارت نفت بود. اعلام کرد که شما باشید ولی امضا نکنید. تشکر کردم و همانجا به دانشگاه رفتم.

انتقادهاي صريح سيد احمد از فضاي سانسور دولت هاشمي

بازخواني تاريخ:
حاج احمد خمینی همچنین با توجه به وضعیت خاص دولت هاشمی و عدم امكان انتقاد سالم مردم از مسئولان، از این وضعیت نیز گلایه می‌كند: «باید توجه داشت كه طرح آزادانه دیدگاه‌ها و آرای مختلف برای حفظ و بقاء اصول اساس اركان نظام و انقلاب ضروری است. یك روحانی چه امام جمعه چه پیش نماز...
بولتن نيوز: بعد از درگذشت مرحوم حاج احمد خمینی، افراد و گروه‌هایی خاص كه عقده زیادی نسبت به امام و فرزند عزیزش داشتند، سعی كردند این كینه خود را در قالب شایعه و دروغ به جامعه القا كنند. بعضی‌ها مدعی شدند كه حاج احمد در اواخر عمر از برخی تصمیمات خود پشیمان شده بود و برخی هم سعی كردند با توجه به انتقادهای حاج احمد خمینی، درگذشت ناگهانی او را به نظام اسلامی نسبت بدهند!

توطئه دسته اول با توجه به متن صریح وصیت‌نامه و رنج‌نامه و شهادت دوستان و نیز شهادت مخالفان او از جمله آقای منتظری و دفتر وی، خنثی شد. چرا كه اگر حاج احمدآقا حقیقتا پشیمان شده بود و اختلافات بین او و آقای منتظری هم حل و فصل شده بود، دیگر نیازی نبود كه آقای منتظری تا آخرین لحظه و دفتر وی هم تا همین الان، از رنجنامه او و خود او كینه به دل داشته باشند!

اما دسته دوم، رد ادعای این جماعت، نیاز به بازخوانی مجدد صحبت‌های آن‌روز حاج احمد خمینی دارد. همچنین باید شرایط زمانی آن روز كشور را در نظر گرفت، چرا كه بدون در نظر گرفتن آن، نمی‌توان به خوبی معنا و مفهوم انتقادها و گلایه‌های حاج احمد خمینی را درك كرد. باید ببینم حاج احمد خمینی چه می‌گفت؟ از چه كسانی گلایه می‌كرد؟ از چه جریانی؟ از چه شرایطی؟ از چه سیاستی؟ و امروز همان جریان كجاست و از چه افرادی حمایت می‌كند؟! از همه مهمتر اینكه ببینیم مدعیان دوستی حاج احمد خمینی، امروز مواضعشان به كدام جریان نزدیك است؟!

بخش زیادی از سخنان سید احمد خمینی برمی‌گردد به فضای كشور در دولت سازندگی. عمده انتقادهای وی متوجه دو مساله است، اول شكایت از عدم تحمل انتقاد توسط مسئولان كشور، دوم گلایه از وضع محرومان و مستضعفان و بازگشت سرمایه‌داران ضدانقلاب كه به طور خلاصه به برخی از این انتقادها اشاره می‌كنم. فرزند امام با توجه به سیاست‌های اقتصادی دولت و برنامه‌ها و شعارهای توسعه، انتقادهای زیادی را نسبت به وضعیت معیشتی محرومان جامعه مطرح می‌كرد:

ما هرگز اجازه نمی‌دهیم سرمایه‌داران زالو صفت كه به خون حزب الله عزیز و محرومان و پابرهنگان تشنه‌اند با در اختیار گرفتن مقدرات اقتصادی در بدنه این نظام مقدس و الهی نفوذ كنند. امروز اردوگاه استكبار برای انحراف انقلاب اسلامی تلاش مضاعفی به كار گرفته است، همه باید هوشیار باشیم و بدانیم كه اقتصاد از سیاست و فرهنگ جدایی ناپذیر است. 70/6/27

متاسفانه امروز هم خون مستضعفین را سرمایه داران بزرگ و كوچك می‌مكند. بعضی خیال می‌كنند به بخش خصوصی بهاء دادن به معنای آزادی عمل سرمایه داران به شكلی است كه هر اندازه خواستند خون مظلومین را در شیشه بكنند. این گونه نمی‌شود. امام راحل از اول گفته‌اند كه روحانیت به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است، زیرا آنها نمی‌گذارند مردم مستضعف زندگی عادی و سالمی داشته باشند. مشكل ما تنها این نیست كه دولت‌های غربی با ما مخالف هستند، اگر ما با سرمایه‌داران بزرگ به طور سنجیده‌ای برخورد می‌كردیم آنها نمی‌توانستند در برابر دولت و ملت یك مساله‌ای را ایجاد كنند، از موقعی كه سرمایه‌داران تحت لوای بخش خصوصی به تخریب اقتصادی مشغول هستند، هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته و هر روز سیاست‌های اقتصادی دولت به بازی گرفته می‌شود هرگاه سرنخ این تخریب‌ها دنبال شد، چند نفر سرمایه‌دار بزرگ را در پشت صحنه می‌بینیم. اگر ما با سرمایه‌داران همانند منافقین برخورد می‌كردیم اوضاع كشور به این صورت در نمی‌آمد، یك عده سرمایه دار زالو صفت به این بهانه كه اقتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان این ملت افتاده‌اند. كسی منكر این نیست كه اقتصاد دولتی مضراتی دارد اما به این بهانه نباید لجام گسیختگی اقتصاد حاكم شود» 73/7/3

حاج احمد خمینی همچنین با توجه به وضعیت خاص دولت هاشمی و عدم امكان انتقاد سالم مردم از مسئولان، از این وضعیت نیز گلایه می‌كند:
«باید توجه داشت كه طرح آزادانه دیدگاه‌ها و آرای مختلف برای حفظ و بقاء اصول اساس اركان نظام و انقلاب ضروری است. یك روحانی چه امام جمعه چه پیش نماز چه منبری چه مرجع و چه شخصیت حكومتی باید دائما به افراد نزدیك این مساله را گوشزد كند كه آزادی لازمه دین است و اینگونه گمان نكنند كه فلانی شخصیت بزرگی است و هیچ كس نباید بگوید بالای چشم او ابروست!»

با خواندن این سطور آدم‌های بیمار ممكن است فورا نتایج دلخواه خودشان را بگیرند، اما حاج احمد خمینی در ادامه منظور خود را بطور شفاف بیان می‌كند و به ما می‌گوید كه دقیقا منظورش چه كسانی است!:

«بجز رعایت حریم رهبر معظم انقلاب اسلامی كه وظیفه همه است، مسئولیت‌ها هر اندازه بزرگتر باشد مردم باید نسبت به طرح نقطه نظرات و انتقادات خود درباره آنها حساس‌تر باشند!... یكی از گرفتاری‌هایی كه متاسفانه بعضی‌ها به آن دچار شده‌اند این است كه نمی‌توانند نظرات مخالف خود را تحمل كنند. این شیوه عمل منجر به دیكتاتوری می‌شود و با فرهنگ انقلاب و اصول بنیادین نظام اسلام ما مغایرت دارد» 70/8/23

وی در موقعیت‌های مختلف خطر عدم تحمل انتقاد توسط مسئولان را گوشزد می‌كند: «دیدگاهی كه بیان ضعف‌ها را باعث تضعیف نظام می‌داند، دیدگاه اشتباهی است، نقد یك حركت و سیاست بد دقیقا عین حمایت از نظام است و رسانه‌ها و دستگاه‌های خبری كشور باید در این زمینه به نحو احسن ایفای نقش نمایند. متاسفانه بعضی‌ها به غلط معتقدند اگر از سیاستی و یا عملكرد مسئولی در یك گوشه‌ای از كشور انتقاد شود، نظام تضعیف شده است. این تفكر غلط به تدریج كار را به جایی می‌رساند كه مسئولی در منطقه‌ای از كشور عمل خود را عین اسلام و حرف خود را حكم اسلامی دانسته و باورش می‌شود كه اسلام و انقلاب همان است كه من مسئول فكر می كنم. این باورهای غلطی است… اینگونه روحیات و نفوذ آن به جامعه مقدمه دیكتاتوری است و رسالت رسانه‌های خبری و خبرگزاری جمهوری اسلامی این است كه با آن مقابله كنند.»

وی البته باز هم در  همین سخنرانی تصریح می‌كند: «میزان تشخیص حق و باطل و ملاك عمل برای ما رهنمود‌های مقام رهبری به عنوان ولی و پایه اساسی نظام و انقلاب است و حكم ایشان حرف نهایی در همه صحنه‌هاست» 72/3/6

اما شاید یكی از حساس‌ترین و بحث برانگیزترین سخنرانی‌های حاج احمد خمینی، سخنان او در جمع مدیران وزارت اطلاعات در مهرماه سال 73 باشد. وی در این سخنرانی ابتدا كاركنان وزارت اطلاعات را سربازان گمنام امام زمان می‌نامد و ادامه می‌دهد:

باید با گروه‌های آشكار و پنهان كه ثبات و امنیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را تهدید می‌كنند امام گونه برخورد كنیم و اجازه ندهیم تحت عناوین فریبنده متخصص ولو غیرمتعهد، سرمایه‌داران بزرگ كه مسلما در بین آنها جاسوس‌ها هم هستند، برای گردش چرخ های اقتصاد كشور در بدنه نظام نفوذ كنند. اینجانب چند سال قبل هشدار دادم كه مذاكره با سرمایه‌داران بزرگ برای به گردش درآوردن چرخ اقتصاد كشور خطر بزرگی برای انقلاب است! امروز هم سرمنشا گرانی و اخلال در امور را نفوذ سرمایه‌داران بزرگ در پیكره اقتصاد كشور می‌دانم. ما اگر بخواهیم با كسبه جزء و خرده فروشان برخورد كنیم به بیراهه خواهیم رفت. باید با تروریست‌های اقتصادی و سرمایه‌داران وابسته به خارج به شدت برخورد كنیم. آنها كسانی هستند كه خود و ایادی متخصص‌شان در رشته‌های مختلف در ارگان‌های اقتصادی، فرهنگی و دانشگاهی نفوذ كرده‌اند و در مواردی با نفوذ در دستگاه‌های دولتی عملرد انقلابی نظام و فرزندان امام را زیرسوال می‌برند. در كارخانه‌ها و ادارات همه تلاش خود را می‌كنند تا مردم را نسبت به نظام اسلامی و انقلاب بدبین كنند…

از اول گفتیم كه اینگونه سرمایه‌داران به غیر از منافع شخصی به چیزی معتقد نیستند. چون جو عمومی كشور مذهبی است، با یك ته ریش و تسبیح، خود را مسلمان دوآتشه جا می‌زنند و به كار خودشان مشغول می‌شوند. اینكه در ادارات فساد و رشوه‌خواری است به این علت است كه ما از اول برخورد قاطعی با اینگونه افراد نداشته‌ایم. وقتی می‌بینید عده‌ای بی‌ضابطه و از برخورد آرام نظام سوءاستفاده كرده و وارد كشور می‌شوند، اموالشان را پس می‌گیرند و به راحتی فعالیت‌های گذشته خود را ادامه می‌دهند و كم‌كم به صورت شبكه‌های حرفه‌ای وارد مراكز اقتصادی و تولیدی، ادارات و دانشگاه‌ها می‌شوند، باید انتظار داشت كه جوان‌های انقلابی كه تا دیروز در برابر گلوله‌های دشمن می‌ایستادند امروز بی‌تفاوت شوند!»

وی سپس نكاتی را در خصوص احترام به آزادی بیان مطرح می‌كند و باز بطور شفاف می‌گوید كه منظورش چیست: «حذف حصارهای خودسانسوری لازمه تحقق جامعه سالم است. مردم ما، انقلاب، نظام، امام، رهبر و كشورشان را دوست دارند. بنابراین لازم است در كمال آزادی حرفشان را بزنند. این جوی كه الان درسته كرده‌اند و مردم را از دستگاه اطلاعات می‌ترسانند به مصلحت انقلاب و نظام نیست. نباید این جو باشد. چرا مطبوعات و نمایندگان مجلس بعد از موضع رییس محترم جمهوری جرات پیدا می‌كنند و حرف دلشان را بیان می‌كنند! همین حرف‌ها را كه قبل از سخنرانی رییس جمهور می‌دانستند، چرا نمی‌گفتند؟»  73/7/18

خاطرات دكتر علی لاریجانی از آن روزها و بازتاب این انتقادها خواندنی است:

«در اخبار داخلی، موضعگیری و انتقاد شدیدالحن حجت الاسلام آقای حاج سید احمد خمینی خبر مهمی بود. سخنان ایشان در رسانه‌های داخلی و خارجی انعكاس گسترده‌ای داشت. رسانه‌های خارجی این سخنان را مخالفت با سیاست‌های دولت آقای هاشمی تلقی كرده و روی آن داستان سرایی كرده اند. هرچند ظاهر این مطالب مخالفت با سیاست‌های دولت آقای هاشمی است، ولی نه آن طور كه در رسانه‌های خارجی بزرگ شد!» سه شنبه 73/7/5

«آقای هاشمی قدری گرفته به نظر می‌رسید. احتمال می‌دهم به دلیل نوع موضعگیری‌هایی كه این روزها برخی شخصیت‌ها و روزنامه‌ها درباره كارنامه دولت داشته‌اند، خوشحال نیست!» چهارشنبه 73/7/6

البته ذكر این نكته ضروری است كه ما هرگز این انتقادهای حاج احمد خمینی را از دولت، به منزله دشمنی و مخالفت او با هاشمی تلقی نمی‌كنیم، اما به هر حال نباید فراموش كرد كه حاج احمد از سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی دولت هاشمی و عدم توجه كافی به آزادی بیان و رفع محرومیت‌ها گلایه داشت. البته خود آن مرحوم در سخنان دیگری به این شبهه‌ی مخالفت پاسخ می‌دهد:

بعضی‌ها ایجاد شبهه می‌كنند كه من با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم، اما حقیقت مطلب اینگونه نیست و ما در اصول كلی وحدت رویه داریم و اصلا هیچ اختلافی در میان ما وجود ندارد. 72/4/26

فشارهای اقتصادی نباید ما را مایوس كند. كسی منكر فشار و مشكلات اقتصادی نیست… البته ممكن است بعضی از سیاست‌ها و برنامه‌ها غلط باشد، اما بی‌انصافی است كه بخاطر چند تا اشتباه كارهای زیربنایی بزرگی را انجام شده منكر شویم و آنها را نادیده بگیریم. 73/12/4

به هرحال مجموعه‌ای از عوامل مختلف از جمله سیاست‌های اشتباه دولت بویژه در بخش‌های اجتماعی و اقتصادی و عدم توجه كافی به عدالت اجتماعی و شیوع اشرافی‌گری و نیز عدم تحمل صدای مخالف، علت بسیاری از انتقادهای فرزند امام بودند. البته این انتقادها تنها مختص به حاج سید احمد آقا نبود و بسیاری از مردم و حزب‌اللهی‌ها و حتی رهبری انقلاب هم نسبت به این وضعیت گله و شكایت داشتند. اما متاسفانه شرایطی در كشور حاكم بود كه هرگونه انتقادی را به منزله مخالفت با نظام تلقی می‌كرد! برای درك این مساله، باید وضعیت آن سالها را به خاطر آورد.

این مساله گاه باعث رواج شایعات مختلف درباره افراد مختلف می‌شد. (درست در همان زمان، شایعاتی درباره برخورد با حاج صادق آهنگران به علت مداحی معروف «شیعه علی» ورد زبان‌ها شد. «شیعه علی» مجموعه اشعاری بود از مرحوم آقاسی كه آهنگران با سوز خاصی درباره وضعیت روز جامعه و اشرافی‌گری مسئولان خوانده بود)

همان طوری كه نوشتم، عده‌ای از آدم‌های مریض بعد از درگذشت حاج احمد شایعاتی را درباره علت فوت او مطرح كردند. این افراد حتی سعی كردند سید احمد خمینی را شخصیتی مخالف با رهبری معرفی كنند! این تلاش مزبوحانه در سالها و مخصوصا ماه‌های اخیر مجددا زنده شد، اما باز هم نگاهی به گذشته، همه این درو‌غ‌ها را خنثی می‌كند. با مروری بر مواضع آن روز رهبر انقلاب متوجه می‌شویم كه مواضع حاج سید احمد خمینی تا چه میزان به رهبری نزدیك است. فراموش نكنیم كه اولین منتقد آن وضعیت، شخص رهبری بودند كه بارها درباره اشرافی‌گری و عدم توجه كافی به بحث عدالت اجتماعی به مسئولان مخصوصا دولت تذكر داده بودند:

جامعه اسلامی با عدل و قسط است كه قوام پیدا می‌كند. بدون عدل ممكن نیست. ولو همه ارزشهای مادی و ظاهری و دنیایی فراهم شود، اگر عدالت نباشد، در حقیقت هیچ كاری نشده است. 71/3/30

هدف اصلی در كشور ما و در نظام جمهوری اسلامی عبارت از تامین عدالت است و رونق اقتصادی تلاش سازندگی مقدمه آن است. ما نمی‌خواهیم سازندگی كنیم كه نتیجه‌ی این سازندگی یا نتیجه رونق اقتصادی این باشد كه عده‌ای از تمكن بیشتری برخوردار شوند و عده‌ای فقیرتر شوند. این به هیچ وجه مورد رضای الهی و رضای اسلام و مورد قبول ما نیست. 72/1/1

آنچه كه عمومی است – مثل فرصت‌ها و امكانات- متعلق به همه كشور است و باید در اینها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد كه یك نفر پای خود را بگذارد روی دوش مامورین دولتی و با ترفند و خدای نكرده با اعمال روش‌های غلط امتیاز بگیرد. رشد افسانه‌ای بكند و بعد بگوید آقا من ثروت را خودم به دست آورده‌ام. 72/5/12

آنچه كه در این بین بایستی با وسواس و دقت دنبال آن باشید مساله عدالت اجتماعی است كه با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضی اینطور تصور می‌كردند – شاید حالا هم تصور كنند- كه ما بایستی دوره‌ای را صرف رشد و توسعه كنیم و وقتی كه به آن نقطه مطلوب رسیدیم ، به تامین عدالت اجتماعی می‌پردازیم. این فكر اسلامی نیست. عدالت هدف است و رشد و توسعه، مقدمه عدالت است. آن روزی كه در كشور عدالت اجتماعی نباشد، اگر بتوانیم، باید آن روز را تحمل نكنیم. 74/6/8

اینكه چرا با وجود همه این انتقاد‌ها، باز هم عدالت اجتماعی چندان جدی گرفته نشد، بحث دیگری است كه باید در جای خود بحث شود، اما نتیجه گیری:

نتیجه اینكه با مروری بر مواضع و انتقادهای آن روز حاج احمد خمینی دقیقا مشخص می‌شود كه وی از چه شرایطی و از چه وضعیتی گلایه داشت و عاملان و مسببان آن وضعیت هم چه كسانی بودند؟!‌ اما سوال اینجاست كه آن جریان و آن كارگزاران، در دولت اصلاحات كه مدعی دوستی با حاج احمد خمینی هستند، چه می‌كردند؟! ضمنا امروز آن آدم‌ها و آن جریان كه روزی مورد نقد و شكایت حاج احمد خمینی بودند، كجا هستند؟ كارگزاران و تئوری‌پردازان توسعه و سیاست‌های اقتصادی دولت وقت، امروز پشت سر چه جریانی قرار دارند؟!

* مركز اسناد انقلاب اسلامي



منابع:كتاب دیدگاهها مرحوم سید احمدآقا خمینی - موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی

كتاب هوای تازه-خاطرات ده سال مدیریت صدا وسیما دكتر علی لاریجانی-جلداول سال 73-دفتر نشر فرهنگ اسلامی

اسامی امضاکنندگان سوال از رئیس جمهور (+جدول)

تلاش برای پاسخگو کردن رئیس جمهور در برابر مجلس 11 بار به نتیجه نرسید اما در ایستگاه دوازدهم، پس از فراز و فرودهای بسیار، سرانجام قرار است احمدی نژاد برای اولین بار در جایگاه رئیس جمهور در بیست و چهارمین روز اسفند پاسخگوی سؤال‌های نمایندگان مجلس باشد. همشهری آنلاین: سرانجام پس از 11 بار تلاش ناکام نمایندگان مجلس هفتم و هشتم برای سؤال از رئیس جمهور این بار تیر نمایندگان ملت به هدف خورد و تابوی سؤال از رئیس جمهور شکسته شد. احمدی‌نژاد تاکنون 12 بار با درخواست سؤال از سوی نمایندگان مجلس هفتم و هشتم مواجه شده است. تلاش برای پاسخگو کردن رئیس جمهور در برابر مجلس 11 بار  به نتیجه نرسید اما در ایستگاه دوازدهم، پس از فراز و فرودهای بسیار، سرانجام قرار است احمدی نژاد برای اولین بار در جایگاه رئیس جمهور در بیست و چهارمین روز اسفند پاسخگوی سؤال‌های نمایندگان مجلس باشد.طرح سؤال از رئیس جمهور که با نام «علی مطهری» عجین شده است، در ابتدای مسیر با امضای 100 نماینده مجلس همراه بود اما پس از گذشت زمان، برخی از نظر خود برگشتند و امضای خود را پس گرفتند و سرانجام طرح سؤال از رئیس جمهور با امضای 79 نماینده راهی هیئت رئیسه شد.اسامی نهایی امضاکنندگان سئوال از رئیس جمهور به ترتیب حروف الفبا به قرار زیر است:
ردیف نام و نام خانوادگی حوزه انتخابیه کمیسیون گرایش سیاسی 1 اخوان-بهمن تفرش صنایع و معادن مستقل 2 اسدی-یونس مشکین شهر کشاورزی اصولگرا 3 اسلامی پناه-علی جیرفت قضایی و حقوقی اصولگرا 4 اسماعیلی-غفار هشترود برنامه و بودجه اصولگرا 5 اکبرنژاد-شکور تبریز اقتصاد اصلاح طلب 6 اکرمی-سیدرضا تهران فرهنگی اصولگرا 7 امیری خامکانی-حسین زرند انرژی اصلاح طلب 8 انصاری-جمشید زنجان اقتصادی اصلاح طلب 9 اولیاء-علی اکبر یزد عمران اصلاح طلب 10 بختیاری-محمد تقی بافت عمران اصولگرا 11 برنا-سیروس بروجن اجتماعی اصولگرا 12 بنایی-علی قم برنامه و بودجه اصولگرا 13 پرتوی-محمدعلی پیرانشهر اجتماعی اصولگرا 14 پزشکیان-مسعود تبریز بهداشت و درمان اصلاح طلب 15 پور فاطمی-سید محمد مهدی دشتی و تنگستان اجتماعی اصلاح طلب 16 پولادی-شاپور ایلام عمران اصولگرا 17 تامینی-حسن رشت بهداشت و درمان اصولگرا 18 ترابی-نصرالله شهرکرد اجتماعی اصلاح طلب 19 ثروتی-موسی الرضا بجنورد برنامه و بودجه اصولگرا 20 جعفرزاده-سلیمان ماکو اجتماعی اصولگرا 21 جلالی-کاظم شاهرود امنیت ملی اصولگرا 22 جمشیدزهی-عبدالعزیز سراوان بهداشت و درمان اصولگرا 23 حسینی-سید عماد قروه انرژی مستقل 24 حسینی-سیدشریف اهواز صنایع و معادن اصولگرا 25 حسینی-سیدعلی نیشابور فرهنگی اصولگرا 26 حیدرپور- عوض شهررضا امنیت ملی اصولگرا 27 حیدری-فخرالدین سقز اقتصادی اصولگرا 28 حیدری دستنایی-نورالله اردل آموزش و تحقیقات اصولگرا 29 خباز-محمدرضا کاشمر اقتصادی اصلاح طلب 30 دستغیب-سید احمدرضا فرزند(سید فخرالدین) شیراز صنایع و معادن اصلاح طلب 31 دلاور-محمد علی درگز کشاورزی اصولگرا 32 دهدشتی-سیدحسین آبادان انرژی اصولگرا 33 رجایی-عباس اراک کشاورزی اصولگرا 34 رحیمی-امین حسین ملایر قضایی و حقوقی اصولگرا 35 رضاحسینی-مصطفی شهربابک صنایع و معادن اصولگرا 36 رهبر-محمدتقی اصفهان قضایی و حقوقی اصولگرا 37 زمانی-سید جواد کنگاور اجتماعی اصولگرا 38 سازدار-سیروس مرند انرژی اصلاح طلب 39 سقائی-محمد نی ریز انرژی اصولگرا 40 شعبانی-محمدرضا کرمانشاه آموزش و تحقیقات اصولگرا 41 شهریاری-محمدمهدی بجنورد امنیت ملی اصلاح طلب 42 ضابطی-محمد نطنز و قمصر بهداشت و درمان اصولگرا 43 طاهرخانی-امیر تاکستان آموزش و تحقیقات اصلاح طلب 44 طباطبایی نژاد-سید مصطفی اردستان قضایی و حقوقی اصولگرا 45 عباسپور تهرانی فرد-علی تهران آموزش و تحقیقات اصولگرا 46 علیخانی-قدرت الله قزوین امنیت ملی اصلاح طلب 47 فدایی-صمد سنقر کلیایی اجتماعی اصولگرا 48 فرج زاده-محمد امین بندرعباس عمران اصولگرا 49 فروزش-پیمان زاهدان اقتصادی اصلاح طلب 50 فلاحت پیشه- حشمت الله اسلام آباد امنیت ملی اصولگرا 51 قاضی پور-نادر ارومیه صنایع و معادن اصولگرا 52 قنبری-داریوش ایلام اجتماعی اصلاح طلب 53 کاتوزیان-حمیدرضا تهران انرژی اصولگرا 54 کرمی-عبدالجبار سنندج بهداشت و درمان اصولگرا 55 کریمی-محمدعلی کرمان برنامه و بودجه و محاسبات اصولگرا 56 کعبی-عبدالله آبادان انرژی اصلاح طلب 57 کمالیان-نصرالله فاروج و قوچان عمران اصولگرا 58 کواکبیان-مصطفی سمنان امنیت ملی و سیاست خارجی اصلاح طلب 59 کیخا-احمدعلی زابل کشاورزی اصولگرا 60 لاهوتی-مهرداد لنگرود عمران مستقل 61 محجوب-علی رضا تهران اجتماعی اصلاح طلب 62 محسنی ثانی-محمد رضا سبزوار اجتماعی اصولگرا 63 محسنی بندپی-انوشیروان نوشهر بهداشت و درمان اصلاح طلب 64 محمدی-اقبال مریوان کشاورزی مستقل 65 محمودزاده-جلال مهاباد کشاورزی اصولگرا 66 مسعودی ریحان-غلام حسین اهر آموزش و تحقیقات اصلاح طلب 67 مصباحی مقدم-غلام رضا تهران اقتصادی اصولگرا 68 مطهری-علی تهران فرهنگی اصولگرا 69 مطهری-علی شبستر صنایع و معادن اصولگرا 70 مقیمی-محمدحسین خمین عمران اصولگرا 71 موسوی-سیدفاضل خدابنده اصل نود اصلاح طلب 72 میرزایی-علی فومن کشاورزی اصولگرا 73 نریمان-محسن بابل عمران اصلاح طلب 74 نصیرپور-مجید سراب اجتماعی اصلاح طلب 75 نصیری قیداری- سعدالله زنجان آموزش و تحقیقات اصلاح طلب 76 نظری مهر-محمد جواد کردکوی بهداشت و درمان اصولگرا 77 نورا-عباس علی زابل برنامه و بودجه اصولگرا 78 هاشمی-سید حسین میانه صنایع و معادن اصلاح طلب 79 یوسف نژاد-علی اصغر ساری صنایع و معادن اصلاح طلب با توجه به جهت گیری سیاسی این 79 نماینده سئوال کننده از رئیس جمهور، 26 نفر در دسته فراکسیون اقلیت مجلس قرار می‌گیرند و 53 نماینده دیگر نیز پرچم دار اصولگرایان در مجلس هشتم هستند.حال قرار است پس از درخواست و پیگیری‌های چند ماه این 79 نماینده، سؤال از رئیس جمهور که از تیرماه مطرح شده بود، سرانجام  در آخرین روزهای سال 90 اجرایی شود و احمدی نژاد در بیست و چهارمین روز اسفند ماه برای پاسخگویی به سئوال نمایندگان پست تریبون مجلس قرار بگیرد.

اتفاقاتي که نشان از كنار آمدن موسوي و كروبي با حاكميت دارد!

با وجود سپري شدن يك هفته از شكست پروژه تحريم و شركت خاتمي در انتخابات، اين شوك بزرگ همچنان محل بحث و مجادله محافل ضدانقلاب است.
به گزارش جهان، کیهان نوشت:
با وجود سپري شدن يك هفته از شكست پروژه تحريم و شركت خاتمي در انتخابات، اين شوك بزرگ همچنان محل بحث و مجادله محافل ضدانقلاب است.

گويانيوز در اين زمينه نوشت: اپوزيسيون و مخالفان جمهوري اسلامي در شرايط فعلي هيچ راهي ندارند جز پذيرش واقعيت ها. واقعيت اين است كه رژيم بعد از انتخابات يكدست تر شده و ما براي چندمين بار از خودمان مي پرسيم كه چه بايد كرد؟ شايد راي دادن خاتمي پاسخي به اين سوال بود؛ آب باريكه اي براي روز مبادا كه بلافاصله با علائم مثبت رژيم و استقبال كيهان و حداد عادل مواجه شد. حداد گفت خاتمي كار درستي كرد كه در انتخابات شركت كرد و اين موضوع در جايگاه اصلاح طلبان تاثيرگذار است. اما موضع كيهان جالب بود. كيهان نوشت كه خاتمي براي خروج از كانون فتنه و بن بست خودساخته، با شجاعت آماده برداشتن گام هاي بعدي باشد و بداندكه دشمنان نظام بدهكار او هستند و نه او بدهكار آنها.

گويانيوز مي افزايد: با توجه به شروطي كه رژيم براي بازگشت خاتمي در نظر گرفته، مي بينيم كه دغدغه آنها كندن خاتمي از اپوزيسيون است. كيهان از خاتمي مي خواهد مثل طعمه و قرباني دشمنان نظام عمل نكند. خاتمي با شركت در انتخابات به جمهوري اسلامي راي داد و كيهان هم با تمام تندي ها، اين بار عكس العمل نرم از خود نشان داد و از اين كار استقبال كرد. در اين فضا مخالفان بايد بدانند از هركس اندازه خود وي و نه بيش از اندازه ظرفيت وي، توقع داشته باشند و به همان اندازه از او پشتيباني كنند. البته مخالفان عاقل نظام نبايد با خاتمي قهر و او و اصلاح طلبان را به آغوش رژيم برانند همچنان كه با هر فرد يا گروه منتقد و مزاحم درون رژيم نبايد قهر كرد.

گويانيوز مي افزايد: با مسائل پيش آمده، حتما بايد رابطه مريد و مرادي، و عشق و عاشقي را از فضاي سياسي حذف كنيم تا از نااميدي و دلخوري و باختن روحيه و از همه بدتر تحليل اشتباه اوضاع سياسي كه سمي مهلك است، در امان بمانيم. ما بايد از تحليل هاي دل بخواهي، خيالي و آرزومندانه جداً پرهيز كنيم و به واقعيت با همه تلخي اش بنگريم لذا در جهت هدف سرنگوني نظام مي بايست از هر پلي بگذريم حتي پل اصلاح طلبان.

اين سايت اينترنتي در مطلب ديگري تصريح كرد: خاتمي مي گويد نبايد دنبال قهرمان بود. با اين وصف بايد به حال نيروهاي سياسي كه همواره به خاتمي به چشم قهرمان مي نگرند تاسف خورد، نيروهايي كه هيچ برنامه اي از خود ندارند. آيا خاتمي از سال 76 بر سر قول هاي خود پايدار مانده است؟ تناقض گويي هاي او مانند 14 سال گذشته همچنان ادامه دارد. يك روز شعار حفظ نظام به هر قيمت را مي دهد و يك روز تغيير آن را مجاز مي داند! خاتمي در 14 سال گذشته به يك معزل [معضل!] بزرگ براي اتحاد مخالفان تبديل شده است. او هيچ گاه به نفع مخالفان حركت نكرده بلكه در خدمت نظام بوده است.

يك نويسنده ديگر گويانيوز هم در مطلبي شبه طنز نوشت: من اگر 40 پرس ديگر چلوكباب برگ و چنجه به اين باجناق شكموي خودم بدهم باز هم مي گويم نوش جانش، مي خواستم باهاش شرط نبندم. خب فكر نمي كردم آقاي هاشمي در انتخابات شركت كند. باجناق مي گفت رفسنجاني حتما شركت مي كند. آقا بحثمان شد. هزار تا دليل آوردم، زير بار نرفت. اين بگو، آن بگو، شرط بستيم رفت. نيم ساعت بعدش آمد گفت خاتمي هم شركت مي كند! گفتم غيرممكنه. گفت شرط. گفتم پنج هزار دلار! راستش من كه شكمم را براي چلوكباب چنجه حسابي صابون زده بودم گفتم حالا كه اين باجناق ما ديوانه شده و از ماجرا هم پرت است و پولدار هم هست، شب عيدي ما هم به يك نوائي برسيم. اما ناكس گدا گفت نه، يك سيخ كوبيده اضافه! بعد از ظهر روز انتخابات آقاي باجناق ذوق زده زنگ زد كه من امروز يك سيخ كوبيده اضافه هم افتاده ام! (چي؟ دوباره بگو؟) گفت خاتمي هم رفت راي داد...
باجناق صاحب مرده چه خنده اي مي كرد و كوبيده اضافه را مي خورد، با پياز! كاش پنج هزار دلار را باخته بودم.

مجتبي واحدي مشاور فراري كروبي اما در گويانيوز تأكيد كرد رأي دادن خاتمي هديه غيرمترقبه او به حاكميت و اقدامي مشكوك بوده است. وي تصريح مي كند كه اين سوژه بايد به بايگاني سپرده شود، هرچند كه حاميان خاتمي نمي گذارند.

واحدي اضافه مي كند: اقدام خاتمي نياز به بررسي بيشتر ندارد. شايد او در حال تشكيل جبهه اي جديد از كساني است كه ادعاي جنبش سبز درباره غيرقابل اعتماد بودن حكومت براي برگزاري انتخابات آزاد را باور ندارند. پس بهتر است او را آزاد بگذاريم كه آنچه را به صلاح خود، يارانش و جمهوري اسلامي است انجام دهد.

روزبه ميرابراهيمي روزنامه نگار زنجيره اي فراري نيز با تخطئه خاتمي نوشت: خاتمي مي گويد من راي دادم تا بگويم برانداز نيستم و اين يعني اينكه كساني كه راي نداده اند برانداز هستند از جمله بازداشت شدگان و... اين اقدام خاتمي بازي در زمين حاكميت بود. او عملاً به ضرر تغيير خواهان عمل كرد و فرصت سركوب تحريم كنندگان را فراهم نمود.

پايگاه اينترنتي ايران امروز نيز در مطلبي به قلم محسن حيدريان- از اعضاي مركزيت حزب توده كه با كا گ ب و سپس سرويس هاي جاسوسي آمريكا و انگليس همكاري داشته- نوشت: انتخابات نشان داد دورنماي تغيير نظام از طريق محاصره مدني [ تحريم] فقط يك خواب و خيال است و تصوير روشني از تحريم وجود ندارد. اشتباهي را كه اصلاح طلبان در آغاز درباره هاشمي كردند، اين بار فعالان جنبش سبز نبايد درباره خاتمي بكنند. ميانجي گري ميان جنبش سبز و حكومت از طريق كساني چون خاتمي، بستر ضروري براي هر اقدام علني و موثر سياسي است. ما فعلاً در اين مرحله نيستيم.
اما كاربران شبكه بالاترين تلقي هاي ديگري دارند. يكي از همكاران بالاترين مي نويسد: از نظر من خاتمي باطل شد. باور نمي كردم كه خاتمي راي بدهد. او تحريم كرده بود. بازهم دروغ! دلم گرفت! او عاقلانه رفتار كرد يا قمار كرد؟ فهميديم هر كس فكر خود هست به قول معروف؛ هر كه به فكر خويشه، كوسه به فكر ريشه. آقاي خاتمي يادت باشد تو باطل شدي! چه بلايي سر ما آوردي!
بخشي از همكاران اين شبكه ضدانقلابي نگرانند كه موسوي هم به سرنوشت خاتمي دچار شده و به سوي نظام برگردد. يكي از اين نويسندگان با اشاره به شايعه اينترنتي مبني بر اينكه موسوي گفته من رأي ندادم، مي نويسد: وقتي موسوي مي گويد: «من راي ندادم» ارزش خودش را تا حد يكي از افراد متزلزل پائين مي آورد زيرا اگر هم اين حرف را نمي زد همه فكر مي كردند و انتظار داشتند كه راي نداده باشد. او ناخودآگاه عملي از خود را به مقايسه و قضاوت عموم مي گذارد كه پيش از هر چيز خبر از بار فكري او مي دهد. اعلام اينكه «من راي ندادم» مي تواند عمل يا تصميمي مهم باشد، اما براي يك بچه كه در شك و ترديد بسر مي برد اما آقاي موسوي خود را از اين هم پائين تر مي نماياند و اين نشان از نداشتن اراده و بنيان فكري قوي است. و اين است دليل بر باد رفتن پتانسيل عظيمي كه از بدحادثه به دنبال چنين فردي به راه افتادند و خاموش شدند.

بالاترين مي افزايد: مثال آوردن و مقايسه كردن، دو روش براي نشان دادن اهميت يا برتري چيزي بر چيز ديگر است. وقتي دو چيز به لحاظ كم و كيف (اندازه و چگونگي) نزديك به همديگر باشند به طوري كه تشخيص برتري يكي بر ديگري مشكل باشد به روش مقايسه يا مثال روي مي آوريم اما، هرگز دو چيز بسيار متفاوت را با همديگر مقايسه نمي كنيم. مثلاً آقاي موسوي را نبايد با ننه بنده مقايسه كرد. اما متأسفانه آقاي موسوي خود چنين مقايسه اي انجام داده است. مقايسه دو نمونه بسيار متفاوت نه آنكه خنده دار و تمسخرآميز خواهد بود بلكه نوعي اهانت و كج فكري را نيز در خود حمل مي كند. مثلاً كسي بگويد «اتومبيل فراري سريع تر از الاغ حركت مي كند» يا «قله اورست بلندتر از بام خانه ما است» و يا اينكه وقتي علي كريمي بنا به مناسبتي چند دقيقه اي با بچه هاي فلان دبستان بازي مي كند بگوئيم «علي كريمي خيلي بهتر از بچه هاي دبستان فلان بازي مي كرد». از اين مقايسه ها چه برداشتي مي شود؟ ما بايد بدانيم آنچه به آن دل بستيم، نه شمشيري بلكه چوبدستي پوسيده اي بيش نبود.

«بالاترين در تحليل ديگري پرسيده است: آيا موسوي مي خواهد از جنبش سبز خداحافظي كند و به خاتمي بپيوندد. سايت كلمه مي نويسد «موسوي در ديدار با فرزندانش همكاران را به صبر و بازگشت به خدا توصيه كرد و گفت در راه حق صبر و گذشت هر دو باهمند». بعد از راي دادن آقاي خاتمي در 12 اسفند و توجيهات ايشان درباره مصلحت انديشي و غيره، اين بار آقاي موسوي صحبت از گذشت در راه خدا كرده است! من به خوبي شرايط حصر را درك مي كنم اما گذشت از چي آقاي موسوي؟ آيا مي خواهيد پشت ما را خالي و با رژيم كنار بياييد و مصالحه كنيد؟! اين خيانت است. اين آخرين فرصت شماست كه با ما براي براندازي بمانيد. دوستان بوي توطئه مي آيد. اتفاقاتي در حال وقوع است كه نشان از كنار آمدن موسوي و كروبي و اصلاح طلبان با حاكميت دارد. به نظرم موسوي با اين صحبت هايش مي خواهد مخالفان را بسنجد.

خاطرنشان مي شود چهارشنبه گذشته نيز سايت روز آن لاين به قلم هوشنگ اسدي نوشته بود «اتحاد بي سابقه ما از حساس ترين جا شكسته است. جبهه ما با حركت دادن يك مهره [خاتمي] ضربه كاري خورده و ما مانده ايم و دريغي ديگر. امروز محمد خاتمي و فردا؟ همين فردا اگر موسوي و كروبي زير فشار بشكنند و يا انديشه دگر كنند چه كنيم؟».

بالاترين در همين زمينه تحليلي آميخته به ناراحتي و طعنه منتشر كرده و مي نويسد: پس از افتضاح شركت خاتمي در انتخابات بهترين راه براي جمع و جور كردن اين خرابكاري اين بود كه خبري از ميرحسين و همسرش داشته باشيم و در آن هر دو تاكيد كنند كه راي نداده اند و تأكيد بر صبر و گذشت! ما را دعوت به پايداري كرده اند مگر ما داريم مانند مردم سوريه در خيابان كشته مي دهيم كه دعوت به پايداري شده ايم! در خانه هايمان نشسته ايم و با پايداري و صبر به دروغ هاي اصلاح طلبان حكومتي گوش مي دهيم! واقعاً خدا صبرمان دهد! گذشت مان هم لابد بايد شامل سيدخندان تداركات چي شود كه رفت راي داد! مبارزه سختي هم كه كرديم اين بود كه راي نداديم! دستكم وجدانمان راحت است كه مبارزه كرده ايم و به هم تبريك گفتيم!

گفتني است تمامي اين اظهارنظرها و ابراز عصبانيت ها از سوي ضد انقلابيوني است كه از كشور گريخته و به آمريكا و اروپا پناهنده شده اند. از اين روي عصبانيت آنها را بايد به حساب عصبانيت مثلث آمريكا، انگليس و اسرائيل- يعني مديران اصلي فتنه 88- از شركت خاتمي در انتخابات دانست كه آن را تحريم كرده و قرار بود در آن شركت نكند. اين واكنش هاي خصمانه مي تواند- و شايد توانسته است- كه معيار ديگري براي تصميم خاتمي به شركت در انتخابات و برداشتن گام هاي بعدي براي خروج كامل از حلقه فتنه آمريكايي اسرائيلي 88 باشد.

ناگفته‌های حسین کچویان از تغییر نظر رییس جمهور درمورد دانشگاه آزاد؛

دکتر "حسین کچویان" عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. وی با ارسال یادداشتی به هفته نامه پنجره، به ذکر ناگفته هایی در مورد ماجرای اصلاح اساسنامه و تغییر رییس دانشگاه آزاد، خانه نشینی رییس جمهور و تغییر نظر احمدی نژاد در مورد مسئله دانشگاه آزاد پرداخته است.
به گزارش جهان متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
قطعا برای کسانی‎که تحولات چند ساله دانشگاه آزاد را از آغاز طرح آن تا هفته جاری دنبال کرده‎اند، عنوان این مقاله ابهام‎انگیز و مشکل‎ساز به‎نظر می‎رسد چراکه با رسمیت‎یابی عملی ریاست جدید دانشگاه آزاد، ظاهرا نبایستی تردیدی در پایان این معضله داشت. اما دلایل قانع‎کننده و قابل‎اتکایی وجود دارد که ما را از نتیجه‎گیری سریع در این زمینه بازمی دارد؛ این دلایل به میزانی است که حداقل با ایجاد تردید در مضمون و معنای تغییر مدیریتی واقع شده در دانشگاه آزاد، ما را دعوت به احتیاط در این زمینه و ادامه حساسیت‎ها تا زمان مشاهده نتایج عملی این تغییر و تحقق اهداف مورد‎نظر آن می‎کند. اما این دلایل چیست و چرا واجد چنین دلالت‎‎های، تردیدآفرینی در مورد توقعات و انتظارات ما از این تغییر و تغییرات بعدی در دانشگاه آزاد است؟

پیش از ورود، بحث تفصیلی از این دلایل و دلالت‎‎های آن، توجه به نکته مهمی لازم است که غفلت از آن موجب بدفهمی و عدم درک اهداف دقیق این نوشتار از طرح این مطالب خواهد شد. خطا در درک بافت و زمینه‎ای که بحث حاضر بایستی در ربط با آن فهمیده شود، می‎تواند مخاطب بحث را به غلط ریاست جدید دانشگاه آزاد و اقدامات یا تصمیمات اصلاحی وی قلمداد کند. نه تنها از بین بردن خوش بینی‎‎های حاصله از تغییر ریاست دانشگاه آزاد و امید‎‎های ناشی از آن برای اصلاحات ساختاری در دانشگاه، هدف بحث حاضر نیست بلکه تلاش و کمک برای توفیق برنامه‎ها و اقدامات وی در این زمینه نیز فرض و تکلیف تلقی می‎شود. بحث حاضر را به‎جای این بافت و زمینه محدود داخلی، بایستی در ارتباط با تحولاتی قرار داد که موضوع آن ریاست‎جمهوری و انحراف از سیاست‎ها و مواضع آغازین وی در کل است. از این جهت، موضوع دانشگاه آزاد صرفا بایستی به‎عنوان نمونه و مصداقی خاص تلقی شود که می‎توان در پرتو آن، تحول سیاسی کلی و تغییر دیدگاه‎‎های ریاست‎جمهوری را مورد ارزیابی قرار داد و بر اساس آن معنای تحول مدیریتی اخیر دانشگاه آزاد و احتمالات مربوط به آینده را نیز دریافت. بنده که علی‎رغم پیش‎بینی ستیزه‎ها و منازعات شکاف آفرین ناشی از پیروزی آقای احمدی‎نژاد در انتخابات ریاست‎جمهوری در مجموعه اصول‎گرا طی همان هفته‎‎های آغازین تیرماه سال 84، تا جلسه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از انتقاد علنی از وی اجتناب کرده و حتی ریشه اصلی مشکلات را نوع برخورد‎ها و فشار‎ها بر وی یا عدم درک برنامه‎‎های بزرگ اصلاحی ایشان و عدم همراهی مجموعه اصول‎گرا با آن می‎دانستم؛ برپایه مجموعه دلایل مربوط به دگردیسی در مواضع ایشان در بحث دانشگاه آزاد طی یک‎ساله اخیر، متأسفانه بایستی به تحولی جدی و اساسی در کلیت دیدگاه‎ها و رفتار سیاسی آقای احمدی‎نژاد اذعان کنم که تصویری متضاد با آن‎چه از او به‎عنوان فردی اصولی، مقید به ارزش‎‎های عدالت‎خواهانه و ظلم‎ستیزانه و به‎دور از بازی‎‎های معمول قدرت و بده‎بستان‎‎های قدرت‎خواهانه در ذهن داشته‎ایم، به‎دست می‎دهد.

در هر حال، در رابطه با مدعای این نوشتار می‎توان به دلایل متعددی اشاره داشت. اما برای اختصار و پرهیز از طولانی شدن کلام، تنها به بیان سه دلیل و تحلیل آن اکتفا می‎شود که به‎لحاظ دلالت، به اندازه کافی روشن و صریح است. آخرین این دلایل، درخواست آقای احمدی‎نژاد از رهبری برای صدور حکم عضویت آقای جاسبی در شورای عالی انقلاب فرهنگی به‎عنوان عضو حقیقی است. دلیل دوم، استنکاف ایشان از امضای حکم ریاست آقای فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد و احاله آن به وزیر علوم است. اما دلیل سوم به تحولات رفتاری ریاست‎جمهوری از زمان خانه‎نشینی 11 روزه در رابطه با اقدامات شورای عالی انقلاب فرهنگی برای حل و فصل معضله دانشگاه آزاد برمی‎گردد که دو موضوع قبلی نیز در همین راستا و بخشی از آن است.

بگذارید از موضوع سوم آغاز کنیم که برای فهم رفتار آقای احمدی‎نژاد در دو موضوع یا دلیل دیگر نیز نقشی زمینه‎ساز و روشن‎گر دارد. اولین نشانه تغییر موضع آقای احمدی‎نژاد در بحث دانشگاه آزاد - که ظرف چندین سال، با اهتمامی جدی و تعهدی ارزشمند به اهداف اصلاح‎گرانه و وعده‎‎های انتخاباتی، علی‎رغم فشار‎ها و دشواری‎ها آن را تا تصویب اساسنامه جدید دنبال می‎کرد - بی‎میلی به پی‎گیری و ر‎ها ساختن آن بعد از تصویب، از زمان خانه‎نشینی 11 روزه بود؛ البته مسأله به همین‎جا نیز محدود نماند، بلکه با خودداری از امضای مصوبه شورا در مورد اساسنامه تازه و عدم ابلاغ آن تا حدود نه ماه پس ازتصویب پیش رفت. این نوع رفتار که خلاف وظایف قانونی و واجد شبهه نقض قانون نیز بود، دلالت‎هایی ضمنی بر تغییر کلی موضع ایشان در این زمینه داشت. آن‎چه این فهم را تقویت می‎کرد، اخبار و گزارش‎‎های متعددی بود که خبر از نوعی سازش در این زمینه پس از ملاقات‎‎های نمایندگان ایشان و آقای هاشمی رفسنجانی یا نمایندگان وی می‎داد. اما دلالت‎های موجود در این زمینه زمانی به صراحت نزدیک شد که نهایتا بعضی از اعضاء با حساس شدن نسبت به این تغییر مواضع و ناخشنودی از هدر رفتن تلاش‎‎های چند ساله، در صحن شورا، خواهان ابلاغ مصوبه و پی‎گیری اجرای آن شدند.
برخورد وی با خواست پیگیری کار و اقدامات بعدی در صحن شورا - که کاملا خنثی و بدون هرگونه موضع‎گیری له و یا علیه آن بود - با نوع مشارکت وی در رأی‎گیری‎ها درمورد تغییرات جدید اساسنامه تکمیل می‎شد. در هر زمان که با توجه به چالش‎ها، از جمله خودداری آقای رفسنجانی از اجرای مصوبه، انجام تغییراتی در اساسنامه به پیشنهاد بعضی از اعضاء به رأی گذاشته می‎شد، آرای ایشان مصداق نذر روغن ریخته برای امامزاده بود. ایشان نمی‎خواست موضوعات مذکور رأی بیاورد و بالأخص نمی‎خواست در تصویب آن‎ها مدخلیتی داشته باشد؛ اما چون مایل نبود این موضوع فهمیده شود، با روشن شدن آرای مثبت شورا به اصلاحات پیشنهادی، وی خواهان احتساب رأی مثبت خود می‎شد تا مانع از آگاهی دیگران از موضع حقیقی خود شود. در هر حال، ایشان تنها بعد از آگاهی به رأی مثبت اعضا به تغییرات - که در وضعیتی بسیار شکننده و با احتمال رد شدن به‎دست می‎آمد - می‎گفت که رأی مثبت بنده را نیز اضافه کنید. دلیل این وضعیت شکننده در توازن آراء این بود که تعدادی از اعضای سرشناس و متعلق به جبهه مخالف سیاسی آقای احمدی‎نژاد نیز با آگاهی از دیدار‎های پنهان و اعتقاد به وقوع نوعی مصالحه میان وی و آقای هاشمی رفسنجانی، پیگیری بحث دانشگاه آزاد را بی‎حاصل و یا به‎نفع طرح‎‎های سیاسی رقیب تلقی کرده و از شرکت در جلسات و یا دادن رأی خودداری می‎کردند.

در هر حال، برای درک کامل دلیل اول باید اصرار آقای احمدی‎نژاد بر خودداری از اجرای مصوبات تازه شورا برای تشکیل هیأت‎امنا و انتخاب ریاست جدید بدون موافقت آقای هاشمی رفسنجانی را نیز در تحلیل نهایی لحاظ کنیم. پس از رأی‎گیری هیأت‎امنا در مورد ریاست جدید، ریاست هیأت‎امنا و هیأت مؤسس از امضای حکم وی خودداری کرد.
بعد از آن دو جلسه برای ملاقات با وی ترتیب داده شد که در هر دو مورد در موضع‎گیری‎‎های علنی در صحن شورا، آقای احمدی‎نژاد با تأکید بر ضرورت حفظ حرمت آقای هاشمی رفسنجانی از تداوم بحث و گفت‎وگو با ایشان و خودداری از اجرای تصمیمات شورا بدون جلب موافقت وی سخن گفت و تأخیرهای دو ماهه اخیر در روند امور را به‎وجود آورد. لازم نیست ناسازگاری این مواضع با نوع تلقی وی از نقش دوران آقای هاشمی رفسنجانی در نهادینه‎سازی فساد و ایجاد شبکه‎‎های ناسالم قدرت و ثروت را یادآور شویم که معنایی جز چرخشی ماهوی در دیدگاه‎‎های آقای احمدی‎نژاد ندارد. این احتمال که این نوع مواضع را به ارزش اسمی آن و از باب رعایت اخلاق تلقی کنیم، با توجه به رویه‎‎های قبلی وی در برکناری و عزل همکاران منتفی است. اما برای درک کامل این موضع و تازگی غریب آن لازم است به اظهارات صریح و روشن وی در مورد لزوم برخورد و ضرورت حذف کامل آقای هاشمی رفسنجانی از عرصه عمومی و نظام اشاره کنم که وی پس از انتخابات 88 در گفت‎وگویی شفاهی خطاب به شخص بنده بیان کرد. در آن زمان حدودا چند ماه پس از انتخابات، وی با اظهار ناخشنودی از نوع مواجهه با آقای هاشمی رفسنجانی و عدم همراهی نظام با خواست ایشان ( احمدی‎نژاد) در مورد تعیین تکلیف نهایی این مشکل، با اشاره به این‎که آقای هاشمی رفسنجانی فاقد هرگونه حمایت و نفوذ اجتماعی و بلکه مورد نفرت و خشم عمومی است، از ترس‎‎های ناموجه در این زمینه به‎عنوان دلایل این عدم همراهی سخن گفت که موجب تداوم مشکل و استخوان لای زخم هستند.

اما دلیل دومی که کاملا در پیوند با این موضع اخیر آقای احمدی‎نژاد در مورد آقای هاشمی رفسنجانی و لزوم حفظ وی در عرصه سیاسی قرار دارد، خودداری وی از امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد و احاله آن به وزیر علوم است. گرچه احاله این کار به وزیر فاقد محمل قانونی نبوده و حداقل امکان توجیه قانونی آن وجود دارد، تخالف آن با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه نیز صریح و بی‎ابهام است. اما نکته مهم این است که چرا آقای احمدی‎نژاد که مصوبه جلسه قبلی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایشان را به‎عنوان ریاست شورا مسؤل و مأمور امضای حکم قلمدا کرده بود، از انجام این‎کار استنکاف ورزید و آن را به شخص دیگری احاله کرد. اهمیت این تحول در صورتی به‎درستی درک می‎شود که اقدامات و تلاش‎‎های انجام شده برای امضای حکم توسط شخص وی را در نظر بگیریم. نکته اساسی در این زمینه که مبین اهمیت تعیین‎کننده عدم امضای حکم توسط آقای احمدی‎نژاد در چهارچوب برنامه‎ها و طرح‎‎های سیاسی فعلی وی است، صرفا در این نیست که وی علی‎رغم تلاش‎ها و تماس‎‎های زیاد برای انجام این‎کار، از آن استنکاف ورزید، بلکه پاسخ وی به این فشار‎ها یا دلیل وی برای اجتناب از آن، معنادار و شایسته توجه جدی است. برخلاف تمامی گمانه زنی‎ها و تحلیل‎‎های چندماه گذشته در مورد راهبرد آقای احمدی‎نژاد و مجموعه همراه وی در انتخابات مجلس نهم، دلیل وی این بوده که نمی‎خواهد بار دیگر تقابل میان خود و آقای هاشمی رفسنجانی را احیا کند و یا یادآور آن در اذهان باشد. این‎که امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد در بستر تحولات چند ساله مربوط به آن - که در قالب تقابل آقایان احمدی‎نژادو هاشمی جریان داشته است - به چه شکل و تا چه حدی می‎تواند نقشی قابل‎توجه در احیای این تقابل و یا یادآوری آن داشته باشد، اساسا موضوع مهمی نیست. مهم حساسیت آقای احمدی‎نژاد به خودداری از انجام هر اقدامی ولو جزیی و بی‎اهمیت است که موجب تداوم و استمرار آن سابقه و گذشته سیاسی باشد؛ گرچه آقای احمدی‎نژاد خود می‎داند منطقا هر اقدامی - با توجه به پیوند مسأله دانشگاه آزاد با تمامی حاشیه‎ها و فروعش با آن تقابل و سابقه - به‎طور اجتناب‎ناپذیری آن تقابل را تداعی و احیا می‎کند. می‎توان گفت برای احمدی‎نژاد، مسأله اصلی این است که از انجام هر عملی مغایر و ناسازگار با برنامه و طرح سیاسی جدیدی که برای فصل تازه حیات سیاسی خود تدوین کرده است، اجتناب ورزد. از این جهت، اندازه و وزن اقدام یا استنباط عمومی اهمیت ندارد، بلکه مهم این است که طرف‎‎های موردنظر، آن را چنان‎که باید درک کنند همان‎گونه که بیان علنی موضع در صحن شورا در مورد لزوم حفظ حرمت آقای هاشمی رفسنجانی و تلاش برای آگاهی وی از تمایل آقای احمدی‎نژاد به تداوم حضور و نقش‎آفرینی یا مشارکت و همراهی آن خصم سابق در عرصه سیاسی، واجد دلالت یا مضمونی مشابه است.

اما دلیل سوم، به آخرین اقدام آقای احمدی‎نژاد در چهارچوب برنامه سیاسی تازه برای دل‎جویی از آقای جاسبی مربوط می‎شود. پیش از هر چیزی بایستی متذکر شوم که در این زمینه به‎دلیل عدم آگاهی از مبنای تصمیم مقام معظم رهبری و چگونگی آن، بحث حاضر به هیچ‎وجه نمی‎تواند ناظر به این بخش از مسأله باشد زیرا فاقد کفایت لازم برای داوری در این مورد است. اما برای درک معنا و مفهوم پیشنهاد آقای احمدی‎نژاد در این مورد، در ابتدا توجه به‎نحوه طرح و انجام این اقدام که خلاف تمامی انتظارات و پیش‎بینی‎ها به وقوع پیوست، لازم است. انجام چنین اقدامی - که در زمان طرح اولیه یا بیان گذرای آن نیز تعجب‎انگیز و مسأله‎ساز بود - در دقایق پایانی جلسه قبلی شورای عالی انقلاب فرهنگی و در لحظات برپا خاستن اعضا برای ترک جلسه، توسط آقای احمدی‎نژاد پیشنهاد داده شد. پس از ختم مباحثات در مورد اقدام بعدی شورا در تعیین هیأتی برای دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی، رأی‎گیری در مورد آخرین اصلاح اساسنامه و تعیین ضرب الاجل امضای حکم توسط ریاست هیأت امنای دانشگاه آزاد و امضای آن توسط ریاست شورا در پایان ضرب الاجل در صورت استنکاف، آقای احمدی‎نژاد موضوع درخواست از رهبری برای عضویت آقای جاسبی در شورا را مطرح کرد. بعد از برخاستن همهمه‎ای در میان اعضاء که ناشی از ناباوری بعضی نسبت به این پیشنهاد یا خشنودی بعضی دیگر بود، در لفافه مخالفت‎‎هایی از سوی بعضی از اعضا ابراز شد، خصوصا این‎که آقای احمدی‎نژاد خواهان انجام این‎کار و ارسال نامه به رهبری به‎عنوان درخواست و تمایل کل اعضای شورا بود. بنده به دلایل مختلف، خاصه تناقض ماهوی آن با کلیت اهداف شورا و اقدامات آن در برخورد با مدیریت دانشگاه آزاد، هم با اصل مطلب و هم با طرح آن به‎عنوان خواست شورا مخالفت و خواهان بحث و رأی‎گیری شدم. بعد از دقایقی همهمه و اظهارنظر‎های پراکنده و جسته و گریخته، مسأله با عدم پیگیری از سوی ریاست شورا، منتفی شد و جلسه خاتمه یافت. بنده با درک حساسیت مسأله و احتمال اقدام فردی آقای احمدی‎نژاد و این‎که وی با طرح این پیشنهاد به مقام معظم رهبری به‎عنوان خواست جمعی شورا ایشان را در محذور قرار دهد، مصمم شدم بحث را به حوزه عمومی بکشانم و با درگیرکردن عموم و افکار عمومی، مانع از تحقق آن شوم اما متأسفانه بیماری مانع از پی‎گیری کار شد و آقای احمدی‎نژاد آن‎چه را در سر داشت و طرح کرد، به انجام رساند و در جلسه اخیر شورا با حضور آقای جاسبی در شورا و خیر مقدم ریاست شورا به وی به‎عنوان عضو تازه، روبه‎رو شدیم. از آن‎جایی که آقای احمدی‎نژاد در توضیح مسأله گفت که آن را به‎عنوان پیشنهاد شورا به رهبری منتقل کرده است و قطعا برپایه همین ابهام‎آفرینی، به مقصود خود نایل شده است بنده بار دیگر مخالفت خود با این اقدام و با طرح بحث‎‎های جلسه قبل و نیز نادرستی طرح آن به‎عنوان پیشنهاد اعضای شورا را متذکر شدم.

همگان می‎دانند که در مواجهه با چنین پیشنهادهایی که ظاهر انسانی و خیرخواهانه دارد، خاصه در جلسه‎ای در سطح شورا با ویژگی‎‎های آن و متشکل از افراد فرهیخته فرهنگی و اخلاقی و بالاخص در حضور شخص موردنظر، مخالفت با چه دشواری‎‎های عظیم و صعب روحی - روانی همراه است. با این‎حال، علی‎رغم فشار‎‎های سخت درونی و نیروی عظیم جمعی در شورا که هنوز نیز به سنگینی و سختی حس می‎شود، بر حسب وظیفه، علی‎رغم آگاهی از هزینه‎‎های کمرشکن آن‎که از آغاز بحث در مورد دانشگاه آزاد از جمله در همین جلسه بر دوش بنده با قدرت تمام فشار وارد می‎کرده است، مخالفت خود را اعلام داشتم زیرا سازگار کردن آن با آن‎چه شورا در مورد دانشگاه آزاد انجام داده، ناممکن است. منطقا و عقلا فرض این‎که آقای احمدی‎نژاد این ناسازگاری را درک نمی‎کند، فرضی غلط و نادرست است. مسأله دانشگاه آزاد، درباره نوع مدیریتی است که با تبدیل علم به مدرک و تبدیل مدرک به کالایی قابل‎فروش و قابل‎معاوضه با پول یا ثروت و قدرت و نفوذ، نه‎تنها ضربه‎ای مهلک به نظام دانشگاهی و علم کشور وارد آورده، بلکه با فروش مدرک به عموم در برابر پول و معاوضه آن با قدرت یا در کل مدرک فروشی در اشکال مختلف آن، ساختاری فاسد را در عرصه عمومی ایجاد کرده است. حال بایستی دید که بر اساس چه منطق و بر پایه کدام ضرورت، شخصی که حاصل مدیریت وی ایجاد این وضعیت مخرب در نظام دانشگاهی و عمومی کشور بوده است، می‎تواند از نظر آقای احمدی‎نژاد به عضویت شورایی درآید که مهم‎ترین هدف و وظیفه آن، اصلاح فرهنگی در عرصه آکادمیک و عمومی جامعه است؟ اگر تفکیک آقای جاسبی از آن دیدگاه‎ها و شیوه‎‎های مدیریتی که به این وضعیت منتهی شده، ممکن بود، می‎توانستیم پیشنهاد و اقدام آقای احمدی‎نژاد را حاصل نیات خیرخواهانه و مقاصد دینی بدانیم. اما چون این‎کار ممکن نیست، با این پیشنهاد و انجام آن، آقای احمدی‎نژاد کل تلاش شورا برای تغییر اساسنامه و مدیریت دانشگاه آزاد را بدل به تناقضی غیرقابل‎حل ساخته که حل آن تنها در صورتی ممکن است که کل تلاش‎‎های انجام شده در این زمینه را صرفا منازعه‎ای بر سر قدرت بدانیم که از آغاز، به‎صورت آشکار و پنهان مسئولین دانشگاه آزاد از جمله آقای جاسبی بر آن اصرار داشته‎اند. اما حاصل این اقدام ناصحیح تنها زیر سؤال بردن تلاش‎‎های شورا برای اصلاح دانشگاه آزاد و ملوث کردن آن به شایبه‎‎های آلوده و زشت قدرت خواهانه نیست، بلکه ضربه‎ای است به اعتبار و حیثیت مهم‎ترین و بالاترین نهاد فرهنگی که سرمایه اصلی کشور برای تأمین اهداف و مقاصد متعالی‎اش است.

به این ترتیب، بر اساس تحولات به‎وجود آمده در مواضع و اقدامات در مورد دانشگاه آزاد و مدیریت کلان آن، باید اذعان کرد که ما با احمدی‎نژاد متفاوتی روبه‎رو هستیم که مهم‎ترین مسأله وی، تغییر موازنه و آرایش نیرو‎های سیاسی به‎نفع خود با ایجاد پیوند‎های تازه قدرت و افزایش توان سیاسی - اجتماعی از طریق عضوگیری از شخصیت‎ها و جریان‎‎های سیاسی مختلف، بدون تقید به اصول و قواعدی فراتر از نفس قدرت و اقتضائات عمل‎گرایانه است؛ به‎علاوه بر همین مبنا، دلایل تردید طرح شده در آغاز بحث در مورد پایان معضله دانشگاه آزاد یا احتمال انحراف در دست‎یابی به اهداف موردنظر از تغییرات مدیریتی در آن، نیز مشخص می‎شود.

اما با این‎حال، همان‎طوری که در ابتدا تذکر داده شد، تا آن‎جایی که مسأله به دانشگاه آزاد و مدیریت جدید آن مربوط است، این نوشتار فراتر از نوعی حساسیت‎آفرینی و هشدار در مورد احتمال فراموشی اهداف موردنظر از چالش چندساله برای اصلاح این دانشگاه و مدیریت کلان آن و خطر تقلیل تغییرات به تغییر افراد؛ متضمن هیچ داوری یا پیش‎بینی خاص به‎ویژه منفی در مورد اقدامات و برنامه‎‎های مدیریت جدید نیست. در واقع، برعکس، تأکید می‎شود که ضمن دعا برای توفیق مدیریت جدید و درخواست کمک و مساعدت تمامی نیرو‎ها و افراد به مدیریت جدید برای تحقق اهداف اصلاحی مورد نظر، خود نیز از هیچ کوششی در این زمینه دریغ نخواهم کرد و امیدوار به مشاهده موفقیت‎‎های وی در ایجاد تحول کیفی در بزرگ‎ترین دانشگاه جهان، در ابعاد مختلف مدیریتی و آکادمیک هستم؛ گرچه امیدی به این‎که آقای احمدی‎نژاد به‎طور مشابه، ریاست جدید دانشگاه آزاد را در جهت انجام این مهم مساعدت و یا همراهی و هدایت کند؛ به‎دلیل حساسیت‎ها و دغدغه‎‎های تازه وی وجود ندارد.

ماجرای رد صلاحیت یک چهره مطرح در مجلس

پس از انتشار خبر معاملات سنگین ارز و طلا در انگلیس و تاجیکستان! خبرنگار ندای انقلاب به جزئیات جدیدی از ماجرای این معامله سنگین دست پیدا کرد.

به گزارش «ندای انقلاب» این کاندیدای برجسته رد صلاحیت شده مجلس علاوه بر معامله طلا در کشور مذکور مقدار زیادی جواهر نیز خریداری کرده است.

نامبرده در این سفر مقدار زیادی جواهر گرانقیمیت که رقمی میلیاردی می شود را خریداری کرده و بعنوان هدیه عروسی دخترش به وی کادو داده است.

وی که توسط شورای نگهبان انتخابات رد صلاحیت شد، چندی پیش نیز ادعایی جالب نموده بود!

نامبرده که پسرش به دلیل برخی مسائل اخلاقی توسط نهادهای ذیربط دستگیر شده بود و چند روزی به خانه نیامده بود مدعی شد که فرزندش توسط عوامل سرویسهای اطلاعاتی غرب به علت موقعیت پدرش ربوده شده است!

گفته می شود از جانب لیدر جریان انحراف به وی قول ریاست مجلس داده شده بود!

علامه مصباح‌یزدی:در رابطه با جبهه پایداری به تکلیف عمل کردم

علامه مصباح‌یزدی در پاسخ به سؤالی درباره چرایی حمایت از جبهه پایداری، گفت: در رابطه با جبهه پایداری به تکلیف عمل کردم.

علامه مصباح یزدی در حاشیه یازدهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به فارس، درباره چرایی حمایت از جبهه پایداری انقلاب اسلامی، گفت: "در رابطه با این موضوع به تکلیف عمل کردم".
 
استاد حوزه علمیه قم همچنین در پاسخ به سؤال دیگری مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.

اعلام سهمیه ارز سفر‌های عمره مفرده و عتبات عالیات

اعلام سهمیه ارز سفر‌های عمره مفرده و عتبات عالیات توسط بانک مرکزی

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران سهمیه ارز مسافران سفر‌های خارج از کشور از جمله سفر‌های زیارتی عمره مفرده و عتبات عالیات را اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به منظور پاسخگویی به سؤالات آن دسته از هموطنانی که عازم سفر خارج از کشور هستند و در راستای رفع ابهامات موجود در زمینه میزان و نحوه فروش ارز مسافرتی، دستورالعمل‌های مربوطه را در ‌اختیار هموطنان قرار داده است.
 
سفرهای هوایی
 
1- به مقصد کشورهای ترکیه، ترکمنستان، کویت، قطر، بحرین و عمان به میزان 1000دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یکبار در سال.
 
2- به مقصد کشورهای آذربایجان، ارمنستان، پاکستان، افغانستان و امارات‌متحده‌عربی به میزان 400دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یک بار در سال.
 
3- به مقصد کشورهای عراق، سوریه و عربستان ”عمره‌مفرده“بمیزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و دو نوبت در سال.
 
4- به مقصد سایر کشورها بمیزان 1500 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یک بار در سال.
 
سفرهای زمینی، ریلی و دریایی
 
1- به مقصد کشورهای عراق، سوریه و عربستان ”عمره‌مفرده“به میزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و دو نوبت درسال.
 
2- به مقصد سایر کشورها به میزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یک بار در سال.
 
خاطر نشان می سازد مسافران می‌توانند علاوه بر استفاده از ارز اختصاصی بابت سفرهای ”هوایی“ و یا ”زمینی، ریلی و دریایی“ به سایر کشورها بشرح فوق مجموعاً دو نوبت در سال از ارز مسافرتی‌مربوط به کشورهای عراق، سوریه و عربستان نیز بهره‌مند شوند. کمااینکه مسافرانی که از دونوبت ارز مسافرتی به مقصد کشورهای عراق، سوریه و عربستان استفاده نموده اند نیز می توانند از ارز مربوط به سایر کشورها به شرح فوق استفاده کنند.
 
نحوه خرید ارز مسافرتی
 
در مورد سفرهای هوایی کلیه مسافران می‌توانند با مراجعه به یکی از شعب بانک های ملی ایران ، ملت و سامان در سطح شهر با ارائه مدارک مربوط، ارز مسافرتی خود را درخواست و سند حسابداری یا رسید آن را دریافت نمایند. تحویل ارز با ارائه رسید مذکور پس از گیت خروجی فرودگاه امکان پذیر می‌باشد.ضمناً خرید ارز بابت سفرهای زمینی، ریلی ودریایی در حال حاضر طبق روال گذشته صورت می پذیرد.
 
فروش ارز مسافرتی به مسافرین با سن قانونی کمتر از 2 سال امکان پذیر نبوده و برای سنین 2 تا 12 سال به میزان 50 درصد مبالغ مورد اشاره فوق خواهد بود.
 
فروش ارز مسافرتی به نرخ رسمی صورت می‌گیرد.
 
در ترتیبات فروش ارز مسافرتی منظور از سال، سال شمسی تقویمی است؛ بر این اساس مسافرانی که در هر مقطع زمانی از سال1390 از ارز مسافرتی خود استفاده نموده‌اند از ابتدای سال1391 می‌توانند از ارز مسافرتی جدید خود بهره‌مند شوند.
 
خرید ارز مسافرتی توسط مسافرانی که با گذرنامه ایرانی سفر می‌‌کنند در صورتی‌ که کشور مقصد آنها کشور محل اقامت آنها نیز ‌باشد، بدون نیاز به ویزا امکان‌پذیر است.

هشدار صریح روزنامه جمهوری اسلامی به آیت‌الله جنتی

وظیفه شورای نگهبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، اعلام نظر درباره صلاحیت کاندیداها و نظارت بر حسن انجام انتخابات است. اما اینکه چه کسی خوب است رای بیاورد و چه کسی خوب است رای نیاورد، خارج از محدوده وظایف و اظهارنظر این شورا می‌باشد.
آفتاب: روزنامه جمهوری اسلامی، در مطلبی با عنوان "اعتبار شورای نگهبان را حفظ کنید"، از اظهارات روز جمعه آیت الله جنتی انتقاد کرد و نوشت: آیت‌الله جنتی دبیر محترم شورای نگهبان، دیروز در خطبه نماز جمعه تهران گفتند: از مردم به دلیل رای ندادن به افرادی که نباید انتخاب می‌شدند تشکر می‌کنم. مردم به افرادی که به هر دلیل، شورای نگهبان تأیید صلاحیت کرد چه از نمایندگان و چه از سوی کاندیداها، رای ندادند و این موجب خوشحالی ما شد. (خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا - کد خبر 90121902064) 

در ادامه این مطلب آمده است: این سخن، آشکارا با جایگاه شورای نگهبان در تضاد است. وظیفه شورای نگهبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، اعلام نظر درباره صلاحیت کاندیداها و نظارت بر حسن انجام انتخابات است. اما اینکه چه کسی خوب است رای بیاورد و چه کسی خوب است رای نیاورد، خارج از محدوده وظایف و اظهارنظر این شورا می‌باشد. هر یک از اعضای شورای نگهبان، خود نیز مثل سایر شهروندان حق رای دادن دارند و در این محدوده شخصی ممکن است کسی را قبول نداشته باشند و یا از کسانی خوششان بیاید، اما این نظر شخصی را نمی‌توانند معیار درستی و نادرستی اعمال دیگران قرار دهند.

اینکه گفته‌اند: "مردم، به افرادی که به هر دلیل، شورای نگهبان تأیید صلاحیت کرد چه از نمایندگان و چه از سوی کاندیداها، رای ندادند و این موجب خوشحالی ما شد" نیز سخن عجیبی است که منطبق با معیارهای قانونی نیست. مردم به اینکه شورای نگهبان به چه دلیل این افراد را تأیید صلاحیت کرد کاری ندارند، این اقدامی است که پاسخ آن را اعضای شورای نگهبان باید به خدا بدهند. ولی وقتی افراد تأیید صلاحیت شدند، مردم برای رای دادن حجت شرعی و قانونی دارند و اینکه دبیرشورای نگهبان بگویند رای نیاوردن آنها موجب خوشحالی ما شد، با جایگاه و اعتبار شورای نگهبان منافات دارد. افرادی که برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام می‌کنند، یا صلاحیت دارند یا ندارند، اگر صلاحیت ندارند، نباید تأیید صلاحیت شوند و اگر صلاحیت آنها مورد تأیید شورای نگهبان قرار می‌گیرد، دیگر چه معنی دارد که شورای نگهبان یا شخص دبیر این شورا از رای نیاوردن آنها خوشحال شود؟

خبرگزاری فارس، این بخش از اظهارات آیت‌الله جنتی را اینگونه گزارش کرده که: "خوشبختانه کسانی که به زحمت تأیید کرده بودیم را مردم رد کردند، بنابر این، این حسن انتخاب مردم قابل تقدیر است".

چنین سخنی، بی‌طرفی شورای نگهبان را زیر سئوال می‌برد و این حربه را به دست دشمنان نظام جمهوری اسلامی میدهد که در اعتبار شورای نگهبان خدشه کنند و هرچه می‌خواهند علیه انتخابات بگویند. همه موظفند برای حفظ اعتبار شورای نگهبان تلاش کنند و اعضای خود شورای نگهبان بیش از دیگران باید به این وظیفه پای‌بندی نشان دهند و البته دبیرشورای نگهبان از آنها نیز بیشتر.

حداد عادل مطرح کرد تلفات رانندگی در ایران بالاست


حداد عادل مطرح کرد
تلفات رانندگی در ایران بالاست / تشکیل "جمعیت کاهش تلفات جاده‏ای"

خبرگزاری فارس: نماینده تهران در مجلس با بیان اینکه تلفات رانندگی در ایران بیش از سایر کشورهای جهان است، از تشکیل "جمعیت کاهش تلفات جاده‏ای" خبر داد.

خبرگزاری فارس: تلفات رانندگی در ایران بالاست / تشکیل

به گزارش خبرگزاری فارس از شرق استان تهران، غلام‏علی حدادعادل ظهر امروز در آیین گشایش دو هزارمین مرکز اورژانس جاده‏ای کشور که با حضور رئیس مرکز اورژانس و فوریت‏های پزشکی کشور، استاندار تهران و دیگر مسئولان محلی در بخش مرکزی تهران برگزار شد، اظهار کرد: همه مسئولان باید به اتفاق هم، فکری برای این آمار بالای تلفات جاده‏ای کنند.

وی ادامه داد: اهمیت حضور زحمت‏کشان مراکز اورژانس زمانی مشخص می‏شود که خدای نکرده سانحه‏ای در جاده‏ای روی دهد و عزیزی با مرگ دست و پنجه نرم کند.

حداد عادل با اشاره به یکی از خاطرات خود در سفر از قم به تهران گفت: چندی پیش، پس از حضور در استان قم به تهران بازگشتم متاسفانه در مسیر بازگشت به تهران خودرویی در جاده دچار سانحه شد اما خوشبختانه ماموران اورژانس منطقه در کم‏ترین زمان ممکن خود را به خودروی حادثه‏دیده رساندند.

وی پیرامون آمار بالای تلفات رانندگی در کشور اظهار کرد: بالا بودن آمار سوانح جاده‏ای و تلفات جانی و مالی ناشی از آن در کشور ایران خوب نیست.

حداد عادل تصریح کرد: ایران اسلامی باید در مباحث دیگری مانند مدیریت موفق به کسب درجات بالای جهانی نائل شود و باید فکری در این زمینه کرد.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلام‏شهر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به عمده دلایل آمار بالای سوانح رانندگی در کشور گفت: افزایش ناگهانی تعداد خودرو، توسعه جاده‏های کشور، علاقه مردم به سفر، فقدان فرهنگ رانندگی و گردن ننهادن به رعایت قانون از عمده دلایل این افزایش سطح تلفات است.

وی از تشکیل "جمعیت کاهش تلفات جاده‏ای" در کشور خبر داد و افزود: خوشبختانه اخیرا جمعیتی با عنوان جمعیت کاهش تلفات جاده‏ای در کشور تشکیل شد.

حداد عادل ادامه داد: در جمعیت کاهش تلفات جاده‏ای که به ثبت رسیده، مسئولان مهمی از کشور عضو هستند و ریاست هیئت امنای این جمعیت بر عهده من است.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلام‏شهر در مجلس شورای اسلامی بر لزوم اجرای تمهیداتی برای جلوگیری از وقوع سوانح جاده‏ای در کشور تاکید کرد.

وی ادامه داد: یکی از مسائل مهمی که در مجلس مورد پیگیری قرار گرفت، تصویب بودجه‏هایی در بخش سلامت و در میان آن مرکز فوریت‏های پزشکی بود.

حداد عادل اضافه کرد: از این رو، بسیار خوشحال و خرسندیم که اقدامات مجلس در سایه تلاش دولت نهم، تعداد مراکز اورژانس کشور را در دولت‏های نهم و دهم از 600 به دو هزار مرکز رسانده است.

زندگی نامه و خاطراتی از رهبر معظم انقلاب

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در 1318 شمسی برابر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى‌گويند:

«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»
امّا خانه اى را كه خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى كردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى كنند:
«منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يك خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صميمی، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام كردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان كتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى كرد. كتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى كه از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نكرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتى كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه يك چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است كه ناشى از همان بّرى «نيكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب كردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند كه چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترك كردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد كه انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا كسى تصّور مى كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس كتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميكه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار كننده اى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد كردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شكنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه كردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 هـ.ق از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.

دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383 هـ.ق - آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.

سوّمين و چهارمين بازداشت
كلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى كردند و يك سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حركت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، كه به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بيمناك است و نمى تواند بپذيرد كه فعاليّـت هاى فكرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به كنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و كلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا كرد».

بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تكثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان كميته مشترك شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمّل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
كه آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

در تبعيد
رژيم جنايتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشكيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خمينی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريكات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريكا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حكم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

مطلب برگرفته از سایت www.khamenei.ir

"افراد بسیاری منتظر فرمان «آقا» ‌هستند"

اظهارات محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر انقلاب در گرامیداشت روز نیروی هوایی

خبرگزاری فارس نوشت:

رئیس دفتر مقام معظم رهبری گفت: ما طالب جنگ نیستیم اما اگر روزی مسئله‌ای پیش بیاید و حضرت آقا اشاره‌ای کنند، افراد بسیاری آماده اجرای فرمان هستند.

خبرگزاری فارس: افراد بسیاری در دنیا منتظر فرمان
گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام و المسلمین محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در مراسم گرامیداشت روز ۱۹ بهمن روز نیروی هوایی با اشاره به دیدار شب گذشته حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با شاعران کشورهای خارجی، گفت: در دیدار شب گذشته که شور و حال خاصی داشت و از ساعت ۱۹ تا ۲۲ به طول انجامید، حضرت آقا فرمودند گاهی یک غزل نه، بلکه یک بیت شعر، گاهی آنقدر مؤثر است که می‌تواند تأثیر یک ساعت سخنرانی و یا بیشتر را داشته باشد.

وی با بیان اینکه اولین فرمان تشکیل جهاد خودکفایی توسط حضرت آقا در نیروی هوایی ایجاد شد، گفت: من برای تعمیر یکی از رادارهای نیروی هوایی به شرق دور و اروپا سفر داشتم ولی آنها هیچ کمکی نکردند اما امروز می‌بینیم که خودمان به همه چیز دست پیدا کرده‌ایم.

محمدی گلپایگانی در ادامه تصریح کرد: ‌پیروزی‌های نیروهای مسلح و پیشرفت‌هایشان مرهون فرماندهی خود حضرت آقا بر نیروهای مسلح است.

"در طول هفته یک روز ایشان کاملا صرف نیروهای مسلح می‌شود، چون خودشان شخصاً فرماندهی را بر عهده دارند و هر یکشنبه‌ها فرماندهان به حضور ایشان می‌آیند و گزارش کار می‌دهند و ایشان هم از آنها سؤال و جواب می‌کنند و شخصا نیروهای مسلح را هدایت می‌کنند".

رئیس دفتر مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: اگر نیروهای مسلح دلاور ما نبودند، در این دنیای وانفسا با اتفاقاتی که می‌افتد، یقینا اجازه نمی‌دادند ما در آرامش باشیم.

محمدی گلپایگانی با اشاره به شکار پهپاد آمریکایی توسط نیروهای مسلح کشورمان گفت:‌ هواپیمای پیشرفته جاسوسی دشمن به فضای کشور ما بیاید و سالم بنشیند و رئیس جمهور آن کشور رسما التماس کند که آنرا به ما برگردانید که این به دلیل وجود نیروهای مسلح جان‌برکف،‌ آماده و با ایمان ماست.

وی با بیان ایکه ما طالب جنگ نیستیم، تاکید کرد:‌ ‌آماده دفاع هستیم و اگر روزی مسئله‌ای پیش بیایند و حضرت آقا اشاره‌ای کند ایران که جای خود دارد، در دنیا بسیاری از افراد هستند که منتظر اشاره و ایمای ایشان هستند تا جان خود را بر کف دست بگذارند و اجرای فرمان کنند.

محمدی گلپایگانی با بیان اینکه رهبر هیچگاه در کلامش مبالغه نمی‌‌کند و واقعیت را می‌گوید، اظهار داشت: ایشان فرمودند در هرجا هر کسی با اسرائیل بجنگد و مبارزه کند، ما ابایی نداریم و حمایتش می‌کنیم و این کار را کرده‌ایم.

وی افزود: حزب‌الله مولود انقلاب اسلامی است و بسیاری از اسرائیلی‌ها از ترس حزب‌الله خواب راحت ندارند.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: نیروهای مسلح باید آمادگی خود را به حد اعلا ببرند چون حرف جمهوری اسلامی ایران خلاف جهت همه دنیاست و آنها هیچگاه با ما همراه نخواهند شد البته ملت‌ها کم‌کم در حال بیدار شدن هستند و همه کشورهایی که ادعای تمدن می‌کنند، نوکر آمریکا هستند و خدا را شکر این درخت تنومند فاسد به زودی سرنگون خواهد شد.

محمدی گلپایگانی با بیان اینکه رهبری هوشیار، بینا، بصیر و با افکار بلند داریم، گفت: هرگاه فرد یا افرادی با ایشان دیدار می‌کنند، از هوش و توانایی‌های ایشان متحیر می‌شوند و یادم هست روزی نلسون ماندلا رهبر آفریقا خدمت ایشان آمده بود و به ایشان می‌گفت رهبر من.

وی با بیان اینکه ما مردم بسیار خوبی داریم که در زمان جنگ از میهن دفاع کردند، اظهار داشت:‌ به عنوان مثال ما آقای قالیباف را به عنوان یک سردار جنگ می‌شناسیم نه شهردار، که البته حالا به اقتضای زمان مسئولیتی را هم قبول کرده است.

محمدی گلپایگانی با بیان اینکه بنده نیز مسئولیتی در آشیانه جمهوری اسلامی ایران دارم، تصریح کرد: آشیانه جمهوری اسلامی ایران با پرسنل محدود و پرنده‌هایی که دارد، به خوبی ماموریت‌های خود را انجام می‌دهد.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری در پایان سخنانش با اشاره به انتخابات آتی مجلس، گفت: مردم کشورمان بدون توجه به بوق‌های تبلیغاتی غرب در انتخابات آتی شرکت می‌کنند و افرادی که صلاحیت دارند را انتخاب می‌کنند چون ارکان نظام ما به هیچ عنوان هزار فامیل نیست.

روایت محمدرضا پهلوی از انقلاب

"دست پنهان بریتانیا در تمام ماجراهای یک قرن اخیر کشورم احساس می شود!"
به گزارش پارسینه، محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی و خروج از ایران با نگارش کتابی با عنوان "پاسخ به تاریخ" به روایت سی و هفت سال حکومت خویش و شکل گیری انقلاب اسلامی و سقوط خویش پرداخته است.

آنچه را از نظر می گذرانید بخشی از خاطرات محمدرضا پهلوی است که به ماههای آخر سلطنت وی بازمی گردد:

"...دراواخر آذر،سناتور محمد علی مسعودی به من گزارش داد که "جرج لامبراکیس"، دبیر سفارت آمریکا به او گفته است که بزودی در ایران یک رژیم جدید وجود خواهد داشت.

 اما جریانی که بیش از همه از سوی متحدان چند ساله موجب تعجب من شد، ماموریت شگفت انگیز ژنرال هایزر در ایران بود... اوایل بهمن ماه در خبری حیرت انگیز به من گزارش شد که ژنرال هایزر چند روزی است در تهران اقامت دارد...نظامیان آمریکا با هواپیماهای خود می آمدند و می رفتند و طبیعتا تابع تشریفات معمول نبودند. از امرای ارتش در باره آمدن هایزر پرسیدم.

 آن ها هم چیزی نمی دانستند...حضور وی کم کم علنی شد و روزنامه های شوروی نوشتند که ژنرال هایزر برای تدارک یک کودتای نظامی به ایران رفته است. اندکی بعد هرالد تریبیون ، چاپ پاریس، به شوروی ها اطمینان داد که هایزر نه برای کودتا بلکه برای جلوگیری از آن به ایران رفته است...احتمالا سرویس های اطلاعاتی آمریکا می دانستند که برنامه زیرپاگذاشتن قانون اساسی در پیش است.

پس باید از بروز عکس العمل در ارتش ایران جلوگیری می کردند و هدف مسافرت ژنرال هایزر به ایران جز این نبود. بالاخره من یکبار ژنرال هایزر را به اتفاق سفیرآمریکا، آقای سولیوان ملاقات کردم. تنها چیزی که مورد علاقه هردوی آنها بود، دانستن روز و ساعت حرکت من از ایران بود. پس از آن که من ایران را ترک کردم ، ژنرال هایزر باز چند روز در ایران اقامت داشت.


در این هنگام چه گذشت؟ تنها چیزی که می توانم بگویم این است که ربیعی فرمانده نیروی هوایی طی محاکمه اش ، به قضات گفت:"ژنرال هایزر شاه را مثل یک موش مرده به خارج از کشورپرتاب کرد".
...من در گذشته از انتقاد دنیای غرب رویگردان بودم و هنوز هم بااحتیاط به انتقاد از آن ها می پردازم...این موضوع بیش از پیش روشن شده است که سیاست غرب در ایران و بطور کلی در تمامی دنیا،کوته بینانه و خطرناک و بیشتر مواقع ناشیانه و گاه ابلهانه است. من وقتی با دقت به رویدادها و اتفاقات اخیر توجه کردم ،این اندیشه را بدست آوردم.

...آنتونی پارسونز،( سفیر سابق انگلیس در ایران) در پاییز 1978 ،زمانی که انتخابات آزاد در ایران اعلام کردم ، به من می گفت که حتی اگر به قیمت از دست دادن تاج و تخت من تمام شود، می بایست چنین کاری را انجام دهم. زیرا حداقل درتاریخ به عنوان پادشاهی که به آرمان های دمکراتیک خود وفادار مانده است، نامم خواهد ماند.

 این گونه رفتارها سابقه طولانی دارد و مثال روشنی است از دورویی غرب...هنگامی که رفتار پارسونز را دیدم، از خود پرسیدم:آیا اهداف سیاسی غرب در کشوری مانند ایران، غیر از آنچه که هم اکنون به آن عمل می شود، چیز دیگری است یا خیر؟ آن ها سقوط مرا میخواستند. دست پنهان بریتانیا در تمام ماجراهای یک قرن اخیر کشورم احساس می شود. این سیاست پس از ورود آمریکا هم تغییر چندانی نکرد. غربی ها تا آنزمان حاضر به پشتیبانی من بودند که کنترل کافی بر روی سیاست من داشته باشند.

...وقتی قرارداد 50درصدی را در امضا با کمپانی های نفتی نپذیرفتم، "سیا" تظاهراتی علیه من در آمریکا سازماندهی کرد. شاید متناقض به نظر آید که آنها ظاهرا از من حمایت می کردند.امروز من بر این اعتقادم که غرب جبهه ای علیه من سازماندهی می کرد که هرگاه سیاستم از آنها دور می شد، بتوانند به من فشار بیاورند.

...در سال 1978 کمپانی های بزرگ نفتی با ما دیگر قرارداد نبستند. آن ها سقوط مرا پیشبینی کرده بودند. در دولت کارتر هم با خوشحالی منتظر سقوط من بودند واز جمهوری اسلامی حمایت می کردند تا جلوی نفوذ شوروی را بگیرند. من می گویم با چه قیمتی؟ با سوره قرآن می شود کار تانک را کرد؟"
آمریکایی ها،آنگونه که می بینید، حتی رژیم کاملا وابسته به خود را نیز به خاطر انعقاد یکی دو قرارداد سودمند، تحت فشارهای گوناگون قرار می دادند.

"...چندی بعد(سال 57)، با دوست خود "نلسن راکفلر"، ملاقاتی داشتم. ناگهان از او سوال کردم:"آیا ممکن است آمریکایی ها و شوروی ها ، دنیا را بین خود تقسیم کرده باشند"؟ راکفلر جواب داد:"قطعا نه". و بعد افزود:" تاجایی که من اطلاع دارم".

شعبان جعفری که بود؟ +فیلمی دیده‌نشده

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ یکی از نام‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران بود.
به گزارش پارسینه، شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ یکی از نام‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران و از بازیگران اصلی کودتای ۲۸ مرداد بود. وی زورخانه دار و باستانی کار ایرانی بود که بیشتر به خاطر حضورش در حرکات سیاسی به خصوص در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ شهرت داشت. وی از باستانی‌کاران بنامِ تهران بود.

شعبان جعفری که که در میان لات‌ها و محله گردان‌های آن زمان به «شعبان بی‌مخ» و «شعبان درخونگاه» شهرت داشت. خود را از «دوستداران محمد رضا شاه پهلوی» می‌دانست، در درگیری‌های قدرت در آن زمان طرف شاه را در مقابل دکتر مصدق و حزب توده که از دکتر مصدق حمایت می‌کرد گرفت.

در پی کودتای ۲۸ مرداد، وی نقش دست اولی در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل نیروهای چپ و ملی طرفدار دکتر مصدق بازی کرد.

وی که علاقه‌اش به محمدرضا شاه پهلوی و «شاه دوستی»‌اش بر کسی پوشیده نیست، بعد از انقلاب ایران، نامش در لیست افرادی بود که تحت تعقیب کمیته ضربت انقلاب اسلامی قرار داشتند. در نتیجه وی نیز ایران را همانند بسیاری از حامیان محمدرضا پهلوی ترک گفت و زندگی در تبعید را ابتدا در اسرائیل و سپس آلمان آغاز کرد و نهایتا در شهر لس آنجلس در ایالت کالیفرنیا در آمریکا سکنی گزید و همان‌جا نیز مرد.

وی تا قبل از کودتای ۲۸ مرداد که منجر به سقوط دولت دکتر محمد مصدق شد به «شعبان بی‌مخ» و یا «شعبان درخونگاه» شهرت داشت. اما پس از پیروزی کودتا و بازگشت شاه به ایران، شعبان نام فامیل «تاج‌بخش» را برای خود برگزید، اما آن گونه که گفته می‌شود با تذکرات بعدی به نام فامیل سابق خود اکتفا کرد.


شعبان جعفری به همراه محمدرضا پهلوی، غلامرضا پهلوی، امیرعباس هویدا، امیراسدالله علم


به گزارش پارسینه، شعبان پس از کودتای ۲۸ مرداد بنا به پیشنهاد تیمسار زاهدی با شاه ملاقات کرد و زمینی برای تاسیس باشگاه ورزشی به وی اهدا شد، در ضمن در همین ملاقات از شاه اجازه گرفت تا جمعیتی به نام جمعیت جوانان جانباز تشکیل دهد تا در مواقعی ضروری از آنان استفاده شود. ساخت «باشگاه جعفری» سه سال طول کشید و محمدرضا پهلوی خود آن را افتتاح کرد. مدتی نیز تیمور بختیار ریاست افتخاری آن را برعهده داشت.

 

شعبان جعفری در حال ورزش باستانی در باشگاه جعفری، در حضور امرای ارتش


باشگاه جعفری یکی از معروف‌ترین باشگاه زورخانه‌ای ایران در پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ در شهر تهران بود.

محمد رضا پهلوی از میهمانان دولت، پادشاهان و روسای جمهور تا گردشگران خارجی برای تماشای ورزش‌های زورخانه‌ای به تماشای باشگاه جعفری دعوت می‌شدند.

فیلم زیر، قطعه‌ای از یک گزارش پیرامون ورزش باستانی و باشگاه جعفری است که در تلویزیون فرانسه در سال 1963 پخش شده است و در پارسینه بازنشر می‌شود:


لینک دانلود: +

آيا هاشمی قبل از انقلاب ثروتمند بوده است؟

رجوع به یک سند تاریخی از سال ۱۳۴۲

** سرویس تحلیل و بررسی خبر

سایت اصولگرای «بولتن‌نیوز» در تاریخ ۲۴ بهمن گزارشی با عنوان «آیا خاندان هاشمی قبل از انقلاب ثروتمند بودند؟» منتشر کرده است. بولتن‌نیوز در این گزارش به بررسی کمّ و کیف سخنان اطرافیان و گفته‌های آقای هاشمی رفسنجانی پیرامون دارایی‌های وی قبل و پس از انقلاب اسلامی پرداخته است.


در بخشی از این گزارش آمده است:

«باید گفت اکبر هاشمی‌رفسنجانی در دوران مبارزه با رژیم طاغوت هیچگاه دارای ثروت شخصی آنچنانی نبوده است و چنانچه ادعای مهدی رفسنجانی درباره زمینداری پدرش در دوران طاغوت صحت داشته باشد باید گفت به استناد اسناد متقن تاریخی ثروت او در سایه کمک‌های دریافتی برای پیشبرد انقلاب اسلامی به دست آمده از اموال وقفی اشخاص دوستدار انقلاب اسلامی بوده است. غیر قابل انکار است که اکبر هاشمی‌ رفسنجانی تا اواخر دهه 40 یک زندگی کاملا معمولی طلبه‌ای داشته که برای گذران زندگی مجبور به اجاره زمین وقفی از ابوالفضل تولیت بوده است. طبیعی است چنانچه او دارای دارایی آنچنانی بوده باشد هرگز اقدام به اجاره زمین 250 متری از اشخاص دیگر نمی‌‌کرد.»

به گزارش پارسینه، سایت بولتن‌نیوز طی گزارش خود دو مدّعا را مورد سؤال قرار داده است: یک؛ هاشمی رفسنجانی پیش از انقلاب صاحب ثروت بوده است. دو؛ وی این ثروت را از طریق خانواده و به طریق شخصی دارا بوده است.

بررسی مدّعای دوم می‌تواند موضوع تحقیقی مجزّا و جالب توجه باشد، اما برای کشف صحت سؤال اول، پارسینه به بازخوانی وصیت‌نامهٔ تاریخی آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد که در سال 1342 نگاشته شده است و دو سال پیش توسط سایت خبری آینده‌نیوز (به مدیر مسئولی فؤاد صادقی) منتشر شد. تصویر وصیت‌نامه ضمن شرحی که رهبر انقلاب خود بر ماجرای چگونگی نوشتن آن گفته‌اند ضمیمه شده است.


در این وصیت‌نامه که یک روز پس از واقعهٔ مدرسهٔ فیضیه در سال 42 و فضای تهدید روحانیون انقلابی نوشته شده است، آیت‌الله خامنه‌ای از افرادی حلالیت می‌طلبند و در ضمیمهٔ آن، صورت قرض‌های خود از دیگران را نگاشته‌اند كه از جملهٔ این افراد، آقایان شیخ حسن صانعی و مرحوم علی حجتی كرمانی هستند. طبق نوشتهٔ ایشان، بیشترین قرض ایشان به آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.

در این وصیت‌نامه آمده است:

«دارائی‌ مالی من در حكم هیچ است،‌و لی كفاف قرض‌های مرا می‌دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می‌كنم كه از فروش كتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر كسی هم كه مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول كنند و ادا نمایند...»

در قسمت ضمیمه مبلغ 32 تومان به عنوان میزان قرض آیت‌الله خامنه‌ای به آقای رفسنجانی ثبت شده است.


رهبر انقلاب در شرح این مورد می‌گویند:

«بیشترین پولی را كه من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می‌كردیم.»

گزارش ماجرای وصیت‌نامه از زبان رهبر انقلاب، ابتدا در فصلنامه 15 خرداد منتشر شده و مجدداً در فصلنامه «یاد» بازنشر شده است.

با توجه به این نقل، اگرچه هنوز می‌توان به منابع دارایی‌های هاشمی رفسنجانی و یا چگونگی افزایش آن پرداخت، اما اطمینان از آن‌که وی قبل از انقلاب نیز از مکنت مالی برخوردار بوده است حاصل می‌شود.

گفتنی است که رهبر انقلاب در خطبهٔ معروف 29 خرداد 88 نیز در توصیفی از هاشمی رفسنجانی و کمک‌های اقتصادی وی به جریان انقلاب اسلامی ایران اذعان داشتند:

«آقای هاشمی را همه می‌شناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ -یعنی ۵۲ سال قبل- ایشان را از نزدیک می‌شناسم. آقای هاشمی از اصلی‏‌ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثر‌ترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بار‌ها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب می‌کرد و به مبارزین می‌داد. این‌ها را جوان‌ها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیت‌های زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیت‌های دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته‏‌ای درست کرده باشد. این‌ها یک حقایقی است؛ این‌ها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.»

جزئیات جلسه سوال از رئیس جمهور (+سوالات)

احمدی نژاد چهارشنبه 24 اسفند به مجلس خواهد رفت و در جلسه طرح سوال از رئیس جمهور، نمایندگان سوال کننده به مدت یک ربع و احمدی‌نژاد به مدت یک ساعت صحبت خواهد کرد.
جام جم آنلاین: عضو هیئت رئیسه مجلس گفت: در جلسه طرح سوال از رئیس جمهور سوال کنندگان به مدت یک ربع و احمدی‌نژاد به مدت یک ساعت صحبت خواهد کرد.

جهانبخش محبی نیا  با اشاره به حضور رئیس جمهور در روز چهارشنبه ۲۴ اسفند در صحن مجلس برای پاسخگویی به سوال نمایندگان گفت: در این جلسه طبق آیین نامه داخلی مجلس یکی از نمایندگان سوال کننده به عنوان منتخب به مدت یک ربع در خصوص محتوای سوال توضیح می‌دهد.

وی افزود: سپس رئیس جمهور به مدت یک ساعت فرصت دارد تا به سوالات پاسخ دهد.

نماینده میاندوآب در مجلس تصریح کرد: از آنجا که در آیین نامه داخلی مجلس در خصوص سوال از رئیس جمهور از لحاظ حقوقی، سیاسی و یا موارد دیگر ترتیب خاصی پیش بینی نشده، سرانجام سوال از رئیس جمهور همین است و هیچ گونه رای گیری و یا موضوع قانع شدن و یا نشدن مطرح نیست.

محبی نیا تصریح کرد: سوال از رئیس جمهور یک نوع نظارت استشهاری است.

کلید طرح سوال از رئیس جمهور از سوی علی مطهری نماینده تهران در مجلس زده شد و سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان روز سه شنبه ۱۸ بهمن گزارش قانع نشدن نمایندگان از پاسخ نمایندگان رئیس جمهور به این سوالات در صحن مجلس قرائت شد.

مطابق ماده ۱۹۶ آیین نامه داخلی مجلس، براساس اصل ۸۸ قانون اساسی در صورتی که یک چهارم کل نمایندگان مجلس بخواهند درباره یکی از وظایف رئیس جمهور سوال کنند، باید سوال خود را به طور صریح، روشن و مختصر همگی امضا و به رئیس مجلس تسلیم کنند.

رئیس مجلس موضوع را در اسرع وقت به کمیسیون تخصصی ارجاع می‌نماید. کمیسیون موظف است حداکثر ظرف یک هفته با حضور نماینده معرفی شده رئیس جمهور و نماینده منتخب سوال کنندگان تشکیل جلسه دهد و در این جلسه نماینده رئیس جمهور پاسخ مقتضی را از طرف رئیس جمهور ارائه خواهد نمود تا به نمایندگان سوال کننده گزارش شود.

پس از یک هفته چنانچه هنوز حداقل یک چهارم نمایندگان مجلس که سوال را امضا نمودند، از سوال منصرف نشده باشند، رئیس مجلس موظف است در اولین جلسه سوال آنان را قرائت و فوراً برای رئیس جمهور ارسال کند و این سوال ظرف ۴۸ ساعت تکثیر و در دسترس نمایندگان قرار می‌گیرد.

سوال از رئیس جمهور در ۱۰ محور به هیئت رئیسه مجلس تحویل شد که به شرح زیر است:

۱. چرا قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهر‌ها و حمل و نقل عمومی سایر شهر‌ها، علیرغم نیاز مبرم این شهر‌ها به روان سازی ترافیک، خصوصاً با آغاز هدفمند شدن یارانه حاملهای انرژی، ابلاغ و اجرا نشد؟

۲. قانون هدفمند کردن یارانه‌ها پنج ساله بوده است در حالی که میزان افزایش بهای برخی حاملهای انرژی نشان می‌دهد که دولت مدت اجرای آن را کمتر از ۳ سال در نظر گرفته است. در نتیجه مردم باید فشار غیر لازمی را در پرداخت بهای مثلا گاز مصرفی تحمل نمایند. همچنین سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی تا کنون به درستی پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزینه تولید کالا و محصول گردیده است. چرا دولت مقید به اجرای قانون مجلس نیست؟

۳. طبق آمار رسمی نرخ رشد اقتصادی کشور در سال ۸۹ زیر ۱% بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوی صندوق بین المللی پول را بپذیریم حدود ۳% بوده است در حالی که طبق برنامه باید حداقل ۸% باشد. آیا این امر حاکی از ضعف مدیریت اقتصادی کشور نیست؟ همچنین با این نرخ رشد آیا ممکن است یک میلیون و ششصد هزار شغل در کشور ایجاد شده باشد؟

۴. مقاومت یازده روزه جناب عالی در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر ابقای حجت الاسلام مصلحی وزیر محترم اطلاعات چه توجیهی دارد؟

۵ این سخن جناب عالی که مجلس در راس امور نیست، چه هدفی را دنبال می‌کند؟

۶. وزیر ورزش و جوانان پس از پنج ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان با نامه‌ای غیر معمول به مجلس معرفی شد، آیا این امر نوعی تلاش برای گریز از اجرای قانون نیست؟

۷. مبلغ ۱۵۰۰ میلیارد تومان بودجه ارتقاء شاخصهای فرهنگی کشور در قانون بودجه سال ۱۳۸۹ چگونه هزینه شده است؟

۸. چه ضرورتی وجود داشت که آقای منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه در زمان مأموریت خود به سنگال عزل شود به طوری که علاوه بر تحقیر شخصیت ایشان، نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان آسیب ببیند؟

۹. چرا جناب عالی با علم به اینکه انتقاد از برخی مجریان «قانون عفاف و حجاب» در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بد‌تر شدن وضع پوشش اسلامی در جامعه خواهد شد، در برنامه زنده تلویزیونی ضمن متهم کردن برخی مجریان این قانون، بر خلاف اجماع فق‌ها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است، از دولت سلب مسئولیت نمودید و پس از مخالفت گسترده مراجع تقلید، ائمه جمعه، علمای بلاد و نمایندگان مجلس با سخنان شما، در مصاحبه زنده تلویزیونی بعدی اعلام کردید که سخن من‌‌ همان است که گفتم. این رفتار شما چگونه توجیه می‌شود؟

۱۰. چرا نظریه «ترویج مکتب ایران به جای مکتب اسلام» را که توسط رئیس دفتر شما بیان شد علیرغم ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام، تایید و بر آن تاکید نموده باعث تنزل جایگاه انقلاب اسلامی و زنده شدن تعصبات قومی در میان مسلمانان و سوء استفاده مخالفان وحدت اسلامی گردیدید؟ اصولا چرا از گروه موسوم به «جریان انحرافی» علیرغم هشدار و اعلام خطر علمای بزرگ اعلام برائت نمی‌کنید بلکه از این افراد دفاع می‌نمایید؟

دیدار اعضاء مجلس خبرگان با رهبر انقلاب (تصویری)



دیدار اعضاء مجلس خبرگان با رهبر انقلاب
ادامه نوشته

طرح استیضاح رییس جمهور حق قانونی نمایدگان است

رفتار انقباضی احمدی نژاد صنعتگران را به خاک سیاه نشاند

طرح استیضاح رییس جمهور حق قانونی نمایدگان است

انحلال سازمان برنامه و بودجه این موضوع را ثابت کرد که احمدی نژاد سلیقه فردی و شخصی خود را در مدیریت کشور اعمال کرده ؛ وی در معاونت نظارت راهبردی کسی را در راس قرار داد که التزام به نظر ایشان داشته باشد و دارای قدرت برنامه ریزی و آینده نگری نبود و این مساله هم بر مشکلات کشور افزود

حجت الاسلام علی عسگری مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی اعتدال etedaal.ir ، گفت: سوال از رییس جمهور در هفته جاری طرح می شود اما سرانجام و پیگیری آن بستگی به نمایندگان راه یافته به مجلس نهم دارد و اگر وکیل الدوله ها به این مجلس راه یابند ، فضا طور دیگری رقم خواهد خورد و طرح سوال ابتر خواهد ماند.

نماینده اصولگرای مجلس هفتم ادامه داد: اگر افرادی شجاع ، خدا ترس و معتقد به منافع کلان نظام به مجلس بعدی راه یابند ، مطمئنا شرایط فعلی را بر نمی تابند و مشکلاتی که منجر به سوال از رییس جمهور شده را به دقت دنبال خواهند کرد؛ در  سوال های نمایندگان ، سوالاتی چون قانون گریزی ، ناکارآمدی ، حرمت شکنی ، عدم حمایت از تولید و احترام به حقوق ملت جاری و ساری است و حل این سوالات کلید بسیاری از مشکلات کشور است.

علی عسگری خاطرنشان کرد: اگر رییس جمهور پاسخ سوالات را با روش معمول خود بدهد و فرافکنی کرده و مجلس را قانع نکند، زمینه استیضاح وی فراهم خواهد شد.

وی تاکید کرد: طرح استیضاح رییس جمهور حق قانونی نمایدگان است و البته این اتفاق به ترکیب مجلس نهم بستگی دارد.

رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام  تصریح کرد: تیم اقتصادی دولت کارآمدی نداشته و با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به تولید ،  دولت در این زمینه تخطی جدی کرد و حمایتی از تولید نداشت ؛ در سایر بخش ها هم به خصوص در حوزه بانکی، ارزش پول ملی را با روش های غلطی که درباره قیمت ارز پیشه کرد، کاهش داد.

عسگری گفت: انحلال سازمان برنامه و بودجه این موضوع را ثابت کرد که احمدی نژاد سلیقه فردی و شخصی خود را در مدیریت کشور اعمال کرده ؛ وی در معاونت نظارت راهبردی کسی را در راس قرار داد که التزام به نظر ایشان داشته باشد و دارای قدرت برنامه ریزی و آینده نگری نبود و این مساله هم بر مشکلات کشور افزود؛ از سویی رفتار انقباضی احمدی نژاد درباره صنعت ، صنعتگران را به خاک سیاه نشاند.

وی افزود: چیدمان نیرو در حوزه اقتصادی و خصوصا در وزارت اقتصاد نامناسب بود که آثار آن را در مساله فساد بزرگ مالی دیدیم.

عسگری در ادامه گفت: در بحث مربوط به اشتغال هم آماری که دولت ارایه داده ، تحقق نخواهد یافت و فکر می کنم آقای احمدی نژاد شرایط اقتصادی بدی برای کشور و نظام رقم زده و این شیب تند اصلاح قیمت ها تورم زیادی را موجب خواهد شد.

وی گفت: در نزدیکی سال نو خانواده ها و به خصوص پدرها آزرده خاطرند ؛ خیلی ها از گرانی بازار در عذابند و به راحتی قادر به خرید مایحتاج خود نیستند و قدرت خریدشان پایین آمده است .

عسگری در خاتمه گفت: مجلس باید از بعد نظارتی دولت را مورد بازخواست قرار داده و تیم اقتصادی دولت را به پاسخگویی دعوت کند.

تیم محصولی چرا و چگونه رای نیاورد؟!

جریان انتخاباتی صادق محصولی فعالیت‌های خود را از‌‌ همان اوان ایجاد ساز و کار تشکیلاتی جبهه متحد اصولگرایان و البته در مقیاسی محدود‌تر آغاز نمود. فعالیت‌های عمده در این زمینه نیز به لابی‌گری‌های گسترده برای جذب چهره‌های شناخته شده اصولگرا در تهران و شهرستان‌ها بر می‌گردد. نتایج اینگونه فعالیت‌ها نهایتا به تهیه لیست‌های انتخاباتی و گزینش کاندیداهای مورد نظر منتهی شد.
آفتاب: تحلیل‌ها پیرامون نتایج انتخابات و اینکه چه گروهی موفق شده است اقبال عمومی را نصیب خود سازد این روز‌ها در رسانه‌های جمعی بسیار مورد توجه است. پیش از این بار‌ها از نتایج انتخاباتی جبهه متحد اصولگرا سخن به میان آمده است و در این شکی نیست که این جبهه با حمایت‌های معنوی جامعتین و هدایت آیت‌الله مهدوی کنی و همچنین پشتیبانی عقبه تشکیلاتی بسیاری از گروه‌های سیاسی اصولگرا توانست اکثریت قابل توجهی از آرای عمومی را به دست آورد. چه آنکه حتی رسانه‌های رقیب جبهه متحد عینا به این مسئله اعتراف کرده‌انداما برجستگی تحلیل نتایج این دوره از انتخابات هنگامی رنگ روشنی به خود می‌گیرد که به تحلیل عملکرد و حصول نتایج سایر گروه‌ها بپردازیم. هدف این نوشتار بررسی تحلیلی و آماری عملکرد جریان موسوم به پایداری در این دور از انتخابات می‌باشد. در ابتدا به سابقه فعالیت‌های انتخاباتی این گروه در تهران و شهرستان‌ها می‌پردازیم:

سهم خواهی سیاسی و انشعاب از اصولگرایان

جریان موسوم به پایداری با محوریت یکی از مهم‌ترین یاران رئیس‌جمهور یعنی صادق محصولی فعالیت‌های خود را آغاز نمود.

هنگامی که گروه‌های مختلف اصولگرا با محوریت آیت‌الله مهدوی کنی و حمایت جامعتین برای وحدت و هماهنگی نیروهای اصولگرای حاضر در صحنه انتخابات وارد عمل شدند، این جریان‌ راه و روش متفاوتی برگزید. برخی مواضع غیر معقول و انشقاق گرایانه و سهم خواهی‌های خارج از عرف اصولگرایانه این طیف که در برخی بهانه‌گیری‌های آنان از ساز و کار وحدت اصولگرایان و ترکیب کمیته ۸ + ۷ نمود عینی یافت، سرانجام به جدایی آنان از مسیر سیاسی و انتخاباتی اکثریت اصولگرایان منجر شد. بار‌ها آیت‌الله مهدوی کنی و دیگر بزرگان اصولگرا ضمن دعوت این طیف برای پیوستن به فرآیند وحدت، اعلام نمودند که حتی تا یک روز مانده به انتخابات کرسی‌های آنان در کمیته وحدت ۸ + ۷ خالی می‌ماند. اما به وضوح مشخص بود که طرح مباحث حاشیه‌ای از سوی آنان بهانه‌ای بیش نبوده است. چرا که حسن نیت مجموعه اصولگرایی در مراحل بعد و تلاش برای اجابت برخی خواسته‌های آنان نیز به نتیجه نرسیده و این گروه نهایتا به صورت عملی نیز انفکاک خود را از اصولگرایان نشان دادند.

لیست انتخاباتی و استراتژی جریان پایداری

چنانچه به چند ماه پیش از انتخابات بر گردیم مولفه اصلی در گستره فعالیت‌های انتخاباتی گروه‌های سیاسی را می‌توان شاخصه میزان تشکل‌بندی ساختاری آن‌ها ذکر کرد. جریان انتخاباتی صادق محصولی فعالیت‌های خود را از‌‌ همان اوان ایجاد ساز و کار تشکیلاتی جبهه متحد اصولگرایان و البته در مقیاسی محدود‌تر آغاز نمود. فعالیت‌های عمده در این زمینه نیز به لابی‌گری‌های گسترده برای جذب چهره‌های شناخته شده اصولگرا در تهران و شهرستان‌ها بر می‌گردد. نتایج اینگونه فعالیت‌ها نهایتا به تهیه لیست‌های انتخاباتی و گزینش کاندیداهای مورد نظر منتهی شد. استراتژی انتخاباتی این جبهه کاملا متاثر از فعالیت‌های انتخاباتی جبهه متحد بوده است. این را به وضوح می‌توان در مراحل گوناگون انتخاب و گزینش نامزد‌های این جبهه مشاهده نمود. چه آنکه پس از مشخص شدن لیست‌ها و کاندیداهای انتخاباتی جبهه متحد اصولگرا در تهران و شهرستان‌ها، جبهه پایداری اقدام به ارائه لیست‌های خود نمود. در تبیین علت این جهت گیری نیز می‌بایست به این نکته اشاره کرد که لابی گری‌ها و مذاکرات گسترده این طیف برای جذب چهره‌های برجسته اصولگرا در شهرستان‌ها به نتیجه‌ای منجر نشده و بنابر این در اقدامی کاملا منفعلانه به حمایت از کاندیداهای جبهه متحد پرداختند. این امر به وضوح در خصوص اکثر شهرستان‌های حوزه انتخابیه صدق می‌کند. البته در مورد تعدادی از حوزه‌های انتخابیه وضعیت فرق می‌کند.

در نزدیک به ۵۰ حوزه انتخابیه (علاوه بر‌حوزه انتخابیه تهران) جبهه پایداری کاندیداهای انحصاری معرفی نمود. ‌ اعلام انحصاری کاندیدا‌ها در برخی حوزه‌ها نیز به حضور چهره‌های برجسته این طیف‌یا امید به رای آوری برخی چهره‌های کمتر شناخته شده وابسته به آن‌ها در آن شهرستان‌ها بر می‌گردد. به عنوان مثال در حوزه یاسوج که ستار هدایتخواه از مهم‌ترین عناصر این جریان حضور داشت، جریان پایداری به حمایت انحصاری از وی پرداخت جالب‌آنکه وی ناکام ماند.

پایداری‌چه‌نتیجه‌ای‌در‌شهرستان‌هاگرفت؟

جریان موسوم به جبهه پایداری چه نتایجی در انتخابات مجلس نهم کسب کرد؟ این سوالی است که پاسخ به آن وزن سیاسی این گروه را در افکار عمومی نشان می‌دهد. ابتدا می‌بایست وضعیت نتیجه رای کاندیداهای انحصاری این جبهه را بررسی کرد.

وضعیت کاندیداهای انحصاری

آمار رسمی وزارت کشور نشان می‌دهد که از میان نزدیک به ۵۰ کاندیدای انحصاری این جریان تنها ۶ کاندیدا موفق به راهیابی به مجلس نهم شده‌اند. شکست برخی از چهره‌های شاخص این جریان مانند ستار هدایتخواه در حوزه انتخابیه یاسوج، کاظم فره‌مند در حوزه انتخابیه ابرکوه، محمد مهدی مفتح در حوزه انتخابیه رزن،

اسد الله عباسی در حوزه انتخابیه رودسر، محمد حسن قدیری ابیانه در حوزه‌های انتخابیه کاشان و بسیاری دیگر که در زمره نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی بودند، جملگی نشان‌دهنده شکست در کسب نتایج دلخواه این جبهه بوده است.

وضعیت کاندیداهای مشترک

با توجه به اینکه جریان پایداری پس از مشخص شدن لیست انتخاباتی جبهه متحد اصولگرا ناچارا در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به حمایت از کاندیداهای این جبهه روی آورد، نتیجتا پیروزی کاندیداهای مشترک به معنای موفقیت جریان پایداری نیست. برای تحلیل نتایج این گروه می‌بایست تنها به مولفه کاندیداهای انحصاری آن‌ها توجه نمود. از این جنبه نیز مشخص شد که جریان پایداری نتایج بسیار ضعیفی را کسب نمود. حدود ۵۴ کاندیدای مشترک اصولگرا موفق به راهیابی به مجلس شورای اسلامی شدند که طبق اظهارنظر بسیاری از شخصیت‌ها پیروزی جبهه متحد اصولگرا به شمار می‌رود و جبهه پایداری نباید این نتایج را در زمره پیروزی‌های خود به حساب آورد. در این زمینه طی روزهای گذشته سایت‌های وابسته به این جریان تلاش زیادی را انجام دادند که نمایندگان راه یافته به مجلس شورای اسلامی را که در لیست انتخاباتی‌جبهه متحد‌بوده‌اند به پای خود بنویسند. سایت رجانیوز ادعا کرده است که ۶۰ کاندیدای جبهه پایداری به مجلس نهم راه یافتند. در حالی که واقعیت این است که تنها ۶ کاندیدای این جریان به مجلس راه یافته‌اند.

مقایسه‌پایداری در مجلس هشتم و نهم

چنانچه فرا‌تر از این مباحث بخواهیم به صورت عینی و البته در یک بررسی ساده تعداد نمایندگان وابسته به این طیف را در مجلس هشتم و نهم بررسی کنیم باز هم عدم موفقیت و کسب نتایج ضعیف جبهه پایداری بیشتر به چشم می‌خورد. برای اثبات این مدعا کافی‌است ذکر کنیم که تعداد نمایندگان حامی و دارای خط مشی عناصر اصلی جبهه پایداری مانند حسینیان، رسایی، آقاتهرانی و.. در مجلس هشتم نزدیک به ۵۰ نماینده بودند که فراکسیون انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دادند. در حالی که در مجلس نهم این تعداد در حال حاضر کمتر از ۱۰ نماینده می‌باشد.

حوزه انتخابیه تهران

به گزارش تهران امروز،در حوزه انتخابیه تهران از مجموع‌ ۳۰ کاندیدایی که توانستند حائز بیشترین آرا در مرحله اول شوند، کاندیداهای انحصاری جریان پایداری ۱۰ نفرهستند و این در حالی است که ۱۴ نفر از این ۳۰ نفر را کاندیداهای انحصاری جبهه متحد اصولگرا تشکیل می‌دهند. ۵ نفر نیز کاندیداهای مشترک دو جبهه می‌باشند که البته همانگونه که پیش از این ذکر شد، جبهه پایداری پس از قرار گرفتن اسامی این کاندیدا‌ها در لیست جبهه متحد مبادرت به درج اسامی آنان در لیست انتخاباتی خود نمود. بنابر این می‌توان‌گفت نتایج دور اول انتخابات تهران را نیز به کام جبهه پایداری نبود. اگر چه هم‌اکنون آن‌ها تلاش می‌کنند که از آخرین بخت خود در تهران برای ورود کاندیداهای وابسته به خود استفاده کنند اما در صورتی که حتی بتوانند تعداد ۱۰ نفر از کاندیداهای انحصاری خود از حوزه تهران را به مجلس وارد کنند، ‌لیست کلی نمایندگان این‌جبهه حدود‌۲۰ نفر خواهد بود که تنها در مقایسه با مجلس هشتم شکست‌ فاحشی به نظر می‌آید.

اسامی منتخبان مجالس هشتم و نهم به تفكيك استان و حوزه انتخابيه

بر اساس آخرين آمار منتشره از ستاد انتخابات وزارت كشور و همچنين فرمانداري‌هاي سراسر كشور در مرحله اول انتخابات مجلس نهم تکليف 225 کرسي مجلس مشخص شد و رقابت در باقي حوزه‌ها به مرحله دوم كشيده شد.
به گزارش جهان به نقل از ايسنا، اسامي نمايندگان مجلس هشتم و منتخبان مجلس نهم به تفكيك استان و حوزه‌هاي انتخابيه در ذيل مي‌آيد:

نمايندگان استان آذربايجان شرقي در مجلس هشتم:

تبريز، اسكو و آذرشهر: شكور اكبرنژاد، مسعود پزشكيان، رضا رحماني، محمدحسين فرهنگي، عليرضا منادي سفيدان

بناب: ضياءالله اعزازي ملكي

هشترود و چاراويماق: غفار اسماعيلي

ميانه: سيدمحمدرضا حاجي‌اصغري، سيدحسين هاشمي

ملكان: سلمان خدادادي

بستان‌آباد: احد خيري

مرند و جلفا: سيروس سازدار

ورزقان و خادوانا: رضا عليزاده

كليبر و هوراند: ارسلان فتحي‌پور

اهر و هريس: غلامحسين مسعودي ريحان

شبستر: علي مطهري

مراغه و عجب‌شير: يوسف نجفي

سراب: مجيد نصيرپورسردهائي

منتخبان مجلس نهم در استان آذربايجان شرقي

تبريز، اسكو و آذرشهر: مسعود پزشكيان، عليرضا منادي سفيدان، محمدحسين فرهنگي(منتخب)، رضا رحماني و محمداسماعيل سعيدي و ميرهادي قره‌سيد رومياني و علي آجودان‌زاده و رسول جليل‌زاده و عشرت شايق(رقابت در مرحله دوم)

بناب: محمد باقري

هشترود و چاراويماق: غلامحسين شيري

ميانه: سيد بهلول حسيني، محمد‌علي مددي

ملكان: شهروز افخمي

بستان‌آباد: غلامرضا نوري

مرند و جلفا: محمد حسن‌نژاد

ورزقان و خادوانا: الله‌وردي دهقاني

كليبر و هوراند: ارسلان فتحي‌پور

اهر و هريس: عباس فلاحي باباجان

شبستر: علي علي‌لو

مراغه و عجب‌شير: مهدي دواتگري

سراب: مهناز بهمني

نمايندگان مجلس هشتم در استان آذربايجان غربي:

اروميه: جواد جهانگيرزاده، سيدسلمان ذاكر، نادر قاضي‌پور

سلماس: علي‌اكبر آقايي مغانجوقي

پيرانشهر و سردشت: محمدعلي پرتوي

ماكو و چالدران: سليمان جعفرزاده

خوي: مويد حسيني‌صدر

نقده و اشنويه: علي زنجاني حسنلويي

بوكان: محمدقسيم عثماني

مياندوآب، شاهين‌دژ و تكاب: مهدي عيسي‌زاده، جهانبخش محبي‌نيا

مهاباد: جلال محمودزاده

منتخبان مجلس نهم در استان آذربايجان غربي:

اروميه: جواد جهانگيرزاده، عابد فتاحي، نادر قاضي‌پور

سلماس: علي‌اكبر آقايي مغانجوقي

پيرانشهر و سردشت: رسول خضري

ماكو و چالدران: محمدعلي پوررحمتي

خوي: مويد حسيني‌صدر

نقده و اشنويه: عبدالكريم حسين‌زاده

بوكان: محمدقسيم عثماني

مياندوآب، شاهين‌دژ و تكاب: مهدي عيسي زاده، روح الله بيگي

مهاباد: عثمان احمدي

نمايندگان مجلس هشتم در استان اردبيل:

اردبيل، نمين و نير: جواد صبور آقجه‌كندي، قاسم محمدي، سيدكاظم موسوي

مشكين‌شهر: يونس اسدي

گرمي: ولي اسماعيلي

خلخال و كوثر: بشير خالقي

پارس‌آباد و بيله‌سوار: وكيل سپه‌آجيرلو

منتخبان مجلس نهم در استان اردبيل

اردبيل، نمين و نير: منصور حقيقت پور، كمال الدين پيرموذن(منتخب)، مصطفي افضلي‌فرد و سيدكاظم موسوي(رقابت در مرحله دوم)

مشكين‌شهر: يونس اسدي

گرمي: مير قسمت موسوي

خلخال و كوثر: جليل جعفري

پارس‌آباد و بيله‌سوار: حبيب برومند

نمايندگان مجلس هشتم در استان اصفهان:

اصفهان: نيره اخوان بيطرف، محمدتقي رهبر، محمدكريم شهرزاد، حميدرضا فولادگر، حسن كامران دستجردي

خميني‌شهر: سيدمحمدجواد ابطحي

سميرم: بهروز جعفري

نائين، خور و بيابانك: حسين حسني بافراني

شاهين‌شهر، ميمه و برخوار: سيدمحمود حسيني دولت‌آبادي

شهرضا و سميرم سفلا: عوض حيدرپور شهرضايي

نجف‌آباد، تيران و كرون: حميد سعادت

نطنز و قمصر: محمد ضابطي طرقي

اردستان: سيدمصطفي طباطبايي‌نژاد

لنجان: محسن كوهكن ريزي

كاشان، آران و بيدگل: اصغر گرانمايه‌پور

فريدن، فريدونشهر و چادگان: بهمن محمدي

فلاورجان: سيدناصر موسوي لارگاني

مباركه: سيدعلي‌محمد موسوي مباركه

گلپايگان و خوانسار: محمدابراهيم نكونام

منتخبان مجلس نهم در استان اصفهان:

اصفهان: حسن كامران، نيره اخوان، احمد سالك، عباس مقتدايي(منتخب)، حميدرضا فولادگر ومرتضي طلايي(رقابت در مرحله دوم)

خميني‌شهر: محسن صرامي‌فروشان

سميرم: مسعود پيرمراديان و بهروز جعفري(رقابت در مرحله دوم)

نائين، خور و بيابانك: سيدحميدرضا طباطبايي نائيني

شاهين‌شهر، ميمه و برخوار: حسينعلي حاجي دليگاني

شهرضا و سميرم سفلا: عوض حيدرپور شهررضايي

نجف‌آباد، تيران و كرون: ابوالفضل ابوترابي

نطنز و قمصر: محمد فيروزي

اردستان: احمد بخشايش اردستاني

لنجان: مجيد منصوري بيدكالي و محسن كوهكن (رقابت در مرحله دوم)

كاشان، آران و بيدگل: عباسعلي منصوري

فريدن، فريدونشهر و چادگان: محمدعلي اسفناني

فلاورجان: سيدناصر موسوي لارگاني

مباركه: علي ايرانپور

گلپايگان و خوانسار: سيدمحمدحسين ميرمحمدي

نمايندگان مجلس هشتم در استان ايلام:

ايلام، شيروان، چرداول، ايوان و مهران: شاپور پولادي، داريوش قنبري

دهلران، دره‌شهر و آبدانان: علي عزتي

منتخبان مجلس نهم در استان ايلام

ايلام، شيروان، چرداول، ايوان و مهران: فريدون همتي و احمد شوهاني و داريوش قنبري و علي‌اكبر متين (رقابت در مرحله دوم)

دهلران، دره‌شهر و آبدانان: علي‌محمد احمدي، امين دوست‌محمدي

نمايندگان مجلس هشتم در استان بوشهر:

بوشهر: غلامعلي ميگلي‌نژاد

دشتستان: ايوب پاپري مقدم

دشتي و تنگستان: سيدمحمدمهدي پورفاطمي

دير، كنگان و جم: عسكر جلاليان

منتخبان مجلس نهم در استان بوشهر:

بوشهر: عبدالكريم جميري

دشتستان: سيد مهدي موسي‌نژاد

دشتي و تنگستان: سيدمحمدمهدي پورفاطمي

دير، كنگان و جم: موسي احمدي

نمايندگان مجلس هشتم در استان تهران و البرز:

تهران، ‌ري، شميرانات و اسلامشهر: مرتضي آقاتهراني، فاطمه آليا، لاله افتخاري، سيدرضا اكرمي، زهره الهيان، اسدالله بادامچيان، محمدرضا باهنر، احمد توكلي، غلامعلي‌ حدادعادل، روح‌الله حسينيان، حميد رسايي، فاطمه رهبر، علي‌اصغر زارعي، عليرضا زاكاني، پرويز سروري، سيدشهاب‌الدين صدر، طيبه صفايي، علي‌ عباسپورتهراني‌فرد، حسن غفوري‌فرد، حسين فدايي آشياني، حميدرضا كاتوزيان، اسماعيل كوثري، مهدي كوچك‌زاده، عليرضا محجوب، سيدعليرضا مرندي، غلامرضا مصباحي‌مقدم، علي مطهري، الياس نادران، حسين نجابت، بيژن نوباوه وطن.

كرج: فاطمه آجرلو، عزيز اكبريان

پاكدشت: فرهاد بشيري

دماوند و فيروزكوه: شاهرخ رامين

شهريار: حسين گروسي

ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد: محمدحسين نژادفلاح

ورامين: سيدحسين نقوي حسيني

رباط‌كريم: حسن نوروزي

منتخبان مجلس نهم در استان تهران و البرز

تهران، ‌ري، شميرانات و اسلامشهر: غلامعلي حدادعادل، سيد عليرضا مرندي، سيد محمدحسن ابوترابي‌فرد، مرتضي آقاتهراني، مسعود ميركاظمي(منتخب)، بيژن نوباوه وطن، احمد توکلي، اسماعيل کوثري، علي مطهري، روح‌اله حسينيان، علي‌اصغر زارعي، عليرضا زاکاني، حسين مظفر، زهره طبيب‌زاده نوري، محمد سليماني، غلامرضا مصباحي‌مقدم، سيدمهدي هاشمي، سيد‌محمود نبويان، مهدي کوچک‌زاده، مهرداد بذرپاش، حميد رسايي، الياس نادران، لاله افتخاري، مجتبي رحمان‌دوست، محمدرضا باهنر، حسين فدايي‌آشياني، پرويز سروري، فاطمه آليا، فاطمه رهبر، حسين نجابت، زهره الهيان، قاسم روانبخش، محسن کازروني، زهره سادات لاجوردي، محمدناصر سقاي بي‌ريا، الهام امين‌زاده، حسين طلا، اسداله بادامچيان، عليرضا محجوب، حسن غفوري‌فرد، حسن حميدزاده، سهيلا جلودارزاده، محمدنبي رودکي، محمدنبي حبيبي، بتول نامجو، محمدحسين استاد آقا، فرهاد جوانمردي، محمدجمال خليليان اشکذري، علي‌اصغر خاني، محمداسماعيل کفايتي، عليرضا صفارزاده، جواد محمدي، حميدرضا کاتوزيان، علي خطيبي شريفيه، ابراهيم انصاريان(رقابت در مرحله دوم)

كرج: عزيز اكبريان، محمدجواد كوليوند

پاكدشت: فرهاد بشيري

دماوند و فيروزكوه: شاهرخ رامين

شهريار: حسين گروسي

ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد: مفيد كيايي نژاد

ورامين: سيدحسين نقوي حسيني

رباط‌ كريم: ابراهيم نكو

نمايندگان مجلس هشتم در استان چهارمحال بختياري:

شهركرد: نصرالله ترابي قهفرخي

لردگان: عبدالمصد بابااحمدي

بروجن: سيروس برنا بلداجي

اردل، فارسان، كيار و كوهرنگ: نورالله حيدري دستنايي

منتخبان مجلس نهم در استان چهارمحال بختياري:

شهركرد: سيدسعيد زمانيان دهكردي

لردگان: محمدجليل سرقلعه

بروجن: اميرعباس سلطاني

اردل، فارسان، كيار و كوهرنگ: حميدرضا عزيزي فارساني و علي يوسف‌پور(رقابت در مرحله دوم)

نمايندگان مجلس هشتم در استان خراسان رضوي:

مشهد و كلات: جواد آرين‌منش، عفت شريعتي كوهبناني، محمدرضا فاكر، سيداميرحسين قاضي‌زاده هاشمي، جواد كريمي‌قدوسي

سبزوار: علي بروغني، محمدرضا محسني‌ثاني

گناباد: مهدي مهدي‌زاده

تربت جام و تايباد: غلامرضا اسدالهي

فريمان، سرخس و احمدآباد: سيدحسين حسيني

نيشابور: سيدعلي حسيني، حسين سبحاني‌نيا

كاشمر، بردسكن و خليل‌آباد: محمدرضا خباز

درگز: محمدعلي دلاور

چناران و طرقبه: محمد دهقاني نقندر

تربت حيدريه: محمدعلي رضايي

خواف و رشتخوار: محمدرضا سجاديان

قوچان و فاروج: نصرالله كماليان

منتخبان مجلس نهم در استان خراسان رضوي:

مشهد و كلات: سيد اميرحسين قاضي‌زاده هاشمي، سيدهاشم بني‌هاشمي، نصرالله پژمان‌فر(منتخب)، جواد كريمي قدوسي و جواد آرين‌منش و عفت شريعتي كوه‌بناني و محمدحسين حسين‌زاده بحريني(رقابت در مرحله دوم)

سبزوار: محمدرضا محسني ثاني، رمضانعلي سبحاني‌فر

گناباد: محمدرجايي

تربت جام و تايباد: غلامرضا اسدللهي

فريمان، سرخس و احمدآباد: احمد سجادي

نيشابور: حسين سبحاني‌نيا، علي مروي

كاشمر، بردسكن و خليل‌آباد: محمد اسماعيل‌نيا

درگز: حسين محمدزاده

چناران و طرقبه: محمد دهقاني

تربت حيدريه: ابوالقاسم خسروي

خواف و رشتخوار: محمود نگهبان سلامي

قوچان و فاروج: هادي شوشتري

نمايندگان مجلس هشتم در استان خراسان شمالي:

بجنورد، جاجرم، مانه و سملقان: موسي‌الرضا ثروتي، محمدمهدي شهرياري

شيروان: محمدرضا حسين‌نژاد

اسفراين: هادي قوامي

منتخبان مجلس نهم در استان خراسان شمالي:

بجنورد، جاجرم، مانه و سملقان: موسي‌الرضا ثروتي، قاسم جعفري

شيروان: عبدالرضا عزيزي

اسفراين: هادي قوامي

نمايندگان مجلس هشتم در استان خراسان جنوبي:

بيرجند و درميان: حسين ابراهيمي

نهبندان و سربيشه: محمدرضا ثابتي

فردوس، طبس و سرايان: محمدكريم عابدي

قائنات: موسي قرباني

منتخبان مجلس نهم در استان خراسان جنوبي:

بيرجند و درميان: حجت‌الاسلام سيد محمد باقر عبادي

نهبندان و سربيشه: مراد هاشم زهي

فردوس، طبس و سرايان: محمد علي عبدالله زاده

قائنات: جواد هروي


ادامه نوشته

آقای هاشمی، خسته نباشید!

در چند انتخابات گذشته، همواره رفتار و کنشی سؤال‌برانگیز از هاشمی ظهور و بروز یافته که حاصل آن ایجاد نوعی از شبهه و ابهام در فرایند انتخابات در کشور بوده است؛ حال باید دید بازتاب این رفتارها چه بوده‌ است؟
به گزارش برهان، از اردیبهشت 76 تاکنون، انتخاباتی در ایران برگزار نشده‌است که قبل، حین و یا بعد از برگزاری آن، آقای اکبر هاشمی‌رفسنجانی، این چهره‌ی تاریخی و بی‌مانند سیاست ایران، در مورد آن اعلام نوعی از شک و شبهه و ابهام نکرده و بدین‌گونه نقشِ خود را تداوم نبخشیده ‌باشد.

اول، 2 هفته مانده به 2 خرداد 76، آقای هاشمی‌رفسنجانی (به‌عنوان رییس‌جمهور وقت) درباره‌ی احتمال تغییراتی در شمارش آرا هشدار داد و خبرساز آن روزها شد؛ در انتخابات مجلس ششم که با وجود همه‌ی تبلیغات، رتبه‌ی سی‌ام تهران نصیب آقای هاشمی شد، سلامت کل انتخابات زیر سؤال رفت و با وجود آن‌که با ابطال صندوق‌ها وی تا رتبه 19 هم صعود کرد، حاضر به حضور در مجلس نشد؛

در انتخابات مجلس هفتم، در مقابل تمام فشارهای رییس‌جمهور و رییس مجلس وقت برای برگزار نکردن انتخابات، سکوت و موضعی نیمه‌ حمایتی اتخاذ کرد؛ در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، مابین 27 خرداد و 3 تیر، نامه‌ای آشکارا انتقادی نسبت به روند انتخابات و با هدف القای شبهه تقلب نوشت و در هفته بعد از آن نیز، همین رویه را ادامه داد؛

در انتخابات مجلس خبرگان 86، از مدتی قبل از انتخابات مکررا نسبت به روند برگزاری انتخابات، سؤال‌آفرینی‌هایی صورت گرفت و تا لحظه‌ای که وی نفر اول تهران شد، هم‌چنان ادامه یافت، اما سرانجام علنی نشد. در انتخابات 88 هم که نامه مشهور قبل انتخابات، جلسه شنبه با سه نفر دیگر و ده‌ها گفته و نکته‌ی دیگر وجود دارد تا دیروزِ انتخابات مجلس نهم.

دوم، جمعه‌ی 22 خرداد 88 همسر رییس مجمع تشخیص مصلحت، هنگام خروج از حوزه‌ی رای‌گیری، در مواجهه با خبرنگاری، سخنانی هیجان‌زده‌ای بر زبان آورد و رأی‌دهندگان را تشویق به شورش خیابانی کرد. این سخنان بر بستری از باورهای تاریخی درون خانواده هاشمی متکی بود و گزارش همه جزییات آن، مجالی طولانی را می‌طلبد که تا حاضر نشدن رییس مجمع تشخیص مصلحت در مراسم تنفیذ رییس‌جمهور جدید در مرداد 88 و نامزد نشدن فرزند ارشد ‌وی در انتخابات اخیر و موارد ریز و درشت دیگر، ادامه یافته است.

این سخنان، همچنین 12/12/90 به شکلی ضعیف ‌شده بر لسان رییس مجمع تشخیص جاری شد و حرف‌هایی نظیر این‌که نتیجه ان‌شاالله همانی باشد که مردم می‌خواهند و رایی باشد که به صندوق ریخته‌اند و... که به‌گونه‌ای واضح، نوعی نگرانی درباره‌ی سلامت انتخابات را القا می‌کرد؛ آن‌‌هم در انتخاباتی که نیروهای هوادار رییس مجمع تشخیص، به‌شکلی نیمه‌ رسمی از فعالیت در صحنه خودداری کردند و حتی شائبه‌ی تحریم انتخابات نیز از سوی این جریانات قوت گرفت. البته که این مواضع در رسانه‌های داخلی بازتابی نیافت و تنها مورد استقبال و استفاده‌ی وسیع جریانات ضدانقلاب قرار گرفت.

سوم، رییس مجمع تشخیص مصلحت، شخصیتی کارآزموده در سیاست است و به آسانی نمی‌توان رفتارها و سخنان او را، حمل بر اشتباه‌های لفظی و سهوی کرد. هر حرکت وی می‌تواند معنادار باشد و عجیب آن است که در چندین مقطع گوناگون چنین رفتار و کنشی سؤال‌برانگیزی، ظهور و بروز یافته و رفته‌رفته روندی صعودی‌تر نیز پیدا کرده‌است. هاشمی‌رفسنجانی با چشمانی کاملاً باز و به صورت علنی آب را روانه‌ی آسیاب دشمن کرده که نمی‌توان درباره‌ی آن سکوت کرد و از کنارش، بی‌تفاوت گذشت.

دوره‌ی زمانی ریاست وی بر مجمع تشخیص مصلحت، همین روزها به پایان می‌رسد و او نیک می‌داند که احتمالا در این جای‌گاه ابقا خواهد شد و این حتماً نمی‌تواند توجیه‌کننده‌ی سیر نزولی در پیش گرفته شده از سوی وی برای فاصله گرفتن از نظام باشد (امری که نه مطلوب است و نه مقصود)، با این همه، پرسش این‌جاست که چرا اصرار به چنین رویه‌ای وجود دارد؟

این سؤالی است که پاسخ به آن، ‌راحت و کوتاه نیست و در منظومه‌ای چند وجهی از موضوعات فردی، معرفتی و سیاسی، می‌بایست پاسخ آن‌را سراغ گرفت. رییس مجمع تشخیص مصلت، در 15 سال گذشته، تلاش کرده‌اند تا شائبه‌ای را در انتخابات پیش کشند (و شاید فرض‌شان هم این بوده که با طرح چنین هشداری مانع از وقوع اتفاق شوند) و با این وجود مردم، به این تلاش خستگی‌ناپذیر کاملا بی‌اعتنا بوده‌اند و به‌لطف حق از این چنین آواهای دل‌سردکننده مایوس نشده‌اند.

‌آقای هاشمی، هم این شعر را خوب به‌خاطر دارند و هم معنای‌اش را:

سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل... چو پُر شد، نشاید گرفتن (گذشتن) به پیل.

*فرشاد مهدی پور؛ از اصحاب رسانه‌

سخنرانی حرم کربلا

در گذشته يك روحاني ايراني امكان ايراد سخنراني به زبان فارسي در حرم حضرت سيد الشهدا و حرم حضرت عباس عليهم‌السلام را نداشته است و براي مدتی است که اين امكان بوجود آمده ...
مراسم مذهبي و فرهنگي در حرم حضرت امام حسين(ع) و حرم حضرت اباالفضل(ع) با سخنراني حجت‌الاسلام والمسلمين شهاب مرادي و مداحي حاج احمد چینی توسط بعثه مقام معظم رهبري در عتبات عاليات به مدت يك هفته و با استقبال بي‌نظير زائران حسيني برگزار شد.

به گزارش خبرنگار عصر ايران، حجه‌الاسلام عباسي از مسوولان بعثه مقام معظم رهبري در عتبات عاليات با بيان اينكه در گذشته يك روحاني ايراني امكان ايراد سخنراني به زبان فارسي در حرم حضرت سيد الشهدا و حرم حضرت عباس عليهم‌السلام را نداشته است و براي مدتی است که اين امكان بوجود آمده به استقبال بي‌نظير زائران حسيني از مباحث و سخنراني‌هاي حجت‌الاسلام‌والمسلمين شهاب مرادي كه پس از نماز صبح در حرم حضرت امام حسين(ع) و بعد از نماز مغرب در حرم حضرت عباس(ع) ايراد مي‌گرديد، اشاره كرد و اظهار داشت اين حجم از استقبال به گونه‌اي بود كه با پر شدن صحن حرم مطهر از طرف تعداد کثیری از زائرین  مورد انتقاد قرار مي گرفتيم كه چرا براي چنين برنامه هايي امكان نشستن و استفاده كردن افراد بيشتر فراهم نيست یا اینکه تجهیزات صوتی جوابگوی جمعیت نیست.

وی با بيان اينكه در ابتدا تصور مي‌شد كه غالب مخاطبان حاج آقای مرادی از جوانان باشند، اظهار داشت در طی این هفته شاهد حضور گسترده اقشار مختلف مردم از پير و جوان و ميانسال و استفاده آنها از مباحث ناب تربيتي، آداب زيارت و توسل، مهارت‌هاي تربيت فرزند، بايدها و نبايدهاي كربلا، مسائل عاطفي و... كه توسط خطيب توانمند شهاب مرادي مطرح مي‌گرديد، بودیم. وی در ادامه افزود علاوه بر حضور عظيم زائران حسيني، حضور جمع قابل توجهي از روحانيون كاروان‌ها و مادحين نيز در اين مراسم چشمگیر بود. همچنین در این مراسم بازار گریه و توسل به حضرت سیدالشهدا بسیار گرم و مورد استقبال زائرین بود.


عباسي يكي از نكات جالب مراسم برگزار شده در اين هفته را اشتياق زائران براي ادامه گفت‌وگو و مشاوره با حجت‌الاسلام والمسلمين شهاب مرادي دانست و افزود استفاده مردم از اين برنامه‌ها و علاقه‌مندي آنها به مباحث مطروحه و ادامه آن تا حتی دو ساعت پس از منبر نشان‌دهنده ارتباط عميق و صميمي مردم با روحانيت، لطف و علاقه شان به خادمین حضرت ابا عبدالله الحسین و فضای بسیار خوب گفتگوی بوجود آمده بود.

از سری فتواهای بی پایه و اساس وهابیون؛ ورزش برای زنان ممنوع می باشد!

با وجود مخالفت گروه های مختلف حقوق بشری، روحانیون فرقه وهابی دستور ممنوعیت ورزش برای بانوان را صادر کردند.
به گزارش سرویس دینی جام نیوز به نقل از رویترز، زنان عربستانی از ورزش کردن منع شده اند و این دستور علمای مذهبی وهابی این کشور است.
شرکت ورزشکاران زن عربستانی در مسابقات بین المللی یا حتی ورزش کردن عادی، همیشه موضوعی بحث برانگیز بوده است.
عربستان تاکنون هیچ نماینده زنی در المپیک نداشته است. این موضوع و همینطور ممنوعیت ورزش کردن زنان در عربستان بارها مورد انتقاد گروه های مختلف حقوق بشری قرار گرفته است.
زنان و دختران سعودی فقط در خانه یا مدارس خصوصی حق ورزش کردن دارند، این در حالیست که شهریه این مدارس بسیار زیاد است و برای خیل عظیم خانواده های طبقه متوسط عربستانی قابل پرداخت نیست.
عالمان عربستانی معتقدند ورزش کردن زنان و دختران خلاف روال طبیعی و جنسیتی آنان است.
در بسیاری از مدارس دولتی عربستان نه تنها محلی برای ورزش کردن دختران وجود ندارد، بلکه درس یا زنگی هم به نام زنگ ورزش در نظر گرفته نشده است.

10 واکنش به بیانیه خاتمی؛ از کیهان تا عبدی و گنجی

خاتمي با انتشار توضيحي درباره شركت خود در انتخابات نوشت: با وجود سختي و پيچيدگي اين مسئله انتظار ندارم همه از توضيحات من قانع شوند.
به گزارش جهان به نقل از کیهان، وي پيش از انتخابات گفته بود «اصلاح طلبان نمي توانند و نبايد در انتخابات شركت كنند چرا كه بي معناست». خاتمي اما ساعت 30/15 بعدازظهر روز جمعه در روستاي وادان- از توابع دماوند- و در حالي كه در ويلاي شخصي برادرش علي خاتمي اقامت داشت، اقدام به دادن رأي كرد. اين كار سرسخت ترين حاميان وي در احزابي چون مشاركت را شوكه كرد.
خاتمي در توضيح نه چندان شفاف خود مي نويسد: «اقدام من از منش و بينش سياسي و فكري من و آن چه به آن باور دارم و پايبندم ريشه مي گيرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه هاي اصلاح طلبي كه آن را مهم ترين و بلكه تنها راه سربلندي كشور و دست يابي به آرمان هاي اصيل انقلاب و تامين حقوق مردم و مصالح ملت مي دانم و نيز براي دفع مخاطرات و تهديدهاي دروني و بيروني اقدام كرده ام. هدف ممكن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعيتي است كه در آن مصلحت كشور و خواست هاي اساسي و تاريخي مردم اصل قرار گيرد. من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتي ملي و بازگشت به آرمان هاي اصيل انقلاب و قانون اساسي و ايجاد فضاي همدلي و مشاركت همگان دعوت كرده و مي كنم و انتظار داشته و دارم كه همه با اسير نماندن در گذشته و با نگاه به آينده روند تازه اي را در كشور آغاز كنند.»
وي مي افزايد: «در مورد انتخابات، مشاركت فعال و معرفي نامزد طبعا در گرو وجود شرايط مناسب است. مصالح بزرگ تر كشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصي است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعيين استراتژي عدم معرفي نامزد و ارائه ليست هيچگاه به معني تحريم انتخابات نبود و مي بايست اين امر را در عمل اثبات كنيم تا با گرفتن هرگونه بهانه اي از بدخواهان روزنه اي براي امكان مفاهمه بيشتر با تكيه بر حقوق و مصلحت مردم و پيشرفت واقعي كشور باز شود.»
خاتمي روشن نكرده كه چرا همين موضع را به روشني و شفافيت، پيش از انتخابات مطرح نكرده و تلاش داشته به شكل ناگهاني و مخفيانه رأي بدهد.
اما در واكنش به اقدام غيرمترقبه خاتمي، تحليل هاي مختلفي از سوي محافل مدعي اصلاح طلبي و رسانه هاي همسو با فتنه سبز منتشر شده كه در نوع خود قابل تأمل است. عباس عبدي عضو مستعفي حزب مشاركت دراين باره به بي بي سي گفت: رأي آقاي خاتمي دو جنبه اخلاقي و سياسي دارد. به لحاظ اخلاقي كار آقاي خاتمي مورد سوال است كه انتظاراتي را در جمعي به وجود آورد و بدون هيچ پيش زمينه اي خلاف آنرا اجرا كرد. عبدي اضافه كرد: «محمد خاتمي» پيش از اين نشان داده كه با فشار اطرافيان تصميماتش قابل تغييرند و اين فشارها، غيراخلاقي است. من پيش از اين نيز توصيه كردم كه به ايشان فشار نياورند تا خودشان با مشورت به يك جمع بندي برسند. آقاي خاتمي با اين راي، مواضع چندماه گذشته اش را اصلاح كرد و خاتمي تغيير ماهيت داد.
عبدي همچنين گفت: قضاوت من اين است كه آقاي خاتمي مشي درستي از لحاظ سياسي انتخاب كرد ولي تا حالا سه چهار بار اين اشتباه را كرده است و به نظر من آقاي خاتمي بايد با مشورت تصميم بگيرد و نه تحت فشار دوستانش رفتارهايي چون خروج از حاكميت با دعوا بر او القاء شود.
اما ليلي پورزند (دختر سيامك پورزند و مقيم تورنتو كانادا) با بيان اينكه خانواده ضد انقلاب وي براي اولين بار در طول پس از انقلاب، در سال 76 در انتخابات شركت كرده و اميدوارانه به خاتمي رأي دادند، نوشت: از آن روز حدود 15 سال مي گذرد و اصلاحات تنها يك پروژه شكست خورده و پرهزينه است كه رد داغ آن هنوز بر پيشاني سرنوشت سياسي ما خودنمايي مي كند. آقاي خاتمي! ديروز كه خواندم در انتخابات يا انتصابات مجلس شركت كرده ايد، دچار احساسات متضاد شدم. احساساتي از قبيل حيرت، شرم و البته خوشحالي، متحير شدم كه چگونه توانستيد براي چندمين بار پشت كنيد. البته شايد اگر احساسات را كنار مي گذاشتم و لحظه اي منطقي مي انديشيدم جايي براي حيرت برايم باقي نمي ماند. چرا كه شما همان كانديداي اصلاح طلب بوديد كه در سال هفتم اعلام نموديد تنها يك تداركاتچي هستيد... با شنيدن خبر رأي دادن شما احساس شرم هم كردم از همه آنها كه در بازداشت به سر مي برند، واقعا دوست دارم بدانم در دلتان چه گذشت آنگاه كه پا به يك حوزه دور افتاده انتخاباتي گذاشتيد و فكر كرديد دور از چشم دوربين هاي رسانه اي در خفا رأي خود را به صندوق مي اندازيد؟ از كاري شرم داشتيد كه از رسانه ها گريزان بوديد؟ آيا تصور كرديد اگر خودتان مانند كبك سرتان را زير برف كنيد و ديگران را نبينيد، ديگران هم شما را نمي بينند؟
اكبر گنجي نيز در سايت بي بي سي فارسي اين گونه رأي دادن خاتمي را تحليل كرده است: به گمان خاتمي حداقل بخشي از نظام قصد دارد او و اصلاح طلبان را به مخالفان برانداز مبدل سازد، اما او به روش هاي گوناگون مي خواهد پنجره اي به سوي گفت وگو با حاكميت بگشايد. نهاد انتخابات با همه اشكالاتي كه دارد، مهم است و برخي ظرفيت ها را در هر صورت بروز مي دهد. كساني كه مورد حمايت هاي قوي بودند در همين انتخابات اخير راي نياوردند... تحريم انتخابات تاكنون جواب نداده و نظام هميشه توانسته است بالاي پنجاه درصد مردم را پاي صندوق هاي رأي بياورد. اين ميزان رأي، حتي از آرايي كه در نظام دموكراتيكي چون آمريكا به صندوق ها ريخته مي شود، بيشتر است. با عدم شركت در انتخابات، خود را از فرايند سياسي نظامي كه خود ساخته ايم، حذف مي كنيم. نظام متعلق به خود ماست. او دوباره به جمهوري اسلامي رأي داده است؛ منتها جمهوري اسلامي به روايت خاتمي.
از سوي ديگر مرتضي كاظميان از اعضاي گروهك ملي- مذهبي (مقيم پاريس) در روز آن لاين تأكيد كرد: اعتراف مي كنم از شنيدن خبر دچار شوك شدم. نه دليل قانع كننده براي مشاركت آقاي خاتمي مي يابم و نه از چگونگي اش سر در مي آورم و بس بعيد مي دانم توضيحات جناب خاتمي نيز بتواند گره گشاي دو پرسش و ابهام من باشد.
وي در عين حال تأكيد كرده كه اپوزيسيون نبايد نخبه كشي كند و بيش از آنچه اكنون وجود دارد به يأس و نا اميدي دامن بزند.
شبكه بالاترين نيز اين تحليل ها را منتشر كرده است:
- بالاخره خاتمي را گوشه رينگ گير آورديم كه هيچ جور راه در رو نداشت. رأي دادني كه هر جور نگاه كني قابل گذشت نيست. مي توانيم جاي او را له كنيم و از زاويه سياسي هم مي شود تابوت اصلاح طلبي را تا دم گور بدرقه كرد. ما خائن را با اصرار به صحنه مي كشانيم، به او رأي مي دهيم و نهايتاً سنگسارش مي كنيم. ما سخت فراموشكاريم. شهامت نداريم باور كنيم كه او نماينده همه بزدلي هاي خود ما بوده و هست. ما چه گلي به سر موسوي و كروبي زديم كه مثل خاتمي نبودند؟ قرار نبود در صورت دستگيري شان ايران قيامت بشه؟ پس چي شد؟ در هر فراخوان چرتكه مي اندازيم و به اين نتيجه مي رسيم كه الان وقت قيامت نيست! دست بردار رفيق!
- خاتمي را ببخشيم؟ من تنها يك سري سؤال دارم كه بي پاسخ مانده است 1- چرا خاتمي در تهران رأي نداد؟ 2- چرا خاتمي راي داد؟ 3- اگر خاتمي به انتخابات اعتقاد داشت چرا مردم را تشويق به اينكار نكرد؟ 4- يك رأي خاتمي چه اثري داشته در حالي كه او طرفداران خود را از راي دادن بازداشته است؟ 5- آيا خاتمي فكر مي كرد رأي او از همه مخفي مي ماند؟
- خاتمي پايان يك توهم بود.
- آن قدر دروغ گفت كه روح چوپان دروغگو هم در حضورش لنگ انداخت. اولش گفت پيش شرط هايي دارد كه كيهان نشينان خنديدند و گفتند اصلاً تو چه كاره اي كه حالا شرط مي گذاري. آخرش هم انگشتش آبي شد.
صديقه بيهقي هم در جرس نوشت: خاتمي پس از انتخابات سال 88 كوشيده در صف اول جنبش سبز نقش آفريني كند و پرچم در دست بگيرد. شايد او هنوز نمي داند ما چه مي خواهيم و چه سختي هايي در پيش است من به عنوان يك دوست به خاتمي مي گويم كه بفرماييد ته صف!
گفتني است كه خاتمي اگرچه در جريان فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 خيانت هاي بزرگي مرتكب شده ولي ظاهراً قدرت نمايي هاي پي درپي جمهوري اسلامي ايران و حضور حماسي و ده ها ميليوني مردم در اين قدرت نمايي ها كه حماسه هاي 22 بهمن و 12 اسفند امسال تازه ترين آنهاست، به خاتمي فهمانده است كه طي چند سال گذشته، آب در هاون كوبيده و تمامي سرمايه اي را كه در بستر نظام اسلامي اندوخته بود به پاي دشمنان نظام ريخته و از دست داده است و از سوي ديگر در داخل كشور نيز تا آنجا افول كرده است كه حتي نزديكترين يارانش نيز به فراخوان وي براي تحريم انتخابات كمترين توجهي نمي كنند. بنابراين شركت خاتمي در انتخاباتي كه خود آن را تحريم! كرده بود از يكسو نشانه غيرقابل ترديدي از آن است كه وي به بن بست رسيده و از سوي ديگر حكايت از آن دارد كه خاتمي رسيدن به اين بن بست را باور كرده و در پي يافتن راه خروج از آن است. اگر چنين باشد- كه به نظر مي رسد چنين است- بايد گفت، خاتمي اگرچه بدهي هاي فراواني به مردم و نظام دارد ولي ظاهراً تلاش مي كند اولين گام را براي بازگشت بردارد. عصبانيت شديد گروه ها و محافل ضد انقلاب از خاتمي و فحاشي پي درپي به او نشان مي دهد كه آنها نيز از شركت غيرمنتظره خاتمي در انتخابات همين برداشت را دارند و در حالي كه به پرچمداري او در فتنه هاي احتمالي بعدي دل بسته بودند، خاتمي را رفيق نيمه راه و خود را در ميانه ميدان تنها يافته اند! اين برداشت از ماجراي مورد اشاره اگر با واقعيت انطباق داشته باشد- كه اميد است داشته باشد- خاتمي بايد براي خروج از كانون فتنه و بن بست خودساخته با شجاعت آماده برداشتن گام هاي بعدي باشد و به اين نكات حياتي نيز توجه كند كه؛
1- دشمنان بيروني خاتمي را براي قرباني كردن مي خواهند و تاكنون نيز چنين كرده اند.
2- عصبانيت جريانات و محافل ضد انقلاب از خاتمي و فحاشي آنها عليه او به نمايندگي از قدرت هاي استكباري صورت مي پذيرد كه احساس مي كنند طعمه خود را از دست داده اند.
3- برخي از اطرافيان خاتمي براي پيشگيري از گام هاي بعدي وي تلاش مي كنند او را پس از شركت در انتخابات، در موضع طلبكاري از نظام و مردم معرفي كنند و با توسل به اين ترفند موذيانه و القاي اين توهم كه حالا نوبت نظام است! مانع گام هاي بعدي وي براي دور شدن از كانون فتنه شوند.
4- برخي ديگر از اطرافيان دوست نماي خاتمي با القاي اين گزاره جعلي كه «خاتمي خلاف آنچه كه گفته بود عمل نكرده است»! در پي آنند كه شركت وي در انتخابات را- علي رغم تحريم قبلي- كم اهميت جلوه داده و خاتمي را در مواضع قبلي خود پابرجا نگاه دارند!
5- و بالاخره خاتمي بايد دريافته باشد كه در جريان فتنه 88 دشمنان بيروني نظام سرمايه دو دوره رياست جمهوري او را به نفع خود و عليه مردم و نظام مصادره كرده اند. بنابراين آنها به خاتمي بدهكارند و نه خاتمي به آنها. گروه هاي ورشكسته اپوزيسيون و كاسه ليس بيگانگان كه چند درجه زير «هيچ» اند.

کاندیدای رد صلاحیت شده استاندار می شود

یک روزنامه های صبح از معرفی یکی از کاندیداهای رد صلاحیت شده در انتخابات مجلس، به عنوان استاندار خبر داد.
به گزارش جهان نیوز، روزنامه جوان در ستون "برداشت" خود در خبری نوشت: یکی از کاندیداهای رد صلاحیت شده در انتخابات مجلس قرار است به عنوان استاندار معرفی شود. خانم الف که متهم به حمایت از جریان انحرافی بود اکنون نماینده مجلس هشتم است. وی بعدها در یک محفل خصوصی هر گونه ارتباط با جریان انحرافی را قویا تکذیب کرد.

روحانیون مجلس نهم

با اعلام نتایج نهایی انتخابات مشخص شد؛
اسامی نمایندگان روحانی راه یافته به بهارستان

خبرگزاری رسا ـ با نهایی شدن نتایج انتخابات در بسیاری از حوزه های انتخابیه در کشور، 27 روحانی در مرحله اول انتخابات به نمایندگی از مردم راهی صحن بهارستان شدند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، با برگزاری انتخابات پرشور نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و مشارکت حداکثری ملت ایران در پای صندوق های اخذ رأی شاهد انتخاب جمعی از روحانیان در برخی حوزه های انتخابیه کشور بوده ایم.

اسامی این روحانیان به شرح ذیل است:

حجج اسلام:

ردیف

نام  و نام خانوادگی

.......................حوزه انتخابیه

.............تعداد آراء

1 مرتضی آقا تهرانیتهران ـ استان تهران / نماینده دوره هشتم690848 رأی
2سید محمد حسن ابوترابی فردتهران ـ استان تهران / نماینده دوره هشتم693384 رأی
3 رضا آشتیانیقم ـ استان قم / نماینده دوره هشتم164219 رأی
4سیدمحمد سادات ابراهیمیشوشتر و گتوند ـ استان خوزستان / نماینده دوره هشتمبیش از 43 هزار رأی
5 محمد موسوی سجاسیخدابنده ـ استان زنجان41 هزار و 741 رای
6غلامحسین سبحانی نیانیشابور و فیروزه ـ خراسان رضوی / نماینده دوره هشتم78079 رای
7 مفید کیایی نژادساوجبلاغ، نظر آباد و طالقان ـ استان البرز42 هزار و 183 رأی
8 شیخ موسی احمدیدیر، کنگان و جم ـ استان بوشهر34576 رای
9 نصرالله پژمانفرمشهد و کلات ـ استان خراسان رضوی۲۳۲۰۰۴ رای
10 ناصر موسوی لارگانی  فلاورجان ـ استان اصفهان / نماینده دوره هشتم83801 رای
11احمد سالکاصفهان ـ استان اصفهان169677 رأی
12 سید علی طاهریگرگان و آق قلا ـ استان گلستان / نماینده دوره هشتم74 هزار و 501 از253 هزار و572 رأی مأخوذه
13محمدرضا امیریکهنوج، رودبار، منوجان، قلعه گنج و فاریاب ـ استان کرمان / نماینده دوره هشتم92554 رأی
14روح الله بیگیمیاندوآب، شاهین دژ و تکاب ـ استان آذربایجان غربی79260 رأی
15محمدرضا باقری بنابیبناب ـ استان آذربایجان شرقی33 هزار و 912 رای از مجموع 75 هزار و 762 رأی
16 علی اکبر ناصریبابل ـ استان مازندران103 هزار و 711 رای
17 سید محمد مهدی پورفاطمیدشتی و تنگستان ـ استان بوشهر / نماینده دوره هشتم۲۹هزار و ۹۹۰ رأی از مجموع ۸۴هزار و ۸۹۸ رأی
18برومندپارس آبادو بیله سوار ـ اردبیل43416 رای
19علیرضا سلیمیدلیجان و محلات ـ استان مرکزی17525 رای
20موسی غضنفرآبادیبم، ریگان، فهرج و نرماشیر ـ استان کرمان / نماینده دوره هشتم94310 رأی
21 سید علی محمد بزرگواریکهگیلویه و بهمئی و چرام ـ استان کهگیلویه و بویر احمد/ نماینده دوره هشتم62497 رأی
22سید جلال یحیی زادهتفت و میبد ـ استان یزدبا 25هزار و 382 رای از میان 58 هزار و 803 رأی مأخوذه
23میرقسمت موسویحوزه انتخابیه گرمی ـ استان اردبیل18 هزار و 4 رای از مجموع 49 هزار و 834 رأی
24 سید مرتضی حسینیحوزه انتخابیه قزوین‌، البرز و آبیک ـ ‌استان قزوین122 هزارو 467 رای از 324 هزار و 77 رای
25محمد باقر عبادیبیرجند و درمیان ـ خراسان جنوبی65342 رأی
26محمد رجاییگناباد و بجستان ـ استان خراسان رضوی 27102 رأی
27سیدمهدی موسوی نژاددشتستان ـ استان بوشهر46614 رأی


























































































گفتنی است، همچنین با توجه به حضور شماری روحانیان در میان کاندیداهای برخی از حوزه های انتخابیه که رقابت در آنها به دور دوم کشیده شده است، انتظار می رود شمار روحانیان در مجلس نهم افزایش یابد.

قابل ذکر است، حجج اسلام علی بنابی از قم، قدرت الله علیخانی از قزوین، حسن نوروزی از رباط کریم، سید سلمان ذاکر از ارومیه، محمدی از سلسله و دلفان، علی شاهرخی از کوهدشت و سید مصطفی طباطبایی‌نژاد از اردستان، نیز از جمله نمایندگان روحانی دوره هشتم مجلس ‌هستند که از راهیابی مجدد به صحن بهارستان بازماندند. /پ201/ج

هاشمی: به بهشتی گفتم با این همه تهمت چه می‌کنی؟


آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخشی از پیامی که به کنگره بزرگداشت شهید بهشتی ارسال کرده آورده است: «روزی به بهشتی گفتم با این همه تهمت چه می‌کنی؟ گفت: آسیا به نوبت.»

آیت الله هاشمی رفسنجانی پیامی به کنگره بزرگداشت شهیدبهشتی ارسال کرده که متن آن به نقل از خبرآنلاین منتشر می‌شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

اگرچه سخن گفتن از آیت‌الله دکتر شهید بهشتی برای من، یادآوری «روایت هجران» است، اما پس از آن فاجعه دلخراش و تاکنون شاهدیم که خون ایشان و یاران صدیقشان، انقلاب اسلامی را در برخورد با انواع توطئه بیمه کرده است.

شهید دکتر بهشتی که یک روحانی تأثیرگذار در مجموعه‌های دانشگاهی و همچنین یک دانشگاهی به‌ تمام‌معنا در حوزه‌های علمیه بود، مصداق واقعی روشنفکری دینی است که وجودشان به همراه اندیشه‌ها و افکارشان در زمانه افراط و تفریط، از ضرورت‌های نهادینه کردن اعتدال در جامعه است.

اطلاعات عمیق، کارآمد و عملگرایانه از مبانی اسلامی در ابعاد فقهی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و تلفیق آن با داده‌های روزآمد، از ایشان شخصیتی ساخته بود که حوزه و دانشگاه درصدد استفاده بیشتر از کلاس‌هایش بودند و خود نیز با تأسیس مدرسه «علم و دانش» سعی در آموزش علمی و فنی به جوانان متدیّن داشت.

اندیشه‌های سیاسی شهید بهشتی، مرزهای محدود فکری آن زمان را می‌پیمود و در ورای مباحث اسلامی و انسانی، مطرح می‌شد. به گونه‌ای که انسان، در تفکرات ایشان بیش از هر چیز، یک موجود معقول مختار است که باید زندگی فردی و اجتماعی خویش را براساس برداشت‌های فردی و تلفیق آن با خرد جمعی، برای خیر دنیا و آخرت بسازد.

صراحت بیان ایشان در امر به معروف و نهی از منکر، برخاسته از اعتقاد مسئولانه نسبت به حدیث «نصیحه لائمه المسلمین» و برای جلوگیری از استبداد و خودکامگی در همه حکومت‌ها بود و شاید همین ویژگی ایشان بود که همیشه آماج تیرهای مسموم توهین و تهمت افراطیون دگم‌اندیش زمان خود قرار می‌گرفت.

او سیاست را وسیله‌ای برای حاکمیت احکام متعالی اسلام در جامعه و فقه سیاسی را ضرورت اجتهاد برای اداره جامعه مسلمان در همه اعصار می‌دانست و از دورغ در سیاست به شدت پرهیز می‌کرد، چون می‌دانست که دروغ سست‌کننده پایه‌های اعتماد مردم نسبت به نظام است.

صداقت دکتر بهشتی در بیان مسائل و تحمل ایشان در مواجهه با بی اخلاقی‌ها آن قدر زیاد بود که در طول عمر شریف خویش، هیچ وقت به حذف شخصیتی هیچ مخالفی فکر نمی‌کرد، هرچند مخالفان پس از ناکامی در آن همه ترور شخصیت، جز به حذف فیزیکی ایشان رضایت ندادند. البته خون ایشان چون چشمه‌ای جوشان در جامعه خروشید و نگذاشت تارهای دروغ بر آیینه نگاه مردم نسبت به روحانیت اصیل اسلام بنشیند، هرچند پذیرفت که مظلوم زندگی نماید و به تعبیر امام راحل(ره) مظلومانه‌تر به شهادت برسد.

جای خالی آن همراه و همدل سالهای طولانی مبارزه و همکار سالهای پس از پیروزی، همیشه خالی است و این خلأ این روزها که بی‌اخلاقی‌های سیاسی بعضی‌ها برای مطامع زودگذر دنیوی به اوج رسیده، کاملاً احساس می‌شود.

هرچند تمام لحظه‌های پیش و پس از پیروزی انقلاب، سرشار از خاطرات تلخ و شیرین با ایشان است، اما خاطره‌ای را به یاد می‌آورم که روزی به ایشان گفتم: سید با این همه توهین و تهمت چه می‌کنی؟ هنوز آن لبخند معنادار و نگاه نافذش را با تمام وجود حس می‌کنم که با دست بر دوشم زد و گفت: آسیاب به نوبت.

با گرامیداشت یاد ایشان و همه شهدای راه حق و فضیلت، امیدوارم برگزارکنندگان این همایش با تبیین اندیشه‌های ایشان، گامی در جهت تقویت افکار دینی جامعه بردارند که اگر خوب و به دور از سلایق باندی باشد، سرشار از آموزه‌های فراوان برای آموزش جوانان است.

دومین پاسخ فرزند شهید مطهری به حجت الاسلام پناهیان +کلیپ

در جوابیه خود تلاش زیادی فرموده اید که در دو مرحله دو مطلب را به خواننده القا فرمایید: اول آنکه بنده را مقابل رهبری قرار دهید. علاوه بر این به القای مقابله با رهبری نیز بسنده نکرده ، سعی کرده اید مرا در مقابل امیر المؤمنین (ع) نيز قرار دهید! پيشنهاد مي کنم در منبر بعدي به جاي رابطه ولايت و عدالت، رابطه ميان بصيرت و تهمت را تبيين بفرماييد.

علی مطهری فرزند شهید مطهری در مطلبی را در واکنش به  به سخنان حجت الاسلام  پناهیان که درسایت تابناک منتشر شد ، ارسال کرده است که عین متن پاسخ به شرح زیر منتشر می شود :

جناب حجت الاسلام آقاي پناهیان

با عرض سلام و احترام، مجال ملاحظه پاسخ جنابعالی به جوابیه بنده تا پس از انتخابات حاصل نشد. همچنان که در ذيل تبيين خواهد شد، ناخواسته آنچه را که دربارۀ دیدگاه نادرست جنابعالی در باب ولایت فقیه گفته بودم تأیید فرموده و شواهدی نیز اضافه کرده اید.

به خوانندگانی که فرصت خواندن تمام پاسخ مرا ندارند، توصيه مي کنم برای آشنا شدن با نوع استدلال و ميزان امانتداري جناب آقای پناهیان در نقلها،  لااقل نگاهي به جدول انتهايي بيندازند و البته خوانندگان اينترنتي مي توانند کليپ مربوطه را نيز ببينند.

 از هر دری سخن گفته اید: نامۀ جوانان اصلاح طلب به بنده (که البته پاسخ آن را خدمت جناب شریعتمداری ارسال کردم ولي منتشر نکردند و در سایتها منتشر شد)، مخالفت با طرح نظارت بر نمایندگان تا دستگیری سریع و البته نادرست دبیر سیاسی یک هفته نامه.  مطالبی که هیچ ربطی به موضوع نداشت.
در اینجا در چهارده بند به ذکر نکاتی پرداخته و با پرهيز از پراکنده گويي، بر مسائل محتوایی و مفهومی تکیه می کنم.

ادامه نوشته

حاشیه‌های مجلس/ تسلی خاطر بازماندگان به جاماندگان/ آمپول تقویتی و مجلس لب مرز

تبریک گفتن نمایندگان جامانده به بازماندگان بهارستان نهم و دیده‌بوسی وکلای ملت از حواشی جلسه علنی امروز پارلمان بود.
به گزارش جهان به نقل از فارس، جلسه علنی صبح امروز مجلس که با تأخیر حدود ۲۰ دقیقه و با ریاست علی لاریجانی کار خود را آغاز کرده بود، با حاشیه‌هایی نیز همراه بود:

* علی لاریجانی، ‌محمدرضا باهنر و سیدشهاب‌الدین صدر ۳ رئیسی بودند که به ترتیب جلسه علنی مجلس را اداره می‌کردند.

* تبریک بازماندگان به جاماندگان مجلس نهم از حواشی جالب توجه‌ای بود که امروز در مجلس اتفاق افتاد؛ دیده‌بوسی جاماندگان و بازماندگان بهارستان نهم سوژه امروز عکاسان بود.

* در هنگام رأی‌گیری در خصوص یکی از مواد ظاهراً دستگاه یکی از نمایندگان با مشکل مواجه شده بود که لاریجانی به شوخی خطاب به وی گفت: شاید به خاطر رأی شماست که دستگاهتان خراب شده است.

* محبی‌نیا عضو هیئت رئیسه مجلس هشتم و کاندیدای ناکام مجلس نهم خطاب به حسن خسته‌بند که به مجلس نهم هم راه یافته در جریان بررسی یکی از مواد گفت که رأی آورده‌اید، لااقل رأی بدهید.

* محبی‌نیا در جلسه علنی امروز خطاب به عیسی جعفری سخنگوی کمیسیون کشاورزی گفت:‌ باز در خدمت کمیسیون کشاورزی هستیم؛ امروز روز کشاورزی است.

* تذکرات پی‌درپی رئیس مجلس برای شرکت نمایندگان در رأی‌گیری‌ها از حاشیه‌های تکراری جلسه علنی امروز بود.

* لاریجانی که تلاش می‌کرد نمایندگان را برای شرکت در رای‌گیری‌ها ترغیب کند، خطاب به آنها گفت که مثل اینکه آمپول تقویتی برای رأی‌گیری نمایندگان لازم است؛ نمایندگان ضمن دیده‌بوسی رأی هم بدهند؛ ما امروز لب مرزیم.

* ‌جاسم ساعدی نماینده ناکام بهارستان نهم در اواسط جلسه علنی امروز تلفن همراه خود را به لاریجانی داد تا رئیس مجلس با فردی که پشت خط تلفن ساعدی بود، صحبت کند.

10 واکنش به بیانیه خاتمی؛ از کیهان تا عبدی و گنجی

خاتمي با انتشار توضيحي درباره شركت خود در انتخابات نوشت: با وجود سختي و پيچيدگي اين مسئله انتظار ندارم همه از توضيحات من قانع شوند.
به گزارش جهان به نقل از کیهان، وي پيش از انتخابات گفته بود «اصلاح طلبان نمي توانند و نبايد در انتخابات شركت كنند چرا كه بي معناست». خاتمي اما ساعت 30/15 بعدازظهر روز جمعه در روستاي وادان- از توابع دماوند- و در حالي كه در ويلاي شخصي برادرش علي خاتمي اقامت داشت، اقدام به دادن رأي كرد. اين كار سرسخت ترين حاميان وي در احزابي چون مشاركت را شوكه كرد.
خاتمي در توضيح نه چندان شفاف خود مي نويسد: «اقدام من از منش و بينش سياسي و فكري من و آن چه به آن باور دارم و پايبندم ريشه مي گيرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه هاي اصلاح طلبي كه آن را مهم ترين و بلكه تنها راه سربلندي كشور و دست يابي به آرمان هاي اصيل انقلاب و تامين حقوق مردم و مصالح ملت مي دانم و نيز براي دفع مخاطرات و تهديدهاي دروني و بيروني اقدام كرده ام. هدف ممكن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعيتي است كه در آن مصلحت كشور و خواست هاي اساسي و تاريخي مردم اصل قرار گيرد. من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتي ملي و بازگشت به آرمان هاي اصيل انقلاب و قانون اساسي و ايجاد فضاي همدلي و مشاركت همگان دعوت كرده و مي كنم و انتظار داشته و دارم كه همه با اسير نماندن در گذشته و با نگاه به آينده روند تازه اي را در كشور آغاز كنند.»


ادامه نوشته